«هرگز» اینجا نفی همهٔ نوبتهای سیگارکشیدن است؛ بهخودیخود دربارهٔ گذشتهٔ دیگران داوری نمیکند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
رخندادنِ رفتارِ سیگارکشیدن در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» اینجا نفی همهٔ نوبتهای سیگارکشیدن است؛ بهخودیخود دربارهٔ گذشتهٔ دیگران داوری نمیکند.
رخندادنِ رفتارِ قهوهخوردن در شب در هیچ نوبت مرتبط.
در «هرگز شبها قهوه نمیخورم» دامنهٔ نفی به شبها محدود است؛ دربارهٔ نوشیدن در صبح حکم نمیدهد.
رخندادنِ رفتارِ دروغگفتن در هیچ نوبت مرتبط.
قید «هرگز» همراه فعل منفی روی تمام موقعیتهای گفتن دروغ اثر میگذارد؛ عبارت «به دوستان» دامنه را محدود میکند.
رخندادنِ رفتارِ تقلب در آزمون در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» در مثالهای آزمون تعهد به پرهیز از تقلب را نشان میدهد؛ مقررات آزمون از بافت دیگری معلوم میشود.
رخندادنِ رفتارِ بهاشتراکگذاری گذرواژه در هیچ نوبت مرتبط.
این مثالها از قاعدهٔ شخصیِ افشا نکردن گذرواژه خبر میدهند؛ قید منفی جایگزین دستورالعمل امنیتی کامل نیست.
رخندادنِ رفتارِ بازکردن پیوندهای ناشناس در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» در این بافت رفتار در برابر لینک یا صفحهٔ ناشناس را نفی میکند؛ معیارِ ناشناسبودن در جمله آمده است.
رخندادنِ رفتارِ زبالهریختن در مکان عمومی در هیچ نوبت مرتبط.
نفی مطلقِ رفتار در مکانهای مشخص است؛ «هیچوقت» محاورهای و «هرگز» رسمیتر است.
رخندادنِ رفتارِ سوارشدن بدون کمربند در هیچ نوبت مرتبط.
ساخت «هرگز بدون کمربند...» به همهٔ سفرهای مرتبط اشاره دارد؛ نفی در برخی زبانها روی فعل اصلی مینشیند.
رخندادنِ رفتارِ عبور بیاحتیاط از خیابان در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» اینجا کنار وضعیتِ چراغ قرمز یا خیابان شلوغ آمده؛ دامنهٔ قید را شرط جمله تعیین میکند.
رخندادنِ رفتارِ قطعکردن حرف گوینده در هیچ نوبت مرتبط.
قید بسامد منفی بیان میکند که این رفتار در هیچ موقعیت مربوط انجام نمیشود؛ جای نفی در هر زبان متفاوت است.
رخندادنِ رفتارِ فریادزدن بر سر دیگران در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» تعهد یا عادت فرد را دربارهٔ فریادزدن نشان میدهد؛ شدت و لحن از فعل و بافت میآید.
رخندادنِ رفتارِ راهدادن افراد ناشناس در هیچ نوبت مرتبط.
در جملههای مربوط به ورودی ساختمان، «هرگز» رفتار بازکردن یا دادن دسترسی را نفی میکند.
رخندادنِ رفتارِ رهاکردن شمع روشن در هیچ نوبت مرتبط.
دامنهٔ نفی اینجا شمع روشنِ بیمراقبت است؛ «هرگز» بهتنهایی علت یا سطح خطر را توصیف نمیکند.
رخندادنِ رفتارِ خرید بدون بررسی در هیچ نوبت مرتبط.
قید منفی بر روال خرید با شرطهای مشخص مانند امتحان کفش یا دیدن مبلغ نهایی اعمال میشود.
رخندادنِ رفتارِ هدر دادن غذا در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» در این مثالها موضع قاطع گوینده دربارهٔ هدرندادن خوراکی را میرساند؛ دربارهٔ همهٔ خوراکیها حکم کلی نمیسازد.
رخندادنِ رفتارِ فراموشکردن تولد خانواده در هیچ نوبت مرتبط.
در «هرگز تولد مادرم را فراموش نمیکنم» نفی بر یک نوع مناسبت تکرارشونده است، نه بر همهٔ حافظهٔ فرد.
رخندادنِ رفتارِ افشای اطلاعات خصوصی در هیچ نوبت مرتبط.
دامنهٔ «هرگز» اطلاعات خصوصی دیگران است؛ قید بهتنهایی رضایت یا مالکیت اطلاعات را تعریف نمیکند.
رخندادنِ رفتارِ زود تسلیمشدن در هیچ نوبت مرتبط.
