زیبایی ظاهری چهره را توصیف میکند؛ با مهربانی یا شخصیت خوب یکسان نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Un visage dont les traits ou l'expression plaisent au regard.
زیبایی ظاهری چهره را توصیف میکند؛ با مهربانی یا شخصیت خوب یکسان نیست.
Un sourire agréable à voir, qui peut aussi émouvoir.
زیباییِ لبخند دربارهٔ جلوه و حالت آن است؛ الزاماً به معنی شادیِ پایدار نیست.
Des yeux admirés pour leur couleur, leur forme ou leur expression.
به ظاهر، حالت یا رنگ چشم اشاره میکند؛ در مورد خوب دیدن یا سلامت چشم داوری نمیکند.
Des cheveux dont la couleur, la forme ou la coiffure plaît.
زیباییِ مو میتواند به رنگ، حالت یا آراستگی مربوط باشد؛ با بلندبودن یا سالمبودن مو یکی نیست.
Une fleur dont les pétales et les couleurs sont agréables à regarder.
به زیبایی رنگ و شکل گل اشاره دارد، نه لزوماً عطر یا تازگی آن.
Un jardin dont les plantes et l'aménagement forment un ensemble harmonieux.
زیبایی باغ از ترکیب گیاهان و فضا میآید؛ اندازهٔ بزرگ شرط زیبایی نیست.
Un arbre apprécié pour sa forme, son feuillage ou sa présence.
زیباییِ ظاهر درخت ممکن است به شکل شاخهها و برگها مربوط باشد؛ با بلند یا کهنسال بودن یکی نیست.
Une montagne qui offre un paysage remarquable et plaisant.
منظرهٔ کوه را زیبا مینامیم؛ زیبایی دربارهٔ ارتفاع، سختی مسیر یا ایمنی صعود نیست.
Une plage ou une côte agréable à contempler.
زیبایی ساحل دربارهٔ چشمانداز است؛ برای شناکردن امنبودن ساحل را تضمین نمیکند.
Un coucher de soleil admiré pour sa lumière et ses couleurs.
رنگ و نورِ هنگام غروب را توصیف میکند؛ با دیر یا زود غروبکردن فرق دارد.
Le ciel nocturne quand les étoiles et la lune composent un beau spectacle.
زیباییِ آسمان شب به چشمانداز ماه و ستارهها مربوط است، نه گزارش دقیق وضعیت هوا.
Une photographie qui plaît par sa lumière, son sujet ou son cadrage.
زیباییِ عکس به قاببندی، نور یا حس تصویر مربوط است؛ عکس زیبا لزوماً عکس بینقص فنی نیست.
Un tableau admiré pour ses couleurs, sa composition ou son atmosphère.
به کیفیت زیباییشناختی رنگ و ترکیب تصویر اشاره میکند؛ به معنی گرانقیمت یا مشهوربودن اثر نیست.
Une mélodie agréable à écouter et parfois émouvante.
زیباییِ ملودی شنیداری است؛ beautiful و معادلهای آن فقط دربارهٔ ظاهر به کار نمیروند.
Un poème apprécié pour sa langue, son rythme ou ses images.
به زبان، تصویرسازی یا آهنگ شعر اشاره میکند؛ زیبابودن شعر مساوی با درستبودن هر ادعای آن نیست.
Une ville dont les rues, les bâtiments ou le paysage plaisent.
زیباییِ شهر بیشتر به معماری و چشمانداز مربوط است؛ کیفیت خدمات و زندگی موضوع جداگانهای است.
Un vêtement dont la coupe, la couleur ou le dessin est attirant.
رنگ، طرح و تناسب لباس را زیبا مینامیم؛ این صفت الزاماً قیمت یا رسمیبودن لباس را نمیرساند.
Une chambre agréable à regarder grâce à sa lumière et son aménagement.
