«اینجا» جای نزدیک گوینده را مشخص میکند؛ برخلاف «آنجا»، نقطهٔ اشاره از موقعیت گوینده تعیین میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Konuşanın bulunduğu yerde.
«اینجا» جای نزدیک گوینده را مشخص میکند؛ برخلاف «آنجا»، نقطهٔ اشاره از موقعیت گوینده تعیین میشود.
Birinin ulaşıp bulunduğu yerde.
وقتی کسی میگوید «رسیدم، اینجام»، واژه محل حضور فعلی را میرساند؛ خودِ «اینجا» فعل حرکت نیست.
Kararlaştırılan buluşma yerinde.
در قرار گذاشتن، این واژه محل مشترک را نشان میدهد؛ ساعت قرار را باید جداگانه گفت.
Oturmak için gösterilen yerde.
در «اینجا بشین» مکان نشستن منظور است؛ تفاوت «همین جا» با «جایی دیگر» را با اشاره میفهمیم.
Bir eşyanın konacağı yerde.
اینجا برای نشان دادن محل قرار گرفتن وسیله به کار میرود؛ لزوماً مالکیت یا نزدیکی وسیله به دست گوینده را نمیرساند.
Beklenmesi istenen yerde.
در درخواست «اینجا منتظر بمان»، مکان ثابت است و مدت انتظار را باید از بخش دیگری از جمله فهمید.
Birinin kaldığı yerde.
وقتی دربارهٔ ماندن حرف میزنیم، اینجا محل اقامت کوتاه یا بلند را نشان میدهد، نه مدت آن را.
Bu çalışma yerinde.
«اینجا کار میکنم» ممکن است به همین میز، دفتر یا ساختمان اشاره کند؛ اندازهٔ مکان از بافت مشخص میشود.
Ders çalışılan yerde.
برای معرفی جای درس خواندن، «اینجا» صرفاً مکان را تعیین میکند؛ معنی مدرسه یا کلاس در خود واژه نیست.
Bir eşyanın bulunduğu yerde.
در جملهٔ «کلید اینجاست» اینجا محل فعلی شیء است؛ پیدا کردن آن از فعل جمله فهمیده میشود.
Tam olarak gösterilen noktada.
گاهی با انگشت به یک نقطه اشاره میکنیم؛ «دقیقاً اینجا» محدودهٔ مورد نظر را کوچکتر میکند.
Haritada gösterilen konumda.
روی نقشه، اینجا جای نشاندادهشده را بیان میکند؛ شمال، جنوب یا مقصد از خود این واژه به دست نمیآید.
Bir yazının belirli bölümünde.
وقتی میگوییم «اینجا نوشته»، منظور جای مشخصی در همان متن است؛ الزاماً مکان فیزیکی گوینده نیست.
Bir formun işaret edilen alanında.
در فرم یا صفحه، «اینجا» به خانه یا بخش قابل دیدن اشاره میکند و با نامِ فیلد دقیقتر میشود.
Havası anlatılan bu yerde.
«اینجا سرد است» دربارهٔ هوای همین محل است؛ تعمیم آن به سراسر شهر یا کشور درست نیست.
Yakındaki ortamda.
در توصیف شلوغی یا سکوت، «اینجا» به محیطی اشاره میکند که فرد در آن حضور دارد.
İnsanların bulunduğu yerde.
در «دوستانم اینجا هستند» واژه مکان حضورشان را مشخص میکند، نه اینکه همین لحظه وارد شدهاند.
Yardım teklif edilen bu yerde.
«من اینجا هستم» میتواند همراه با وعدهٔ کمک گفته شود؛ خود واژه مکان را میرساند و حمایت از کل جمله فهمیده میشود.
Bu noktadaki danışma yeri.
برای نشاندادن محل فعلی بخش پذیرش، از قید مکان استفاده میشود؛ این کاربرد به حرکت بهسوی پذیرش اشاره ندارد.
Perondaki bir nokta.