در جملههای انگیزشی «هرگز» میتواند تأکید عاطفی قوی داشته باشد؛ باز هم فعل منفی و بافت، نوع رفتار را روشن میکنند.
No disruptive noise in shared reading spaces.
«هرگز» در این بافت یک قاعدهٔ رفتاری در کتابخانه است؛ نفی به صحبت بلند، تماس یا موسیقی در فضای مطالعه محدود میشود.
Refusing to use or borrow someone else's belongings without permission.
قید، رفتار قرضگرفتن یا برداشتن وسیله را در موقعیتهای مربوط نفی میکند؛ به معنی ممنوعیت همیشگیِ قرضگرفتن با اجازه نیست.
A repeated personal practice of not skipping breakfast.
این مثالها صرفاً عادت اشخاص را نشان میدهند؛ «هرگز» توصیهٔ تغذیهای عمومی یا الزام برای دیگران نیست.
Avoiding leaving a bicycle or its lock unsecured.
«هرگز» در این کاربرد به رهاکردن دوچرخه در حالت بدون قفل اشاره دارد؛ دربارهٔ امنیت مطلق دوچرخه ادعایی نمیکند.
Consistent attendance at creative rehearsals and preparation.
در این موقعیت، «هرگز» نبودن در تمرین مرتبط را نفی میکند؛ غیبت موجه در مثال دوم با «بدون خبر دادن» محدود شده است.
Avoiding premature deletion of digital files and folders.
دامنهٔ نفی، حذفِ بدون پشتیبانگیری یا بررسی است؛ از این مثالها نباید روش کامل مدیریت فایل برداشت کرد.
Consistent avoidance of specified water-wasting habits.
«هرگز» در اینجا کارهای مشخص مانند بازگذاشتن شیر یا روشنکردن بیمورد دستگاه را نفی میکند؛ ادعای میزان مصرف آب نیست.
Avoiding unwanted plot spoilers in conversations.
نفی به فاشکردن بخش مهم داستان بدون رضایت شنونده مربوط است؛ «هرگز» دربارهٔ خود تماشای فیلم چیزی نمیگوید.
Avoiding premature disposal of receipts and transaction records.
قید «هرگز» در این مثالها دورریختن رسید پیش از بررسی یا ثبت آن را نفی میکند؛ به معنی الزام همیشگی برای نگهداری همهٔ رسیدها نیست.
Avoiding leaving companion animals unattended in parked vehicles.
«هرگز» در این بافت رهاکردن حیوان در خودروی پارکشده یا آفتابگیر را نفی میکند؛ متن، دستورالعمل جامع مراقبت از حیوان نیست.
Using written instructions before starting unfamiliar tasks.
نفی فقط به نخواندن راهنما یا نادیدهگرفتن هشدار در کارهای مشخص اشاره میکند؛ هر موقعیت دستورهای تخصصی خودش را دارد.
Checking local conditions before weather-dependent activities.
«هرگز» به تصمیمگرفتن بدون بررسی هوا در موقعیتهای مشخص محدود است؛ پیشبینی قطعی یا توصیهٔ سفر نیست.
Avoiding commitments before verifying availability or constraints.
این قید در بافت تعهد کاری به «بدون بررسی قولدادن» مربوط است، نه اینکه شخص اصولاً هیچوقت قول نمیدهد.
Choosing not to use phones during shared meals.
«هرگز» در اینجا یک قاعدهٔ خانوادگی یا شخصی برای زمان غذاست؛ استفادهٔ تلفن در زمانهای دیگر را نفی نمیکند.
من هرگز سیگار نمیکشم.
من هرگز سیگار نمیکشم.
من هرگز گذرواژههایم را به دیگران نمیدهم.
من هرگز گذرواژههایم را به دیگران نمیدهم.
من هرگز بر سر بچهها فریاد نمیزنم.
من هرگز بر سر بچهها فریاد نمیزنم.
من هرگز راز دوستم را برای دیگران تعریف نمیکنم.
من هرگز راز دوستم را برای دیگران تعریف نمیکنم.
من هرگز بعد از یک اشتباه تسلیم نمیشوم.
من هرگز بعد از یک اشتباه تسلیم نمیشوم.
«هرگز» قید منفیِ قاطع و رسمیتر از «هیچوقت» است: «من هرگز سیگار نمیکشم». فعل معمولاً منفی میشود؛ با «نه همیشه» (وجود استثنا) و «هنوز نه» (تا اکنون اتفاق نیفتاده) تفاوت دارد.
