Later زمانِ پس از اکنون را بدون تعیین ساعت دقیق میرساند؛ luego، plus tard، später و sonra بسته به بافت همین ترتیب زمانی را میسازند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
À un moment ultérieur non précisé.
Later زمانِ پس از اکنون را بدون تعیین ساعت دقیق میرساند؛ luego، plus tard، später و sonra بسته به بافت همین ترتیب زمانی را میسازند.
Peu de temps après le moment présent.
later میتواند فاصلهای کوتاه را نیز برساند، اما لزوماً برابر soon یا فوراً نیست؛ مثال باید زمان تقریبی را از بافت روشن کند.
Plus tard dans la même journée.
«بعداً امروز» در انگلیسی later today و در فرانسوی plus tard aujourd’hui است؛ ممکن است فردا یا آیندهٔ دور نباشد.
À un moment ultérieur de la semaine en cours.
Later this week زمان را به بخشی پسین از همین هفته محدود میکند؛ فرانسوی plus tard dans la semaine و آلمانی später in dieser Woche.
Répondre à un message à un moment ultérieur.
لحن «بعداً جواب میدهم» از ردکردنِ همیشگی متفاوت است؛ در ترکی sonra cevap veririm و در اسپانیایی luego te contesto طبیعیاند.
Revenir à une discussion plus tard.
بعداً دربارهٔ موضوعی حرفزدن لزوماً دیرکرد یا بیاهمیتی نیست؛later به تعویق زمانی اشاره میکند و نه به قضاوت دربارهٔ موضوع.
Prendre une décision ultérieurement.
Later میتواند عقبانداختن تصمیم تا فراهمشدن اطلاعات باشد، اما معنیِ «لغو تصمیم» ندارد.
Effectuer une tâche ordinaire à un moment ultérieur.
Do it later / hazlo luego / fais-le plus tard / mach es später / sonra yap به زمان انجام اشاره دارند؛ «بعداً» وعدهٔ حتمی انجام نیست مگر بافت آن را تعیین کند.
Payer à un moment ultérieur.
Pay later به پرداخت در زمانی غیر از حال اشاره دارد؛ نباید به معنی نپرداختن یا اعتبارِ تضمینشده تعبیر شود.
Partir ou voyager plus tard.
Leave later / salir luego / partir plus tard / später losfahren / sonra yola çıkmak زمان حرکت را عقب میبرد؛ بعداً همیشه فردا نیست.
Tenir une réunion à une heure ultérieure.
در قرارها later میتواند تغییر ساعت همان روز باشد؛ when later/plus tard/später به قرارِ مشخص اشاره دارد، باید زمان یا بافت معلوم باشد.
Étudier ou revoir une leçon à un stade ultérieur.
در آموزش later میتواند زمانِ مرور یک مطلب باشد؛ بعدها ≠ «هرگز یاد نمیگیریم» و در فرانسوی plus tard / آلمانی später طبیعی است.
Un projet d’agir à un moment ultérieur.
بعداً میتواند بخشی از برنامه باشد؛ زمانِ دقیق به توافق یا بافت وابسته است و نباید صرف وجود واژه را تضمینِ انجام دانست.
Apprendre quelque chose après un évènement passé.
در روایت گذشته، later یعنی «مدتی پس از آن رویداد» و نه لزوماً آینده نسبت به لحظهٔ گفتار؛ luego، plus tard، später، sonra نیز این جابهجاییِ مرجع را دارند.
Un évènement qui survient plus tard dans une succession.
در توالیِ روایت later/then، luego، plus tard، später، sonra به ترتیب زمانی اشاره دارند؛ تفاوت «سپس» و «دیرتر» با فاصلهٔ واقعی بافت تعیین میشود.
Choisir d’agir maintenant ou plus tard.
Now or later در مکالمه انتخابِ زمان را روشن میکند؛ Spanish ahora o luego، French maintenant ou plus tard، German jetzt oder später، Turkish şimdi mi sonra mı.
Reporter une action sans nécessairement l’annuler.