وقتی محل ایستادن روی سکو یا جای تابلوی راهنما معلوم میشود، «اینجا» به همان مکان فعلی اشاره میکند.
Sıradaki belirli bir yer.
اینجا موقعیت فعلی در صف است؛ برای جابهجایی و رفتن به نقطهای دیگر ساخت جداگانه لازم میشود.
Ödeme veya kasa noktası.
این کاربرد موقعیت ثابت صندوق و دستگاه پرداخت را بیان میکند، نه نتیجهٔ پرداخت یا مالکیت پول.
Sınıftaki belirli yer.
در جملههای آموزشی، مکان فعلی تمرین یا ابزار کلاس با «اینجا» مشخص میشود.
Kitaplıkta veya kütüphanede bir yer.
قید مکان جای دقیق کتاب یا بخش موردنظر کتابخانه را نشان میدهد؛ با «به اینجا» که جهت حرکت است فرق دارد.
Kafede seçilen yer.
این کاربرد هم برای موقعیت میز و هم برای شرایط محل فعلی در کافه طبیعی است.
Koridordaki belirli nokta.
«اینجا» نقطهٔ فعلی در راهرو را نشان میدهد؛ عبارتهای جهتدار مانند «به اینجا» در هر زبان ساخت ویژه دارند.
Fotoğrafta görülen bir nokta.
در عکس، «اینجا» به ناحیهای در همان تصویر اشاره میکند، حتی اگر گوینده اکنون آنجا نباشد.
Açık web sayfasındaki bir yer.
در محیط دیجیتال نیز «اینجا» میتواند به جای ثابت یک گزینه یا متن روی صفحه اشاره کند؛ پیوند مقصد را بهصورت خودکار تضمین نمیکند.
Açık sohbet içindeki bir yer.
اینجا میتواند جای متن در همین رشتهٔ پیامها باشد؛ به زمان ارسال یا مکان فیزیکی فرستنده دلالت ندارد.
Bahçedeki bir nokta.
این کاربرد برای توصیف وضعیت فعلی در فضای باز است؛ مرز باغ یا جهت حرکت را بهخودیخود مشخص نمیکند.
Paketin bırakıldığı fiziksel yer.
در تحویل کالا، «اینجا» محل فیزیکی بسته یا نقطهٔ تحویل را نشان میدهد؛ نشانی سفارش را جایگزین نمیکند.
Etkinliğin yapıldığı yer.
برای جای برگزاری فعلی یک برنامه، این واژه مکان را نشان میدهد؛ زمان یا نوع رویداد را خودش بیان نمیکند.
Ben buradayım, girişin yanındayım.
من اینجام، کنار ورودی هستم.
Küçük iz tam burada.
علامت کوچک دقیقاً همینجاست.
Burada bekle, birazdan döneceğim.
همینجا منتظر بمان، کمی بعد برمیگردم.
Köyümüz burada, haritada.
روستای ما اینجا روی نقشه است.
Konuşmak istersen senin için buradayım.
اگر خواستی حرف بزنی، کنارت هستم.
Burada در ترکی یعنی «اینجا؛ در این مکان». پسوند -da مکان را نشان میدهد. برای حرکت «به اینجا» معمولاً buraya و برای «از اینجا» buradan به کار میرود؛ این سه صورت نباید در ترجمهٔ جملههای حرکتی جابهجا شوند.
Konuşanın bulunduğu yerde.
«اینجا» جای نزدیک گوینده را مشخص میکند؛ برخلاف «آنجا»، نقطهٔ اشاره از موقعیت گوینده تعیین میشود.
Birinin ulaşıp bulunduğu yerde.
وقتی کسی میگوید «رسیدم، اینجام»، واژه محل حضور فعلی را میرساند؛ خودِ «اینجا» فعل حرکت نیست.
Kararlaştırılan buluşma yerinde.
در قرار گذاشتن، این واژه محل مشترک را نشان میدهد؛ ساعت قرار را باید جداگانه گفت.
