دما مدنظر است؛ hot میتواند از گرمای دلپذیر تا سوزاننده را پوشش دهد، اما برگردان طبیعی فارسی گاهی «داغ» است.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «آب گرم یا داغ»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
دما مدنظر است؛ hot میتواند از گرمای دلپذیر تا سوزاننده را پوشش دهد، اما برگردان طبیعی فارسی گاهی «داغ» است.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «چای گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
به دمای نوشیدنی اشاره دارد؛ در فارسی برای چای بسیار پرحرارت «داغ» هم رایجتر است.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «قهوهٔ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
گرمبودن دمای قهوه است، نه درجهٔ برشتهکاری یا میزان کافئین.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «سوپ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
برای غذای مایعِ دارای حرارت است؛ با spicy یا «تند» از نظر مزه فرق دارد.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «شیر گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
توصیف دمای شیر است؛ گرمکردن شیر و خرابشدن آن دو موضوع جدا هستند.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «غذای گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
به وعدهٔ غذایی با دمای مناسب سرو اشاره دارد؛ لزوماً تند یا پرادویه نیست.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «نان گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
نان تازهپخت ممکن است گرم باشد ولی «تازه» و «گرم» یک ویژگی نیستند.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «کتری گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
بدنهٔ کتری به علت آبجوش یا اجاق گرم شده است؛ صرف روشنبودن وسیله کافی نیست.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «تابهٔ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
به حرارت ظرف آشپزی مربوط است، نه تندبودن غذای داخل آن.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «قابلمهٔ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
درجهٔ حرارت قابلمه مدنظر است؛ محتوا ممکن است هنوز حرارت دیگری داشته باشد.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «فر گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
دستگاه آشپزی با حرارت بالاست؛ با اجاق روشن اما هنوز سرد فرق دارد.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «بشقاب گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
خود ظرف گرم است؛ نمیتوان از آن لزوماً دمای غذای روی ظرف را نتیجه گرفت.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «فنجان گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
حرارت به خود فنجان مربوط است، حتی اگر در آن نوشیدنیای باقی نمانده باشد.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «سنگ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
سنگ از آفتاب یا منبع حرارتی گرم شده و معنای مجازی مطرح نیست.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «آسفالت گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
سطح خیابان زیر تابش آفتاب گرم شده؛ با هوای گرم همان روز یکی نیست.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «اتوی گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
برای بدنهٔ گرم اتو است و باید با احتیاط لمس شود؛ صرف وصلبودن به برق کافی نیست.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «شوفاژ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
گرمای دستگاه گرمایشی را وصف میکند؛ الزاماً دمای کل اتاق را نمیگوید.
صدایی با لحن صمیمی، خوشایند و پذیرا؛ نه واقعاً داغ از نظر دما.
«گرم» در توصیف صدا حسی خوشایند، صمیمی یا پُرطنین است؛ به درجهٔ حرارت جسمی اشاره نمیکند.
شنی که بر اثر تابش خورشید گرم یا داغ شده است
گرمای واقعی شن مطرح است، نه رنگ یا خشکی آن. در آفتاب شدید میتواند به حد داغی و سوزاندن پا برسد.
بخار با دمای بالایی که از مایع بلند میشود
دمای بخار منظور است؛ بخار آب داغ میتواند باعث سوختگی شود. این با «هوای مرطوب» یکی نیست.
حولهای که پس از خشککردن یا گرمکردن دمایش بالا رفته است
حوله از خشککن یا منبع گرما گرم شده است؛ این وصف با خیس یا تمیز بودن آن ارتباط ضروری ندارد.
حمامی که آب آن گرم یا داغ است
دمای آب حمام توصیف میشود، نه بزرگی یا تمیزی حمام. آب بیش از حد داغ ممکن است برای پوست مناسب نباشد.
دوشی با آب گرم و قابلاستفاده
در «دوش گرم» گرمای آب مدنظر است، نه فشار جریان یا مدت دوش. نباید آن را با آب جوش یکی گرفت.
هوایی که دستگاه یا منبع گرما آن را گرم کرده است
اینجا گرمای واقعی جریان هوا مدنظر است، نه اصطلاح مجازی انگلیسی hot air یا هوای گرمِ آبوهوایی که معادلها ممکن است متفاوت باشند.