Later در پاسخ «بعداً انجام میدهم» تعویق است، نه «هیچوقت»؛ تعویق کار ممکن است مؤدبانه یا طفرهآمیز باشد و لحن مهم است.
Une formule de départ évoquant une prochaine rencontre.
See you later، hasta luego، à plus tard، bis später، sonra görüşürüz و «بعداً میبینمت» در بافت خداحافظی ممکن است زمان دقیقِ دیدار را تعیین نکنند.
Prendre les transports en commun à un moment ultérieur.
«بعداً اتوبوس میگیرم» زمان اقدام را به عقب میاندازد؛ با زمان دقیقِ حرکت یا وعدهٔ رسیدن یکی نیست.
Retirer un colis plus tard plutôt que tout de suite.
بعداً برای تحویل بسته رفتن با «بسته بعداً ارسال میشود» یکی نیست؛ زمان دریافت و ارسال را جدا نگه دار.
Rendre ou prolonger l'emprunt d'un livre plus tard.
«بعداً کتاب را پس میدهم» قصد یا برنامه است؛ زمان سررسید امانت ممکن است چیز دیگری باشد.
Contacter l'assistance ou examiner un problème technique plus tard.
«بعداً با پشتیبانی تماس میگیرم» یک اقدام برنامهریزیشده است؛ پاسخدادن پشتیبانی تضمین نمیشود.
Reporter une mise à jour logicielle à plus tard.
«بعداً بهروزرسانی میکنم» انتخاب زمان انجام کار است؛ با اعلان «بهروزرسانی بعدی» که به نسخهای دیگر اشاره دارد، فرق میکند.
Effectuer une étape de cuisine après une autre ou plus tard.
«بعداً ادویه را اضافه کن» ترتیب کار است؛ در اسپانیایی luego و در ترکی sonra میتوانند معنای «سپس» هم بدهند.
Prévoir un appel familial pour plus tard.
«بعداً تماس میگیرم» وعدهٔ زمان دقیق نمیدهد؛ برای قرار قطعی بهتر است ساعت یا بازه مشخص شود.
Remplir ou déposer des documents plus tard.
موکولکردن فرم یا پرونده به بعد، مهلت قانونی آن را تغییر نمیدهد؛ این مثالها توصیهٔ اداری یا حقوقی نیستند.
Choisir ou examiner des photos plus tard.
«عکسها را بعداً انتخاب میکنیم» به زمان انتخاب اشاره دارد، نه اینکه عکسها بعداً گرفته میشوند.
Faire une tâche de jardinage plus tard.
«بعداً آبیاری میکنم» برنامهای برای بعد است؛ زمان مناسب آبیاری به شرایط بستگی دارد و اینجا توصیهٔ باغبانی نیست.
Réserver une table ou aller manger plus tard.
«بعداً میز رزرو میکنم» به زمان اقدام اشاره دارد؛ رزرو قطعی فقط وقتی ثبت شود که رستوران تأیید کرده باشد.
Prévoir un suivi médical de routine pour plus tard.
اینها جملههای آموزشی دربارهٔ زمان پیگیریاند، نه دستور درمان؛ اگر مراقبت فوری لازم است نباید آن را بدون ارزیابی به بعد موکول کرد.
Répéter ou revoir un spectacle plus tard.
«بعداً تمرین میکنیم» زمان تمرین را تغییر میدهد؛ زمان اجرای عمومی لزوماً همان زمان نیست.
Participer à une action bénévole plus tard.
«بعداً کمک میکنم» قصد یا تعهد زمانبندی است؛ با کاری که الآن انجام میشود فرق دارد و باید در صورت نیاز زمان دقیق هماهنگ شود.
À plus tard, on se voit après le cours.
تا بعد، پس از کلاس میبینمت.
Je le ferai plus tard, après ma pause.
بعداً پس از استراحتم انجامش میدهم.
Un peu plus tard, le soleil est réapparu.
کمی بعد خورشید دوباره پیدا شد.
Nous pouvons remettre cette discussion à plus tard.
میتوانیم این گفتگو را به بعد موکول کنیم.