Oturmak için gösterilen yerde.
در «اینجا بشین» مکان نشستن منظور است؛ تفاوت «همین جا» با «جایی دیگر» را با اشاره میفهمیم.
Bir eşyanın konacağı yerde.
اینجا برای نشان دادن محل قرار گرفتن وسیله به کار میرود؛ لزوماً مالکیت یا نزدیکی وسیله به دست گوینده را نمیرساند.
Beklenmesi istenen yerde.
در درخواست «اینجا منتظر بمان»، مکان ثابت است و مدت انتظار را باید از بخش دیگری از جمله فهمید.
Birinin kaldığı yerde.
وقتی دربارهٔ ماندن حرف میزنیم، اینجا محل اقامت کوتاه یا بلند را نشان میدهد، نه مدت آن را.
Bu çalışma yerinde.
«اینجا کار میکنم» ممکن است به همین میز، دفتر یا ساختمان اشاره کند؛ اندازهٔ مکان از بافت مشخص میشود.
Ders çalışılan yerde.
برای معرفی جای درس خواندن، «اینجا» صرفاً مکان را تعیین میکند؛ معنی مدرسه یا کلاس در خود واژه نیست.
Bir eşyanın bulunduğu yerde.
در جملهٔ «کلید اینجاست» اینجا محل فعلی شیء است؛ پیدا کردن آن از فعل جمله فهمیده میشود.
Tam olarak gösterilen noktada.
گاهی با انگشت به یک نقطه اشاره میکنیم؛ «دقیقاً اینجا» محدودهٔ مورد نظر را کوچکتر میکند.
Haritada gösterilen konumda.
روی نقشه، اینجا جای نشاندادهشده را بیان میکند؛ شمال، جنوب یا مقصد از خود این واژه به دست نمیآید.
Bir yazının belirli bölümünde.
وقتی میگوییم «اینجا نوشته»، منظور جای مشخصی در همان متن است؛ الزاماً مکان فیزیکی گوینده نیست.
Bir formun işaret edilen alanında.
در فرم یا صفحه، «اینجا» به خانه یا بخش قابل دیدن اشاره میکند و با نامِ فیلد دقیقتر میشود.
Havası anlatılan bu yerde.
«اینجا سرد است» دربارهٔ هوای همین محل است؛ تعمیم آن به سراسر شهر یا کشور درست نیست.
Yakındaki ortamda.
در توصیف شلوغی یا سکوت، «اینجا» به محیطی اشاره میکند که فرد در آن حضور دارد.
İnsanların bulunduğu yerde.
در «دوستانم اینجا هستند» واژه مکان حضورشان را مشخص میکند، نه اینکه همین لحظه وارد شدهاند.
Yardım teklif edilen bu yerde.
«من اینجا هستم» میتواند همراه با وعدهٔ کمک گفته شود؛ خود واژه مکان را میرساند و حمایت از کل جمله فهمیده میشود.
Bu noktadaki danışma yeri.
برای نشاندادن محل فعلی بخش پذیرش، از قید مکان استفاده میشود؛ این کاربرد به حرکت بهسوی پذیرش اشاره ندارد.
Perondaki bir nokta.
وقتی محل ایستادن روی سکو یا جای تابلوی راهنما معلوم میشود، «اینجا» به همان مکان فعلی اشاره میکند.
Sıradaki belirli bir yer.
اینجا موقعیت فعلی در صف است؛ برای جابهجایی و رفتن به نقطهای دیگر ساخت جداگانه لازم میشود.
Ödeme veya kasa noktası.
این کاربرد موقعیت ثابت صندوق و دستگاه پرداخت را بیان میکند، نه نتیجهٔ پرداخت یا مالکیت پول.
Sınıftaki belirli yer.
در جملههای آموزشی، مکان فعلی تمرین یا ابزار کلاس با «اینجا» مشخص میشود.
Kitaplıkta veya kütüphanede bir yer.