زیباییِ اتاق به نور، رنگ و چیدمان مربوط است؛ اندازهٔ بزرگ لازم نیست.
Un beau pont plaît par sa forme et ses proportions.
زیبایی طرح و تناسب پل مطرح است؛ استحکام سازه یا ایمنی عبور را نتیجه نمیدهد. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle calligraphie plaît par la forme et la disposition des lettres.
زیبایی فرم حروف و ترکیب نوشتار است؛ خوانایی یا درستی املایی موضوع دیگری است. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle sculpture plaît par sa forme, son équilibre ou ses détails.
برداشت زیباییشناختی از مجسمه است؛ ارزش مالی یا جنس آن را مشخص نمیکند. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle fontaine plaît par sa forme et le mouvement de l'eau.
جلوهٔ دیداری آبنما توصیف میشود، نه پاکیزگی آب یا هزینهٔ نگهداری. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Un beau lac plaît par son eau et son paysage environnant.
زیبایی منظرهٔ دریاچه است و به قابلشنا یا تمیزبودن آب دلالت ندارد. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle cascade plaît par la vue de l'eau qui tombe.
جلوهٔ دیداری ریزش آب است؛ بلندی و دسترسی یا ایمنی از زیبایی نتیجه نمیشود. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Un beau paysage désertique plaît par ses formes, sa lumière et son étendue.
زیبایی شنزار و چشمانداز آن است، نه مناسببودن شرایط اقامت یا راهیابی. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle chute de neige offre un spectacle agréable.
جلوهٔ دیداری بارش برف است؛ شدت بارش یا امنبودن مسیرها را مشخص نمیکند. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Un bel arc-en-ciel plaît par ses couleurs et sa courbe.
ترکیب رنگ و شکل دیداری رنگینکمان است؛ پیشبینی وضع هوا از این صفت برنمیآید. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Un beau papillon plaît par les couleurs et les motifs de ses ailes.
نقشونگار و رنگ بالهای پروانه مطرح است؛ کمیابی یا بیخطر بودن گونه را نشان نمیدهد. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle voix chantée plaît par son timbre et son expression.
کیفیت خوشایندِ شنیداری آواز است؛ بلندی صدا یا درستی تکنیکی را بهتنهایی نمیسنجد. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle prestation de danse plaît par ses mouvements et son harmonie.
زیبایی حرکتها و هماهنگی رقص است؛ سختی تکنیکی یا سرعت آن را تضمین نمیکند. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Un beau bol en céramique plaît par sa forme et son décor.
فرم و نقش ظرف سفالی زیباست؛ قابلیت استفاده برای غذا یا ارزش عتیقه از ظاهر مشخص نمیشود. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle couverture de livre plaît par ses images, ses couleurs et ses lettres.
زیبایی تصویر و حروف روی جلد است؛ کیفیت متن درون کتاب مستقل ارزیابی میشود. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Nous avons découvert un beau paysage en montagne.
در کوهستان منظرهٔ زیبایی پیدا کردیم.
Regarde les couleurs du ciel, c'est beau !
به رنگهای آسمان نگاه کن، چه زیباست!
Sa visite a été une belle surprise.
دیدنش غافلگیری خوشایندی بود.
Elle a de beaux yeux verts.
او چشمهای سبز زیبایی دارد.
C'est un bel endroit pour se promener.
اینجا جای زیبایی برای قدمزدن است.
صفتی برای ظاهر، منظره و آثار دلنشین یا تجربهٔ خوشایند؛ صورتهای beau، bel، belle، beaux و belles بسته به اسم تغییر میکنند.
Un visage dont les traits ou l'expression plaisent au regard.
زیبایی ظاهری چهره را توصیف میکند؛ با مهربانی یا شخصیت خوب یکسان نیست.
Un sourire agréable à voir, qui peut aussi émouvoir.
زیباییِ لبخند دربارهٔ جلوه و حالت آن است؛ الزاماً به معنی شادیِ پایدار نیست.