Je t’enverrai la photo plus tard aujourd’hui.
امروز کمی بعد عکس را میفرستم.
Plus tard در فرانسوی یعنی «بعداً/دیرتر» و یک عبارت دوواژهای است؛ در à plus tard خداحافظی، در remettre à plus tard تعویق و در plus tard que prévu مقایسهٔ زمان را نشان میدهد. Avec plus tôt و tard فقط هممعنا نیست.
À un moment ultérieur non précisé.
Later زمانِ پس از اکنون را بدون تعیین ساعت دقیق میرساند؛ luego، plus tard، später و sonra بسته به بافت همین ترتیب زمانی را میسازند.
Peu de temps après le moment présent.
later میتواند فاصلهای کوتاه را نیز برساند، اما لزوماً برابر soon یا فوراً نیست؛ مثال باید زمان تقریبی را از بافت روشن کند.
Plus tard dans la même journée.
«بعداً امروز» در انگلیسی later today و در فرانسوی plus tard aujourd’hui است؛ ممکن است فردا یا آیندهٔ دور نباشد.
À un moment ultérieur de la semaine en cours.
Later this week زمان را به بخشی پسین از همین هفته محدود میکند؛ فرانسوی plus tard dans la semaine و آلمانی später in dieser Woche.
Répondre à un message à un moment ultérieur.
لحن «بعداً جواب میدهم» از ردکردنِ همیشگی متفاوت است؛ در ترکی sonra cevap veririm و در اسپانیایی luego te contesto طبیعیاند.
Revenir à une discussion plus tard.
بعداً دربارهٔ موضوعی حرفزدن لزوماً دیرکرد یا بیاهمیتی نیست؛later به تعویق زمانی اشاره میکند و نه به قضاوت دربارهٔ موضوع.
Prendre une décision ultérieurement.
Later میتواند عقبانداختن تصمیم تا فراهمشدن اطلاعات باشد، اما معنیِ «لغو تصمیم» ندارد.
Effectuer une tâche ordinaire à un moment ultérieur.
Do it later / hazlo luego / fais-le plus tard / mach es später / sonra yap به زمان انجام اشاره دارند؛ «بعداً» وعدهٔ حتمی انجام نیست مگر بافت آن را تعیین کند.
Payer à un moment ultérieur.
Pay later به پرداخت در زمانی غیر از حال اشاره دارد؛ نباید به معنی نپرداختن یا اعتبارِ تضمینشده تعبیر شود.
Partir ou voyager plus tard.
Leave later / salir luego / partir plus tard / später losfahren / sonra yola çıkmak زمان حرکت را عقب میبرد؛ بعداً همیشه فردا نیست.
Tenir une réunion à une heure ultérieure.
در قرارها later میتواند تغییر ساعت همان روز باشد؛ when later/plus tard/später به قرارِ مشخص اشاره دارد، باید زمان یا بافت معلوم باشد.
Étudier ou revoir une leçon à un stade ultérieur.
در آموزش later میتواند زمانِ مرور یک مطلب باشد؛ بعدها ≠ «هرگز یاد نمیگیریم» و در فرانسوی plus tard / آلمانی später طبیعی است.
Un projet d’agir à un moment ultérieur.
بعداً میتواند بخشی از برنامه باشد؛ زمانِ دقیق به توافق یا بافت وابسته است و نباید صرف وجود واژه را تضمینِ انجام دانست.
Apprendre quelque chose après un évènement passé.
در روایت گذشته، later یعنی «مدتی پس از آن رویداد» و نه لزوماً آینده نسبت به لحظهٔ گفتار؛ luego، plus tard، später، sonra نیز این جابهجاییِ مرجع را دارند.
Un évènement qui survient plus tard dans une succession.
در توالیِ روایت later/then، luego، plus tard، später، sonra به ترتیب زمانی اشاره دارند؛ تفاوت «سپس» و «دیرتر» با فاصلهٔ واقعی بافت تعیین میشود.
Choisir d’agir maintenant ou plus tard.