قید مکان جای دقیق کتاب یا بخش موردنظر کتابخانه را نشان میدهد؛ با «به اینجا» که جهت حرکت است فرق دارد.
Kafede seçilen yer.
این کاربرد هم برای موقعیت میز و هم برای شرایط محل فعلی در کافه طبیعی است.
Koridordaki belirli nokta.
«اینجا» نقطهٔ فعلی در راهرو را نشان میدهد؛ عبارتهای جهتدار مانند «به اینجا» در هر زبان ساخت ویژه دارند.
Fotoğrafta görülen bir nokta.
در عکس، «اینجا» به ناحیهای در همان تصویر اشاره میکند، حتی اگر گوینده اکنون آنجا نباشد.
Açık web sayfasındaki bir yer.
در محیط دیجیتال نیز «اینجا» میتواند به جای ثابت یک گزینه یا متن روی صفحه اشاره کند؛ پیوند مقصد را بهصورت خودکار تضمین نمیکند.
Açık sohbet içindeki bir yer.
اینجا میتواند جای متن در همین رشتهٔ پیامها باشد؛ به زمان ارسال یا مکان فیزیکی فرستنده دلالت ندارد.
Bahçedeki bir nokta.
این کاربرد برای توصیف وضعیت فعلی در فضای باز است؛ مرز باغ یا جهت حرکت را بهخودیخود مشخص نمیکند.
Paketin bırakıldığı fiziksel yer.
در تحویل کالا، «اینجا» محل فیزیکی بسته یا نقطهٔ تحویل را نشان میدهد؛ نشانی سفارش را جایگزین نمیکند.
من اینجا کنار درِ ورودی هستم.
اشاره به مکان نزدیک گویندهاینجا کنار پنجره نور بیشتری هست.
اشاره به مکان نزدیک گویندهباغ از همینجا، پشت نیمکت شروع میشود.
اشاره به مکان نزدیک گویندهالآن اینجام؛ قطار زود رسید.
حاضر بودن در محل پس از رسیدنبالاخره بعد از یک سفر طولانی اینجاییم.
حاضر بودن در محل پس از رسیدناو زودتر رسیده و اینجا در لابی منتظر است.
حاضر بودن در محل پس از رسیدنساعت شش همینجا همدیگر را ببینیم.
تعیین محل قرارگروه ما هر جمعه همینجا جمع میشود.
تعیین محل قرارمیتوانیم بهجای کافه اینجا قرار بگذاریم؟
تعیین محل قرارمیتوانی اینجا کنار من بنشینی.
نشان دادن جای نشستناینجا یک صندلی خالی هست.
نشان دادن جای نشستناینجا بنشین تا صفحه را خوب ببینی.
نشان دادن جای نشستنکیفت را اینجا روی قفسه بگذار.
مشخص کردن محل یک وسیلهجای فنجانها اینجاست، کنار بشقابها.
مشخص کردن محل یک وسیلهکفشهایت را اینجا کنار پادری بگذار.
مشخص کردن محل یک وسیلهتا بلیتها را میگیرم اینجا منتظر بمان.
منتظر ماندن در یک نقطهتا اتوبوس برسد اینجا میمانم.
منتظر ماندن در یک نقطهمیتوانیم اینجا زیر سقف منتظر بمانیم.
منتظر ماندن در یک نقطهدو شب اینجا میمانیم.
ماندن در مکان فعلیاینجا را دوست دارم؛ شاید یک روز دیگر بمانم.
ماندن در مکان فعلیمادربزرگ و پدربزرگم سالهاست اینجا زندگی میکنند.
ماندن در مکان فعلیروزهای کاری اینجا کار میکنم.
محل انجام کارمیز پذیرش اینجا در طبقهٔ همکف است.
محل انجام کارجلسههای تیممان را اینجا برگزار میکنیم.
محل انجام کاربعد از ناهار اینجا درس میخوانم.
محل مطالعه یا یادگیریکتابخانه ساکت است؛ برای همین اینجا کتاب میخوانیم.