Des yeux admirés pour leur couleur, leur forme ou leur expression.
به ظاهر، حالت یا رنگ چشم اشاره میکند؛ در مورد خوب دیدن یا سلامت چشم داوری نمیکند.
Des cheveux dont la couleur, la forme ou la coiffure plaît.
زیباییِ مو میتواند به رنگ، حالت یا آراستگی مربوط باشد؛ با بلندبودن یا سالمبودن مو یکی نیست.
Une fleur dont les pétales et les couleurs sont agréables à regarder.
به زیبایی رنگ و شکل گل اشاره دارد، نه لزوماً عطر یا تازگی آن.
Un jardin dont les plantes et l'aménagement forment un ensemble harmonieux.
زیبایی باغ از ترکیب گیاهان و فضا میآید؛ اندازهٔ بزرگ شرط زیبایی نیست.
Un arbre apprécié pour sa forme, son feuillage ou sa présence.
زیباییِ ظاهر درخت ممکن است به شکل شاخهها و برگها مربوط باشد؛ با بلند یا کهنسال بودن یکی نیست.
Une montagne qui offre un paysage remarquable et plaisant.
منظرهٔ کوه را زیبا مینامیم؛ زیبایی دربارهٔ ارتفاع، سختی مسیر یا ایمنی صعود نیست.
Une plage ou une côte agréable à contempler.
زیبایی ساحل دربارهٔ چشمانداز است؛ برای شناکردن امنبودن ساحل را تضمین نمیکند.
Un coucher de soleil admiré pour sa lumière et ses couleurs.
رنگ و نورِ هنگام غروب را توصیف میکند؛ با دیر یا زود غروبکردن فرق دارد.
Le ciel nocturne quand les étoiles et la lune composent un beau spectacle.
زیباییِ آسمان شب به چشمانداز ماه و ستارهها مربوط است، نه گزارش دقیق وضعیت هوا.
Une photographie qui plaît par sa lumière, son sujet ou son cadrage.
زیباییِ عکس به قاببندی، نور یا حس تصویر مربوط است؛ عکس زیبا لزوماً عکس بینقص فنی نیست.
Un tableau admiré pour ses couleurs, sa composition ou son atmosphère.
به کیفیت زیباییشناختی رنگ و ترکیب تصویر اشاره میکند؛ به معنی گرانقیمت یا مشهوربودن اثر نیست.
Une mélodie agréable à écouter et parfois émouvante.
زیباییِ ملودی شنیداری است؛ beautiful و معادلهای آن فقط دربارهٔ ظاهر به کار نمیروند.
Un poème apprécié pour sa langue, son rythme ou ses images.
به زبان، تصویرسازی یا آهنگ شعر اشاره میکند؛ زیبابودن شعر مساوی با درستبودن هر ادعای آن نیست.
Une ville dont les rues, les bâtiments ou le paysage plaisent.
زیباییِ شهر بیشتر به معماری و چشمانداز مربوط است؛ کیفیت خدمات و زندگی موضوع جداگانهای است.
Un vêtement dont la coupe, la couleur ou le dessin est attirant.
رنگ، طرح و تناسب لباس را زیبا مینامیم؛ این صفت الزاماً قیمت یا رسمیبودن لباس را نمیرساند.
Une chambre agréable à regarder grâce à sa lumière et son aménagement.
زیباییِ اتاق به نور، رنگ و چیدمان مربوط است؛ اندازهٔ بزرگ لازم نیست.
Un beau pont plaît par sa forme et ses proportions.
زیبایی طرح و تناسب پل مطرح است؛ استحکام سازه یا ایمنی عبور را نتیجه نمیدهد. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle calligraphie plaît par la forme et la disposition des lettres.
زیبایی فرم حروف و ترکیب نوشتار است؛ خوانایی یا درستی املایی موضوع دیگری است. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle sculpture plaît par sa forme, son équilibre ou ses détails.