کف یا سطح زمینی که دمایش بالا رفته است
دمای سطح کف مدنظر است؛ نباید آن را با اصطلاح کفسازی یا رنگ کف اشتباه گرفت.
نشیمن صندلیای که بر اثر آفتاب یا گرما داغ شده است
گرمای سطح نشیمن مدنظر است؛ این توصیف با صندلی رزروشده یا جایگاه مطلوب ارتباطی ندارد.
درِ ظرفی که بر اثر پخت یا محتویات گرم شده است
دمای درِ قابلمه یا ظرف مطرح است؛ برداشتن آن ممکن است به دست آسیب بزند، حتی اگر غذا سردتر باشد.
اجاقی که سطح آن هنوز گرم یا داغ است
اجاق هنوز داغ است، حتی اگر خاموش شده باشد؛ دما توصیف میشود نه روشنبودن شعله.
گریل یا توری آن که سطحش داغ شده است
سطح گریل از گرما داغ شده است؛ این با طعم تند غذا یا روش پخت بدون اشاره به دما یکی نیست.
مومی که برای ذوبکردن یا شکلدادن گرم شده است
موم بر اثر گرما نرم یا مایع شده است؛ اینجا دما مطرح است، نه نام یک رنگ یا صفت مجازی.
قاشقی که بر اثر ماندن در غذا یا نوشیدنی گرم شده است
قاشق از تماس با خوراک گرم شده است؛ صفت مربوط به دمای وسیله است، نه طعم آن.
شیشهای که پس از شستوشو یا ضدعفونی هنوز گرم است
دمای ظرف شیشهای پس از آب داغ یا جوشاندن منظور است؛ این وصف به محتوای داخل آن اشارهٔ الزامی ندارد.
برای شستن دستها آب گرم آوردم.
برای شستن دستها آب گرم آوردم.
به مسافران غذای گرم دادند.
به مسافران غذای گرم دادند.
صدای گرم او شنوندگان را آرام کرد.
صدای گرم او شنوندگان را آرام کرد.
از مهمانان استقبال گرمی شد.
از مهمانان استقبال گرمی شد.
بازار خرید کتاب در نمایشگاه گرم بود.
بازار خرید کتاب در نمایشگاه گرم بود.
گرم برای دمای بالا در آب و اشیا، و بهصورت مجازی برای صدای صمیمی به کار میرود. «گرم» همیشه به شدت «داغ» نیست و با «تند» تفاوت دارد.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «آب گرم یا داغ»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
دما مدنظر است؛ hot میتواند از گرمای دلپذیر تا سوزاننده را پوشش دهد، اما برگردان طبیعی فارسی گاهی «داغ» است.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «چای گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
به دمای نوشیدنی اشاره دارد؛ در فارسی برای چای بسیار پرحرارت «داغ» هم رایجتر است.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «قهوهٔ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
گرمبودن دمای قهوه است، نه درجهٔ برشتهکاری یا میزان کافئین.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «سوپ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
برای غذای مایعِ دارای حرارت است؛ با spicy یا «تند» از نظر مزه فرق دارد.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «شیر گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
توصیف دمای شیر است؛ گرمکردن شیر و خرابشدن آن دو موضوع جدا هستند.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «غذای گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
به وعدهٔ غذایی با دمای مناسب سرو اشاره دارد؛ لزوماً تند یا پرادویه نیست.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «نان گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
نان تازهپخت ممکن است گرم باشد ولی «تازه» و «گرم» یک ویژگی نیستند.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «کتری گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
بدنهٔ کتری به علت آبجوش یا اجاق گرم شده است؛ صرف روشنبودن وسیله کافی نیست.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «تابهٔ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
به حرارت ظرف آشپزی مربوط است، نه تندبودن غذای داخل آن.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «قابلمهٔ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
درجهٔ حرارت قابلمه مدنظر است؛ محتوا ممکن است هنوز حرارت دیگری داشته باشد.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «فر گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
دستگاه آشپزی با حرارت بالاست؛ با اجاق روشن اما هنوز سرد فرق دارد.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «بشقاب گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
خود ظرف گرم است؛ نمیتوان از آن لزوماً دمای غذای روی ظرف را نتیجه گرفت.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «فنجان گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
حرارت به خود فنجان مربوط است، حتی اگر در آن نوشیدنیای باقی نمانده باشد.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «سنگ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
سنگ از آفتاب یا منبع حرارتی گرم شده و معنای مجازی مطرح نیست.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «آسفالت گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
سطح خیابان زیر تابش آفتاب گرم شده؛ با هوای گرم همان روز یکی نیست.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «اتوی گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
برای بدنهٔ گرم اتو است و باید با احتیاط لمس شود؛ صرف وصلبودن به برق کافی نیست.