Now or later در مکالمه انتخابِ زمان را روشن میکند؛ Spanish ahora o luego، French maintenant ou plus tard، German jetzt oder später، Turkish şimdi mi sonra mı.
Reporter une action sans nécessairement l’annuler.
Later در پاسخ «بعداً انجام میدهم» تعویق است، نه «هیچوقت»؛ تعویق کار ممکن است مؤدبانه یا طفرهآمیز باشد و لحن مهم است.
Une formule de départ évoquant une prochaine rencontre.
See you later، hasta luego، à plus tard، bis später، sonra görüşürüz و «بعداً میبینمت» در بافت خداحافظی ممکن است زمان دقیقِ دیدار را تعیین نکنند.
Prendre les transports en commun à un moment ultérieur.
«بعداً اتوبوس میگیرم» زمان اقدام را به عقب میاندازد؛ با زمان دقیقِ حرکت یا وعدهٔ رسیدن یکی نیست.
Retirer un colis plus tard plutôt que tout de suite.
بعداً برای تحویل بسته رفتن با «بسته بعداً ارسال میشود» یکی نیست؛ زمان دریافت و ارسال را جدا نگه دار.
Rendre ou prolonger l'emprunt d'un livre plus tard.
«بعداً کتاب را پس میدهم» قصد یا برنامه است؛ زمان سررسید امانت ممکن است چیز دیگری باشد.
Contacter l'assistance ou examiner un problème technique plus tard.
«بعداً با پشتیبانی تماس میگیرم» یک اقدام برنامهریزیشده است؛ پاسخدادن پشتیبانی تضمین نمیشود.
Reporter une mise à jour logicielle à plus tard.
«بعداً بهروزرسانی میکنم» انتخاب زمان انجام کار است؛ با اعلان «بهروزرسانی بعدی» که به نسخهای دیگر اشاره دارد، فرق میکند.
Effectuer une étape de cuisine après une autre ou plus tard.
«بعداً ادویه را اضافه کن» ترتیب کار است؛ در اسپانیایی luego و در ترکی sonra میتوانند معنای «سپس» هم بدهند.
Prévoir un appel familial pour plus tard.
«بعداً تماس میگیرم» وعدهٔ زمان دقیق نمیدهد؛ برای قرار قطعی بهتر است ساعت یا بازه مشخص شود.
Remplir ou déposer des documents plus tard.
موکولکردن فرم یا پرونده به بعد، مهلت قانونی آن را تغییر نمیدهد؛ این مثالها توصیهٔ اداری یا حقوقی نیستند.
Choisir ou examiner des photos plus tard.
«عکسها را بعداً انتخاب میکنیم» به زمان انتخاب اشاره دارد، نه اینکه عکسها بعداً گرفته میشوند.
Faire une tâche de jardinage plus tard.
«بعداً آبیاری میکنم» برنامهای برای بعد است؛ زمان مناسب آبیاری به شرایط بستگی دارد و اینجا توصیهٔ باغبانی نیست.
Réserver une table ou aller manger plus tard.
«بعداً میز رزرو میکنم» به زمان اقدام اشاره دارد؛ رزرو قطعی فقط وقتی ثبت شود که رستوران تأیید کرده باشد.
Prévoir un suivi médical de routine pour plus tard.
اینها جملههای آموزشی دربارهٔ زمان پیگیریاند، نه دستور درمان؛ اگر مراقبت فوری لازم است نباید آن را بدون ارزیابی به بعد موکول کرد.
Répéter ou revoir un spectacle plus tard.
«بعداً تمرین میکنیم» زمان تمرین را تغییر میدهد؛ زمان اجرای عمومی لزوماً همان زمان نیست.
بعداً دربارهٔ این موضوع صحبت میکنیم.
بعداً در زمانی نامشخصالآن عجله دارم؛ بعداً برمیگردم.
بعداً در زمانی نامشخصمیتوانی این سؤال را بعداً بپرسی.
بعداً در زمانی نامشخصچند دقیقه بعد به تو زنگ میزنم.
کمی بعد؛ فاصلهٔ زمانی کوتاهبعداً، وقتی چای آماده شد، شروع میکنیم.