برداشت زیباییشناختی از مجسمه است؛ ارزش مالی یا جنس آن را مشخص نمیکند. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle fontaine plaît par sa forme et le mouvement de l'eau.
جلوهٔ دیداری آبنما توصیف میشود، نه پاکیزگی آب یا هزینهٔ نگهداری. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Un beau lac plaît par son eau et son paysage environnant.
زیبایی منظرهٔ دریاچه است و به قابلشنا یا تمیزبودن آب دلالت ندارد. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle cascade plaît par la vue de l'eau qui tombe.
جلوهٔ دیداری ریزش آب است؛ بلندی و دسترسی یا ایمنی از زیبایی نتیجه نمیشود. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Un beau paysage désertique plaît par ses formes, sa lumière et son étendue.
زیبایی شنزار و چشمانداز آن است، نه مناسببودن شرایط اقامت یا راهیابی. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle chute de neige offre un spectacle agréable.
جلوهٔ دیداری بارش برف است؛ شدت بارش یا امنبودن مسیرها را مشخص نمیکند. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Un bel arc-en-ciel plaît par ses couleurs et sa courbe.
ترکیب رنگ و شکل دیداری رنگینکمان است؛ پیشبینی وضع هوا از این صفت برنمیآید. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Un beau papillon plaît par les couleurs et les motifs de ses ailes.
نقشونگار و رنگ بالهای پروانه مطرح است؛ کمیابی یا بیخطر بودن گونه را نشان نمیدهد. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle voix chantée plaît par son timbre et son expression.
کیفیت خوشایندِ شنیداری آواز است؛ بلندی صدا یا درستی تکنیکی را بهتنهایی نمیسنجد. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle prestation de danse plaît par ses mouvements et son harmonie.
زیبایی حرکتها و هماهنگی رقص است؛ سختی تکنیکی یا سرعت آن را تضمین نمیکند. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Un beau bol en céramique plaît par sa forme et son décor.
فرم و نقش ظرف سفالی زیباست؛ قابلیت استفاده برای غذا یا ارزش عتیقه از ظاهر مشخص نمیشود. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
Une belle couverture de livre plaît par ses images, ses couleurs et ses lettres.
زیبایی تصویر و حروف روی جلد است؛ کیفیت متن درون کتاب مستقل ارزیابی میشود. در فرانسوی beau/bel/belle صورتهای وصفیاند و با اسم تطابق دارند؛ شکل bel پیش از واکه و h ساکت میآید.
چهرهٔ زیبایش در نور صبح آرامتر به نظر میرسید.
چهرهٔ زیبادر آن عکس، چهرهٔ زیبای مادربزرگم پیداست.
چهرهٔ زیبانقاش تلاش کرد زیبایی چهرهٔ او را نشان دهد.
چهرهٔ زیبالبخند زیبای کودک حال همه را بهتر کرد.
لبخند زیباوقتی عکس را دید، لبخند زیبایی زد.
لبخند زیبالبخند زیبایش را از پشت ماسک هم میشد حدس زد.
لبخند زیبااو چشمهای زیبایی با رنگ عسلی دارد.
چشمهای زیبادر نور عصر، چشمهای زیبای گربه میدرخشید.
چشمهای زیباعکاس روی چشمهای زیبای مدل تمرکز کرد.
چشمهای زیباموهای زیبایش با نسیم تکان میخورد.
موهای زیباآرایشگر موهای زیبای او را ساده جمع کرد.
موهای زیبادر این عکس، موهای زیبای مادرم کوتاه است.
موهای زیباگل زیبایی کنار پنجره باز شده بود.
گل زیبابرای میز کوچکمان یک گل زیبا خریدم.
گل زیبااین گل زیبا بعد از باران هنوز خیس بود.
گل زیباباغ زیبای خانه پشت دیوار پنهان بود.