دمای فیزیکی نسبتاً بالا در بافت «شوفاژ گرم»؛ شدت آن به موقعیت بستگی دارد.
گرمای دستگاه گرمایشی را وصف میکند؛ الزاماً دمای کل اتاق را نمیگوید.
صدایی با لحن صمیمی، خوشایند و پذیرا؛ نه واقعاً داغ از نظر دما.
«گرم» در توصیف صدا حسی خوشایند، صمیمی یا پُرطنین است؛ به درجهٔ حرارت جسمی اشاره نمیکند.
شنی که بر اثر تابش خورشید گرم یا داغ شده است
گرمای واقعی شن مطرح است، نه رنگ یا خشکی آن. در آفتاب شدید میتواند به حد داغی و سوزاندن پا برسد.
بخار با دمای بالایی که از مایع بلند میشود
دمای بخار منظور است؛ بخار آب داغ میتواند باعث سوختگی شود. این با «هوای مرطوب» یکی نیست.
حولهای که پس از خشککردن یا گرمکردن دمایش بالا رفته است
حوله از خشککن یا منبع گرما گرم شده است؛ این وصف با خیس یا تمیز بودن آن ارتباط ضروری ندارد.
حمامی که آب آن گرم یا داغ است
دمای آب حمام توصیف میشود، نه بزرگی یا تمیزی حمام. آب بیش از حد داغ ممکن است برای پوست مناسب نباشد.
دوشی با آب گرم و قابلاستفاده
در «دوش گرم» گرمای آب مدنظر است، نه فشار جریان یا مدت دوش. نباید آن را با آب جوش یکی گرفت.
هوایی که دستگاه یا منبع گرما آن را گرم کرده است
اینجا گرمای واقعی جریان هوا مدنظر است، نه اصطلاح مجازی انگلیسی hot air یا هوای گرمِ آبوهوایی که معادلها ممکن است متفاوت باشند.
کف یا سطح زمینی که دمایش بالا رفته است
دمای سطح کف مدنظر است؛ نباید آن را با اصطلاح کفسازی یا رنگ کف اشتباه گرفت.
نشیمن صندلیای که بر اثر آفتاب یا گرما داغ شده است
گرمای سطح نشیمن مدنظر است؛ این توصیف با صندلی رزروشده یا جایگاه مطلوب ارتباطی ندارد.
درِ ظرفی که بر اثر پخت یا محتویات گرم شده است
دمای درِ قابلمه یا ظرف مطرح است؛ برداشتن آن ممکن است به دست آسیب بزند، حتی اگر غذا سردتر باشد.
اجاقی که سطح آن هنوز گرم یا داغ است
اجاق هنوز داغ است، حتی اگر خاموش شده باشد؛ دما توصیف میشود نه روشنبودن شعله.
گریل یا توری آن که سطحش داغ شده است
سطح گریل از گرما داغ شده است؛ این با طعم تند غذا یا روش پخت بدون اشاره به دما یکی نیست.
مومی که برای ذوبکردن یا شکلدادن گرم شده است
موم بر اثر گرما نرم یا مایع شده است؛ اینجا دما مطرح است، نه نام یک رنگ یا صفت مجازی.
قاشقی که بر اثر ماندن در غذا یا نوشیدنی گرم شده است
قاشق از تماس با خوراک گرم شده است؛ صفت مربوط به دمای وسیله است، نه طعم آن.
آب گرم از شیر جاری شد.
آب گرم یا داغآب گرم را با دقت داخل لیوان ریخت.
آب گرم یا داغاین آب آنقدر گرم است که نمیتوانم به آن دست بزنم.
آب گرم یا داغچای گرم را روی میز گذاشتم.
چای گرمچای گرم بعد از پیادهروی خوشایند بود.
چای گرماو کمی صبر کرد تا چای گرم خنک شود.
چای گرمقهوهٔ گرم در فنجان بخار میکرد.
قهوهٔ گرماو قهوهٔ گرم را کنار کتاب گذاشت.