محل مطالعه یا یادگیریدر همین کلاس، اینجا مکالمه تمرین میکنیم.
محل مطالعه یا یادگیریکلیدهایت اینجاست، زیر روزنامه.
محل پیدا شدن چیزیدکمهٔ گمشده را اینجا کنار مبل پیدا کردم.
محل پیدا شدن چیزیدفتر یک دقیقه پیش همینجا بود.
محل پیدا شدن چیزیاینجا به آن علامت کوچک نگاه کن.
اشاره به نقطهٔ مشخصترک دقیقاً از همینجا شروع میشود.
اشاره به نقطهٔ مشخصانگشتت را اینجا روی نقطهٔ آبی بگذار.
اشاره به نقطهٔ مشخصروی نقشه اینجاییم، کنار رودخانه.
مشخص کردن جای کنونی روی نقشهدایرهٔ قرمز جای ما را نشان میدهد: همینجا.
مشخص کردن جای کنونی روی نقشههتل ما اینجاست، دو خیابان دورتر از ایستگاه.
مشخص کردن جای کنونی روی نقشهاینجا نوشته موزه ساعت پنج تعطیل میشود.
اشاره به بخشی از نوشتهاین جمله را اینجا در بند دوم زیرش خط کشیدم.
اشاره به بخشی از نوشتهپاسخ اینجاست، پایین صفحه.
اشاره به بخشی از نوشتهنام کاملت را اینجا در سطر اول بنویس.
اشاره به قسمت مشخصی از فرمتاریخ باید اینجا زیر امضایت باشد.
اشاره به قسمت مشخصی از فرمقیمت کل را اینجا روی صفحه میبینی.
اشاره به قسمت مشخصی از فرماینجا از مرکز شهر سردتر است.
توصیف هوای محل حاضراینجا در بهار زیاد باران میبارد.
توصیف هوای محل حاضرصبحها هوای اینجا تازه است.
توصیف هوای محل حاضراینجا بعد از غروب خیلی آرام است.
توصیف صدا و آرامش محیطخوب صدایت را نمیشنوم؛ اینجا خیلی شلوغ است.
توصیف صدا و آرامش محیطاینجا کنار صحنه صدای موسیقی خیلی بلند است.
توصیف صدا و آرامش محیطدوستانم اینجا در آشپزخانهاند.
حضور افراد در این محلمدیر امروز اینجاست؟
حضور افراد در این محلهمه بهجز علی اینجا هستند.
حضور افراد در این محلاگر کمک خواستی، من اینجام.
حضور برای کمک و همراهیما اینجاییم تا به سؤالهایتان جواب بدهیم.
حضور برای کمک و همراهیتنها نیستی؛ خانوادهات اینجا کنارت هستند.
حضور برای کمک و همراهیپذیرش مهمانها اینجا کنار آسانسور است.
مشخصکردن محل پذیرش و مراجعهاینجا میتوانی ساعت ملاقات را بپرسی.
مشخصکردن محل پذیرش و مراجعهکارمند پذیرش امروز اینجا نیست.
مشخصکردن محل پذیرش و مراجعهقطار محلی اینجا در سکوی دو توقف میکند.
تعیین موقعیت روی سکوی حملونقلاینجا زیر تابلو شمارهٔ واگنها نوشته شده است.
تعیین موقعیت روی سکوی حملونقلتا آمدن قطار همینجا پشت خط زرد میایستیم.
تعیین موقعیت روی سکوی حملونقلصف از همینجا کنار ستون شروع میشود.
اشاره به جای مشخص در صفاینجا آخر صف است یا جلوتر؟
اشاره به جای مشخص در صفاینجا جایی است که نوبتها را بررسی میکنند.
اشاره به جای مشخص در صفاینجا کنار صندوق پرداخت با کارت ممکن است.
نشاندادن محل پرداخت یا صندوققیمت تخفیفخورده اینجا روی رسید دیده میشود.