کمی بعد؛ فاصلهٔ زمانی کوتاهبگذار کمی بعد جواب بدهم؛ باید فکر کنم.
کمی بعد؛ فاصلهٔ زمانی کوتاهامروز کمی بعد نتیجه را بررسی میکنیم.
در ساعتهای بعدیِ همین روزقرار است امروز بعداً برای خرید برویم.
در ساعتهای بعدیِ همین روزامروز کمی بعد کتاب را بهت میدهم.
در ساعتهای بعدیِ همین روزبعداً در همین هفته برنامه را برایت میفرستم.
در روزهای بعدیِ همین هفتهبعداً در همین هفته دوباره هوا را بررسی میکنیم.
در روزهای بعدیِ همین هفتهاگر وقت نشد، بعداً در همین هفته ملاقات میکنیم.
در روزهای بعدیِ همین هفتهپیامت را دیدم؛ بعداً جواب میدهم.
پاسخدادن به پیام در زمانی بعداگر الآن در جلسهای، بعداً جواب بده.
پاسخدادن به پیام در زمانی بعدجواب طولانی است؛ بعداً برایت مینویسم.
پاسخدادن به پیام در زمانی بعداین موضوع را بعداً با آرامش بررسی کنیم.
موکولکردن گفتگو به زمان دیگرالآن وقت کافی نداریم؛ بعداً ادامه میدهیم.
موکولکردن گفتگو به زمان دیگربعداً در گروه دربارهٔ جزئیات حرف میزنیم.
موکولکردن گفتگو به زمان دیگربهتر است بعداً با اطلاعات کامل تصمیم بگیریم.
تصمیمگرفتن در زمانی بعدالآن جواب قطعی ندارم؛ بعداً تصمیم میگیرم.
تصمیمگرفتن در زمانی بعدبعداً دربارهٔ رنگ اتاق تصمیم میگیریم.
تصمیمگرفتن در زمانی بعدالآن اتاق را مرتب نکن؛ بعداً این کار را بکن.
انجامدادن کار در فرصتی بعداگر خستهای، ظرفها را بعداً بشوی.
انجامدادن کار در فرصتی بعدبعداً برای قفسه یک برچسب میسازم.
انجامدادن کار در فرصتی بعدمیتوانم الآن سفارش بدهم و بعداً پرداخت کنم؟
پرداخت یا تسویه در زمانی بعداگر دستگاه خراب است، بعداً پرداخت میکنیم.
پرداخت یا تسویه در زمانی بعدرسید را نگه دار؛ بعداً حساب را تسویه میکنم.
پرداخت یا تسویه در زمانی بعدترافیک زیاد است؛ بهتر است بعداً حرکت کنیم.
رفتن یا حرکتکردن در زمانی بعداگر باران بند بیاید، بعداً پیاده میرویم.
رفتن یا حرکتکردن در زمانی بعدقطار بعداً، حدود ساعت شش حرکت میکند.
رفتن یا حرکتکردن در زمانی بعدجلسه را بعداً برگزار کنیم؛ هنوز آماده نیستیم.
قرار یا جلسه در ساعت دیرترمدیر گفت بعداً به جلسه ملحق میشود.
قرار یا جلسه در ساعت دیرتربه او بگو بعداً، پس از ناهار بیاید.
قرار یا جلسه در ساعت دیرتراین فعل را بعداً با مثالهای بیشتری تمرین میکنیم.
ادامهٔ درس در زمانی بعدبعداً به این صفحه برگرد و یادداشتهایت را بخوان.
ادامهٔ درس در زمانی بعداگر الآن متوجه نشدی، بعداً دوباره توضیح میدهم.
ادامهٔ درس در زمانی بعدالآن فهرست را آماده میکنم و بعداً خرید میروم.
برنامهای برای انجام کار در آیندهٔ نزدیکبعداً، وقتی همه رسیدند، عکس گروهی میگیریم.
برنامهای برای انجام کار در آیندهٔ نزدیکقرار است بعداً برای باغ چند نهال بخریم.