قهوهٔ گرمقهوهٔ گرم دستهایم را گرم کرد.
قهوهٔ گرمسوپ گرم را در کاسه ریختیم.
سوپ گرمبچهها منتظر شدند سوپ گرم کمی خنک شود.
سوپ گرمسوپ گرم در روز سرد دلچسب بود.
سوپ گرمشیر گرم را داخل لیوان کودک ریخت.
شیر گرماو پیش از خواب شیر گرم نوشید.
شیر گرمشیر گرم را از روی اجاق برداشتم.
شیر گرمدر پناهگاه غذای گرم توزیع کردند.
غذای گرمبعد از کار غذای گرم خوردیم.
غذای گرماین رستوران شبها غذای گرم سرو میکند.
غذای گرمنان گرم را در سبد گذاشتیم.
نان گرمبوی نان گرم در آشپزخانه پیچید.
نان گرماو نان گرم را با دستمال برداشت.
نان گرمکتری گرم را از روی اجاق برداشتم.
کتری گرمبه بدنهٔ کتری گرم دست نزن.
کتری گرمکتری گرم روی پیشخوان ماند.
کتری گرمروغن را در تابهٔ گرم ریخت.
تابهٔ گرمدستهٔ تابهٔ گرم را با دستکش گرفت.
تابهٔ گرمتابهٔ گرم را روی سطح چوبی نگذار.
تابهٔ گرمقابلمهٔ گرم را کنار گذاشت.
قابلمهٔ گرمبخار از قابلمهٔ گرم بلند میشد.
قابلمهٔ گرمبرای جابهجایی قابلمهٔ گرم از دستگیره استفاده کن.
قابلمهٔ گرمفر گرم آمادهٔ پخت بود.
فر گرمدرِ فر گرم را با احتیاط باز کرد.
فر گرمسینی را از فر گرم بیرون آورد.
فر گرمبشقاب گرم را روی میز گذاشت.
بشقاب گرمبشقاب گرم را با حوله برداشت.
بشقاب گرمآشپز غذا را در بشقاب گرم سرو کرد.
بشقاب گرمفنجان گرم را با دو دست گرفتم.
فنجان گرمفنجان گرم روی میز رد کوچکی گذاشت.
فنجان گرمفنجان گرم را پیش از شستن کنار بگذار.
فنجان گرمسنگ گرم را کنار رودخانه لمس کرد.
سنگ گرممارمولک روی سنگ گرم استراحت میکرد.
سنگ گرمسنگ گرم را از زیر نور خورشید برداشتیم.
سنگ گرمآسفالت گرم زیر پاهایمان بود.
آسفالت گرمروی آسفالت گرم سایهای دیده نمیشد.
آسفالت گرمآسفالت گرم با باران عصر خنک شد.
آسفالت گرماتوی گرم را روی پایه گذاشت.
اتوی گرماتوی گرم کنار لباسها قرار داشت.
اتوی گرمبه کف اتوی گرم دست نزن.
اتوی گرمشوفاژ گرم کنار پنجره بود.
شوفاژ گرمگربه نزدیک شوفاژ گرم خوابید.
شوفاژ گرمشوفاژ گرم اتاق را آرامآرام گرم کرد.
شوفاژ گرمصدای گرم گوینده به ما آرامش داد.
صدای گرم و صمیمیاو با صدای گرم به مهمانان خوشامد گفت.
صدای گرم و صمیمیصدای گرم خواننده در سالن پیچید.
صدای گرم و صمیمیشن داغ ساحل پایم را سوزاند.
شن گرمشده زیر آفتابکودک از روی شن گرم به سمت سایه دوید.
شن گرمشده زیر آفتابظهر شنهای گرم را با کفش رد کردیم.
شن گرمشده زیر آفتاببخار داغ از قابلمه بالا میرفت.
بخار داغ حاصل از آب یا پختوپزدستم را از بخار گرم کتری دور نگه داشتم.
بخار داغ حاصل از آب یا پختوپزبخار داغ شیشهٔ پنجره را مهآلود کرد.
بخار داغ حاصل از آب یا پختوپزحولهٔ گرم را از خشککن بیرون آوردم.
حولهٔ گرمِ تازه گرمشدهاو حولهٔ گرم را کنار تخت گذاشت.
حولهٔ گرمِ تازه گرمشدهحولهٔ گرم پس از چند دقیقه خنک شد.