نشاندادن محل پرداخت یا صندوقاینجا دستگاه پرداخت دوم هم هست.
نشاندادن محل پرداخت یا صندوقاینجا روی تخته مثال دوم را میبینی.
اشاره به محل فعالیت در کلاساینجا در گوشهٔ کلاس وسایل نقاشی هستند.
اشاره به محل فعالیت در کلاساینجا بعد از زنگ آخر خلوتتر میشود.
اشاره به محل فعالیت در کلاسکتابهای تاریخ اینجا در قفسهٔ بالا هستند.
تعیین محل کتاب یا قفسهاینجا روی برچسب شمارهٔ رده را نوشتهاند.
تعیین محل کتاب یا قفسهاینجا کنار میز مطالعه پریز برق هست.
تعیین محل کتاب یا قفسهاینجا کنار پنجره یک میز دو نفره داریم.
مشخصکردن جای انتخابشده در کافهاینجا قهوه را بدون شکر سرو میکنند.
مشخصکردن جای انتخابشده در کافهاینجا منوی نوشیدنیها روی دیوار است.
مشخصکردن جای انتخابشده در کافهاینجا در انتهای راهرو چراغ روشن است.
راهنمایی با اشاره به محل در راهرواینجا جلوی در نباید وسیله بگذاریم.
راهنمایی با اشاره به محل در راهرواینجا روی دیوار نقشهٔ طبقات نصب شده است.
راهنمایی با اشاره به محل در راهرواینجا در عکس میتوانی پل قدیمی را ببینی.
اشاره به موقعیت در عکساینجا سمت چپ تصویر خواهرم ایستاده است.
اشاره به موقعیت در عکساینجا پشت درختها دریا پیداست.
اشاره به موقعیت در عکساینجا بالای صفحه عنوان مقاله دیده میشود.
اشاره به بخش مشخص در صفحهٔ اینترنتاینجا کنار دکمهٔ جستوجو تنظیمات است.
اشاره به بخش مشخص در صفحهٔ اینترنتاینجا زیر تصویر توضیح کوتاهی نوشته شده است.
اشاره به بخش مشخص در صفحهٔ اینترنتپاسخت را همینجا زیر پیام من بنویس.
اشاره به محل پیام در گفتوگوی آنلایناینجا در گفتوگو آدرس را فرستادهام.
اشاره به محل پیام در گفتوگوی آنلایناینجا بالای پیام یک فایل پیوست هست.
اشاره به محل پیام در گفتوگوی آنلایناینجا کنار حوض گلهای بنفش روییدهاند.
اشاره به نقطهای در باغ یا فضای سبزاینجا زیر این درخت سایهٔ خوبی هست.
اشاره به نقطهای در باغ یا فضای سبزاینجا صبحها صدای پرندهها را میشنویم.
اشاره به نقطهای در باغ یا فضای سبزبستهٔ کوچک اینجا روی میز تحویل است.
تعیین محل قرارگیری بسته در تحویلاینجا کنار پیشخوان برای بستهها برچسب میزنند.
تعیین محل قرارگیری بسته در تحویلاینجا جای بستههای آمادهٔ تحویل است.
تعیین محل قرارگیری بسته در تحویلنمایش کوچک امشب همینجا برگزار میشود.
مشخصکردن محل یک رویداداینجا در سالن همه میتوانند برنامه را ببینند.
مشخصکردن محل یک رویداداینجا کنار ورودی برنامهٔ روز روی دیوار است.
مشخصکردن محل یک رویدادBen buradayım, girişin yanındayım.
من اینجام، کنار ورودی هستم.
Küçük iz tam burada.
علامت کوچک دقیقاً همینجاست.
Burada bekle, birazdan döneceğim.
همینجا منتظر بمان، کمی بعد برمیگردم.
Köyümüz burada, haritada.
روستای ما اینجا روی نقشه است.
Konuşmak istersen senin için buradayım.
اگر خواستی حرف بزنی، کنارت هستم.