باغ زیبادر یک باغ زیبا، کنار حوض نشستیم.
باغ زیباباغ زیبای همسایه پر از گلهای بهاری است.
باغ زیبادرخت زیبایی وسط حیاط قد کشیده است.
درخت زیباپاییز، برگهای این درخت زیبا سرخ میشوند.
درخت زیبااز پنجرهٔ اتاق یک درخت زیبا میبینم.
درخت زیباکوه زیبای روبهرو زیر برف سفید شده بود.
کوه زیبااز قطار، یک کوه زیبا در دوردست دیدیم.
کوه زیباصبح زود سایهها روی دامنهٔ کوه زیبا بودند.
کوه زیباساحل زیبایی پشت روستا پیدا کردیم.
ساحل زیباصبح، ساحل زیبا هنوز خلوت بود.
ساحل زیبااز بالای تپه میتوان ساحل زیبای خلیج را دید.
ساحل زیبادیشب غروب زیبایی پشت کوهها دیدیم.
غروب زیباهنگام غروب زیبای خورشید، آسمان نارنجی شد.
غروب زیبابرای تماشای غروب زیبا کنار دریا ماندیم.
غروب زیباآسمان شب در روستا خیلی زیبا بود.
آسمان شب زیبادور از چراغهای شهر، آسمان شب زیبایی دیدیم.
آسمان شب زیباآسمان زیبای شب پر از ستارههای روشن بود.
آسمان شب زیباعکس زیبایی از پنجرهٔ قدیمی گرفتم.
عکس زیباروی دیوار یک عکس زیبا از خانواده بود.
عکس زیبااین عکس زیبا را دوستم در سفر گرفته است.
عکس زیبادر موزه یک نقاشی زیبا دیدیم.
نقاشی زیبانقاشی زیبای او کنار در آویزان است.
نقاشی زیبااین نقاشی زیبا با چند رنگ ساده کشیده شده است.
نقاشی زیباملودی زیبای پیانو هنوز در ذهنم مانده است.
ملودی زیبااو برای فیلم یک ملودی زیبا نوشت.
ملودی زیباملودی زیبایی از اتاق کناری شنیده میشد.
ملودی زیبامادرم در دفتر قدیمی شعر زیبایی پیدا کرد.
شعر زیباشاعر شعر زیبایش را با صدای آرام خواند.
شعر زیبااین شعر زیبا دربارهٔ یک عصر بارانی است.
شعر زیبادر سفر از یک شهر زیبا کنار رودخانه گذشتیم.
شهر زیباخیابانهای قدیمی این شهر زیبا هستند.
شهر زیباشهر زیبا در غروب چراغهایش را روشن کرد.
شهر زیبابرای جشن یک لباس زیبا انتخاب کرد.
لباس زیبالباس زیبایش را خودش دوخته بود.
لباس زیباآن لباس زیبا در ویترین ساده به نظر میرسید.
لباس زیبااتاق زیبای او پنجرهای رو به باغ دارد.
اتاق زیبابا چند گلدان، اتاق کوچک را زیبا کردند.
اتاق زیبااتاق زیبایی در طبقهٔ دوم به ما دادند.
اتاق زیباپل زیبای سنگی دو سوی رودخانه را به هم وصل میکرد.
پل زیبانور عصر طرح زیبای پل را روشنتر نشان میداد.
پل زیبازیبایی پل بهتنهایی ایمنی آن را ثابت نمیکند.
پل زیباخطاطی زیبای کارت توجه مهمانها را جلب کرد.
خطاطی زیبااو حروف را با ترکیب زیبایی کنار هم نوشت.
خطاطی زیبازیبایی خطاطی همیشه به معنای خوانایی فوری آن نیست.
خطاطی زیبامجسمهٔ زیبای حیاط از دور دیده میشد.
مجسمهٔ زیباسایهها جزئیات زیبای مجسمه را نشان میدادند.