حولهٔ گرمِ تازه گرمشدهبعد از کار یک حمام گرم گرفتم.
حمام با آب گرم یا داغپیش از رفتن داخل وان دمای آب گرم را سنجیدم.
حمام با آب گرم یا داغآب حمام خیلی داغ بود و کمی آب سرد اضافه کردم.
حمام با آب گرم یا داغصبح یک دوش گرم گرفتم.
دوش با آب گرمآب دوش خیلی گرم بود و شیر را تنظیم کردم.
دوش با آب گرمبعد از پیادهروی دوش آب گرم خستگیام را کم کرد.
دوش با آب گرمهوای گرم از دریچه بیرون میآمد.
هوای گرمِ خارجشده از دستگاه یا محیط بستهدستگاه هوای گرم را به داخل اتاق میفرستاد.
هوای گرمِ خارجشده از دستگاه یا محیط بستهجریان هوای گرم بعد از خاموششدن بخاری قطع شد.
هوای گرمِ خارجشده از دستگاه یا محیط بستهکف گرم تراس زیر پا حس میشد.
کف زمین گرمشده بر اثر تابش یا گرمایشگربه از روی کف داغ به سایه رفت.
کف زمین گرمشده بر اثر تابش یا گرمایشکف گرم گلخانه پس از غروب آرامآرام خنک شد.
کف زمین گرمشده بر اثر تابش یا گرمایشصندلی گرم ماشین زیر آفتاب مانده بود.
نشیمن صندلی گرمشده زیر آفتابروی صندلی داغ نشستم و فوراً بلند شدم.
نشیمن صندلی گرمشده زیر آفتابصندلی گرم کنار پنجره بعد از غروب خنک شد.
نشیمن صندلی گرمشده زیر آفتابدرِ داغ قابلمه را با دستگیره برداشتم.
درِ گرم یا داغ ظرف پس از پختبخار از زیر درِ گرم بیرون آمد.
درِ گرم یا داغ ظرف پس از پختدرِ داغ ظرف را روی دستمال گذاشت.
درِ گرم یا داغ ظرف پس از پختبه اجاق داغ دست نزن.
اجاق آشپزی با سطح داغسطح اجاق پس از خاموششدن هم گرم ماند.
اجاق آشپزی با سطح داغاو کنار اجاق داغ ظرفها را جابهجا کرد.
اجاق آشپزی با سطح داغسبزیها را روی گریل داغ گذاشتند.
توری یا دستگاه گریل داغ هنگام پختبه توری داغ گریل دست نزن.
توری یا دستگاه گریل داغ هنگام پختبعد از پایان پخت، گریل گرم مدتی طول کشید تا خنک شود.
توری یا دستگاه گریل داغ هنگام پختموم گرم را آرام داخل قالب ریخت.
موم گرمشده برای کاردستی یا قالبگیریکودک نباید به موم داغ دست بزند.
موم گرمشده برای کاردستی یا قالبگیریموم گرم پس از چند دقیقه سفت شد.
موم گرمشده برای کاردستی یا قالبگیریقاشق داغ را از سوپ بیرون آوردم.
قاشق گرمشده در غذای داغبه قاشق گرم دست زدم و آن را روی میز گذاشتم.
قاشق گرمشده در غذای داغقاشق داغ پس از چند دقیقه خنک شد.
قاشق گرمشده در غذای داغشیشهٔ داغ را روی پارچه گذاشتم.
شیشهٔ گرمشده پس از ضدعفونی یا شستوشوپیش از بستن در، گذاشتیم شیشهٔ گرم کمی خنک شود.
شیشهٔ گرمشده پس از ضدعفونی یا شستوشوشیشهٔ داغ را با دستمال خشک جابهجا کردیم.
شیشهٔ گرمشده پس از ضدعفونی یا شستوشوبرای شستن دستها آب گرم آوردم.
برای شستن دستها آب گرم آوردم.
به مسافران غذای گرم دادند.
به مسافران غذای گرم دادند.
صدای گرم او شنوندگان را آرام کرد.
صدای گرم او شنوندگان را آرام کرد.
از مهمانان استقبال گرمی شد.
از مهمانان استقبال گرمی شد.
بازار خرید کتاب در نمایشگاه گرم بود.
بازار خرید کتاب در نمایشگاه گرم بود.