برنامهای برای انجام کار در آیندهٔ نزدیکآن روز خبر نداشتیم؛ بعداً حقیقت را فهمیدیم.
فهمیدن یا معلومشدن چیزی پس از رویدادبعداً معلوم شد مسیر کوتاهتری وجود داشته است.
فهمیدن یا معلومشدن چیزی پس از رویدادآن موقع نفهمیدم؛ بعداً فهمیدم چرا دیر رسیده بود.
فهمیدن یا معلومشدن چیزی پس از رویداداول نقشه را دیدیم و بعداً راه افتادیم.
مرحلهٔ بعدی در ترتیب رویدادهاابتدا بلیتها را گرفت و بعداً با ما تماس گرفت.
مرحلهٔ بعدی در ترتیب رویدادهااول وسایل را جمع میکنیم و بعداً اتاق را میبندیم.
مرحلهٔ بعدی در ترتیب رویدادهامیخواهی الآن غذا بخوری یا بعداً؟
انتخاب میان الآن و بعداًمیتوانیم الآن برویم یا صبر کنیم و بعداً برویم.
انتخاب میان الآن و بعداًالآن بررسی کنیم یا بعداً وقت بگذاریم؟
انتخاب میان الآن و بعداًالآن آمادگی ندارم؛ بیایید بعداً امتحان کنیم.
عقبانداختن کار بدون لغو آناین فرم را بعداً پر میکنم، نه الآن.
عقبانداختن کار بدون لغو آنکار را لغو نکردهایم؛ فقط بعداً انجامش میدهیم.
عقبانداختن کار بدون لغو آنفعلاً خداحافظ؛ بعداً میبینمت.
خداحافظی با وعدهٔ دیدار بعدیبعداً در کافه میبینمت.
خداحافظی با وعدهٔ دیدار بعدیاو لبخند زد و گفت: «بعداً میبینمت.»
خداحافظی با وعدهٔ دیدار بعدیالآن ایستگاه شلوغ است؛ بعداً اتوبوس میگیرم.
استفاده از حملونقل عمومی در زمانی دیرتربلیت مترو را بعداً از دستگاه میخرم.
استفاده از حملونقل عمومی در زمانی دیرتراگر باران ادامه داشت، کمی بعد تاکسی میگیریم.
استفاده از حملونقل عمومی در زمانی دیرتربسته رسیده است، ولی بعداً برای تحویلش میروم.
تحویلگرفتن بسته در زمان بعدیشمارهٔ پیگیری را بعداً برایت میفرستم.
تحویلگرفتن بسته در زمان بعدیاگر الآن خانه نباشم، بسته را بعداً از مرکز تحویل میگیرم.
تحویلگرفتن بسته در زمان بعدیکتاب را الآن لازم دارم؛ بعداً به کتابخانه پس میدهم.
بازگرداندن کتاب در زمانی پس از اکنوناگر وقت نشد، امانتش را بعداً تمدید میکنم.
بازگرداندن کتاب در زمانی پس از اکنونفهرست کتابهای امانتی را کمی بعد بررسی میکنم.
بازگرداندن کتاب در زمانی پس از اکنونالآن جلسه دارم؛ بعداً با پشتیبانی تماس میگیرم.
پیگیری پشتیبانی فنی در زمانی دیرترشمارهٔ خطا را یادداشت کن تا بعداً بررسیاش کنیم.
پیگیری پشتیبانی فنی در زمانی دیرتراگر مشکل تکرار شد، کمی بعد گزارشش را میفرستم.
پیگیری پشتیبانی فنی در زمانی دیرتراکنون مشغول کارم؛ برنامه را بعداً بهروزرسانی میکنم.
بهروزرسانی نرمافزار در زمانی بعدقبل از نصب، فایلها را ذخیره میکنم و بعداً شروع میکنم.
بهروزرسانی نرمافزار در زمانی بعدبعداً دوباره بررسی میکنم که نسخهٔ تازه نصب شده باشد.
بهروزرسانی نرمافزار در زمانی بعداول سبزیها را بشوی؛ بعداً خردشان کن.