مجسمهٔ زیبازیبایی این مجسمه به جنس سنگ آن وابسته نبود.
مجسمهٔ زیباآبنمای زیبای میدان در نور شب میدرخشید.
آبنمای زیباکاشیهای آبی به آبنما جلوهٔ زیبایی میدادند.
آبنمای زیباآبنمای زیبا الزاماً آب آشامیدنی ندارد.
آبنمای زیبادریاچهٔ زیبای میان جنگل در صبح آرام بود.
دریاچهٔ زیباانعکاس کوهها منظرهٔ زیبای دریاچه را کامل میکرد.
دریاچهٔ زیبادریاچهٔ زیبا لزوماً برای شنا امن نیست.
دریاچهٔ زیباآبشار زیبای دره از مسیر پیادهروی پیدا بود.
آبشار زیبامهِ ریز به منظرهٔ آبشار زیبایی بیشتری میداد.
آبشار زیبازیبایی آبشار به معنی امنبودن مسیر کنارش نیست.
آبشار زیباتپههای شنی منظرهٔ زیبایی در بیابان ساخته بودند.
منظرهٔ زیبای بیاباننور صبح رنگ زیبای شنها را آشکار میکرد.
منظرهٔ زیبای بیابانزیبایی بیابان خطر گرما و گمشدن را از بین نمیبرد.
منظرهٔ زیبای بیابانبارش زیبای برف کوچه را سفید کرد.
منظرهٔ زیبای بارش برفزیر چراغ خیابان، دانههای برف منظرهٔ زیبایی داشتند.
منظرهٔ زیبای بارش برفزیبایی بارش برف به معنی امنبودن جاده نیست.
منظرهٔ زیبای بارش برفرنگینکمان زیبایی پس از باران پدیدار شد.
رنگینکمان زیبادو قوس رنگی منظره را زیباتر کرده بودند.
رنگینکمان زیباکودک از دیدن رنگینکمان زیبا خوشحال شد.
رنگینکمان زیباپروانهٔ زیبایی روی برگ نشست.
پروانهٔ زیبانقشهای زیبای بالهای پروانه زیر نور آشکار شد.
پروانهٔ زیبازیبایی پروانه لزوماً به معنی کمیاببودنش نیست.
پروانهٔ زیباصدای زیبای خواننده سالن را آرام کرد.
صدای آواز زیبااو با صدای زیبایی یک ترانهٔ قدیمی خواند.
صدای آواز زیباصدای زیبا لزوماً صدای بلند نیست.
صدای آواز زیبااجرای زیبای رقص در پایان برنامه بود.
اجرای رقص زیباحرکتهای هماهنگ، رقص را زیباتر کردند.
اجرای رقص زیبارقص زیبا لازم نیست سریع یا دشوار باشد.
اجرای رقص زیباکاسهٔ سفالی زیبایی روی قفسه بود.
ظرف سفالی زیبانقش آبی ظرف را زیباتر نشان میداد.
ظرف سفالی زیبازیبایی ظرف سفالی به معنی مناسببودنش برای غذا نیست.
ظرف سفالی زیباطرح جلد زیبای کتاب در ویترین دیده میشد.
طرح جلد زیبای کتابترکیب رنگهای جلد، کتاب را زیباتر نشان میداد.
طرح جلد زیبای کتابجلد زیبا بهتنهایی کیفیت داستان را نشان نمیدهد.
طرح جلد زیبای کتابNous avons découvert un beau paysage en montagne.
در کوهستان منظرهٔ زیبایی پیدا کردیم.
Regarde les couleurs du ciel, c'est beau !
به رنگهای آسمان نگاه کن، چه زیباست!
Sa visite a été une belle surprise.
دیدنش غافلگیری خوشایندی بود.
Elle a de beaux yeux verts.
او چشمهای سبز زیبایی دارد.
C'est un bel endroit pour se promener.
اینجا جای زیبایی برای قدمزدن است.