انجام مرحلهای از آشپزی در زمان بعدسس را الآن روی حرارت نگذار؛ کمی بعد اضافهاش میکنیم.
انجام مرحلهای از آشپزی در زمان بعدبعداً وقتی غذا پخت، نمک آن را اندازه بگیر.
انجام مرحلهای از آشپزی در زمان بعدمادربزرگم الآن استراحت میکند؛ بعداً زنگ میزنم.
گفتوگوی خانوادگی موکول به بعدبعداً وقتی همه خانه باشند، تماس تصویری میگیریم.
گفتوگوی خانوادگی موکول به بعدپیامت را به خواهرم بعداً میرسانم.
گفتوگوی خانوادگی موکول به بعدالآن فرم را پیدا نمیکنم؛ بعداً آن را پر میکنم.
انجام کار اداری در زمانی دیرتربعداً شمارهٔ پرونده را با مدارک تطبیق میدهم.
انجام کار اداری در زمانی دیرتراگر امضا جا مانده باشد، کمی بعد برمیگردم.
انجام کار اداری در زمانی دیرترعکسهای سفر را بعداً با هم انتخاب میکنیم.
انتخاب عکس در فرصتی بعدیالآن وقت ویرایش ندارم؛ بعداً نور عکس را تنظیم میکنم.
انتخاب عکس در فرصتی بعدیچند تصویر را نگه دار تا بعداً دربارهشان تصمیم بگیریم.
انتخاب عکس در فرصتی بعدیاکنون آفتاب تند است؛ بعداً به گلدانها آب میدهم.
رسیدگی به باغچه در زمان بعدیبذرها را آماده کن؛ کمی بعد در خاک میکاریم.
رسیدگی به باغچه در زمان بعدیبعداً برگهای خشک را از باغچه جمع میکنم.
رسیدگی به باغچه در زمان بعدیاکنون وقت تماس ندارم؛ بعداً میز رزرو میکنم.
رزرو یا مراجعه به رستوران در زمان بعداگر رستوران شلوغ باشد، کمی بعد برمیگردیم.
رزرو یا مراجعه به رستوران در زمان بعدفهرست غذاها را الآن ببینیم و بعداً سفارش بدهیم.
رزرو یا مراجعه به رستوران در زمان بعدنتیجهٔ معاینه را بعداً با پزشک مرور میکنم.
پیگیری معمول وضعیت سلامت در زمان بعداگر لازم باشد، بعداً وقت پیگیری میگیرم.
پیگیری معمول وضعیت سلامت در زمان بعداکنون استراحت میکنم و بعداً یادداشتهایم را مرتب میکنم.
پیگیری معمول وضعیت سلامت در زمان بعدگروه موسیقی بعداً دوباره تمرین میکند.
تمرین یا اجرای هنری در فرصتی بعدیالآن صحنه آماده نیست؛ کمی بعد نور را آزمایش میکنیم.
تمرین یا اجرای هنری در فرصتی بعدیبعداً فیلم تمرین را با هم میبینیم.
تمرین یا اجرای هنری در فرصتی بعدیالآن سر کارم؛ بعداً برای بستهبندی کتابها کمک میکنم.
کمک داوطلبانه در زمانی دیرتراگر داوطلب بیشتری لازم شد، کمی بعد میآیم.
کمک داوطلبانه در زمانی دیرترزمان توزیع غذا را بعداً با گروه هماهنگ میکنیم.
کمک داوطلبانه در زمانی دیرترÀ plus tard, on se voit après le cours.
تا بعد، پس از کلاس میبینمت.
Je le ferai plus tard, après ma pause.
بعداً پس از استراحتم انجامش میدهم.
Un peu plus tard, le soleil est réapparu.
کمی بعد خورشید دوباره پیدا شد.
Nous pouvons remettre cette discussion à plus tard.
میتوانیم این گفتگو را به بعد موکول کنیم.
Je t’enverrai la photo plus tard aujourd’hui.
امروز کمی بعد عکس را میفرستم.