رخندادنِ رفتارِ سیگارکشیدن در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» اینجا نفی همهٔ نوبتهای سیگارکشیدن است؛ بهخودیخود دربارهٔ گذشتهٔ دیگران داوری نمیکند.
رخندادنِ رفتارِ قهوهخوردن در شب در هیچ نوبت مرتبط.
در «هرگز شبها قهوه نمیخورم» دامنهٔ نفی به شبها محدود است؛ دربارهٔ نوشیدن در صبح حکم نمیدهد.
رخندادنِ رفتارِ دروغگفتن در هیچ نوبت مرتبط.
قید «هرگز» همراه فعل منفی روی تمام موقعیتهای گفتن دروغ اثر میگذارد؛ عبارت «به دوستان» دامنه را محدود میکند.
رخندادنِ رفتارِ تقلب در آزمون در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» در مثالهای آزمون تعهد به پرهیز از تقلب را نشان میدهد؛ مقررات آزمون از بافت دیگری معلوم میشود.
رخندادنِ رفتارِ بهاشتراکگذاری گذرواژه در هیچ نوبت مرتبط.
این مثالها از قاعدهٔ شخصیِ افشا نکردن گذرواژه خبر میدهند؛ قید منفی جایگزین دستورالعمل امنیتی کامل نیست.
رخندادنِ رفتارِ بازکردن پیوندهای ناشناس در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» در این بافت رفتار در برابر لینک یا صفحهٔ ناشناس را نفی میکند؛ معیارِ ناشناسبودن در جمله آمده است.
رخندادنِ رفتارِ زبالهریختن در مکان عمومی در هیچ نوبت مرتبط.
نفی مطلقِ رفتار در مکانهای مشخص است؛ «هیچوقت» محاورهای و «هرگز» رسمیتر است.
رخندادنِ رفتارِ سوارشدن بدون کمربند در هیچ نوبت مرتبط.
ساخت «هرگز بدون کمربند...» به همهٔ سفرهای مرتبط اشاره دارد؛ نفی در برخی زبانها روی فعل اصلی مینشیند.
رخندادنِ رفتارِ عبور بیاحتیاط از خیابان در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» اینجا کنار وضعیتِ چراغ قرمز یا خیابان شلوغ آمده؛ دامنهٔ قید را شرط جمله تعیین میکند.
رخندادنِ رفتارِ قطعکردن حرف گوینده در هیچ نوبت مرتبط.
قید بسامد منفی بیان میکند که این رفتار در هیچ موقعیت مربوط انجام نمیشود؛ جای نفی در هر زبان متفاوت است.
رخندادنِ رفتارِ فریادزدن بر سر دیگران در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» تعهد یا عادت فرد را دربارهٔ فریادزدن نشان میدهد؛ شدت و لحن از فعل و بافت میآید.
رخندادنِ رفتارِ راهدادن افراد ناشناس در هیچ نوبت مرتبط.
در جملههای مربوط به ورودی ساختمان، «هرگز» رفتار بازکردن یا دادن دسترسی را نفی میکند.
رخندادنِ رفتارِ رهاکردن شمع روشن در هیچ نوبت مرتبط.
دامنهٔ نفی اینجا شمع روشنِ بیمراقبت است؛ «هرگز» بهتنهایی علت یا سطح خطر را توصیف نمیکند.
رخندادنِ رفتارِ خرید بدون بررسی در هیچ نوبت مرتبط.
قید منفی بر روال خرید با شرطهای مشخص مانند امتحان کفش یا دیدن مبلغ نهایی اعمال میشود.
رخندادنِ رفتارِ هدر دادن غذا در هیچ نوبت مرتبط.
«هرگز» در این مثالها موضع قاطع گوینده دربارهٔ هدرندادن خوراکی را میرساند؛ دربارهٔ همهٔ خوراکیها حکم کلی نمیسازد.
رخندادنِ رفتارِ فراموشکردن تولد خانواده در هیچ نوبت مرتبط.
در «هرگز تولد مادرم را فراموش نمیکنم» نفی بر یک نوع مناسبت تکرارشونده است، نه بر همهٔ حافظهٔ فرد.
رخندادنِ رفتارِ افشای اطلاعات خصوصی در هیچ نوبت مرتبط.
دامنهٔ «هرگز» اطلاعات خصوصی دیگران است؛ قید بهتنهایی رضایت یا مالکیت اطلاعات را تعریف نمیکند.
رخندادنِ رفتارِ زود تسلیمشدن در هیچ نوبت مرتبط.
در جملههای انگیزشی «هرگز» میتواند تأکید عاطفی قوی داشته باشد؛ باز هم فعل منفی و بافت، نوع رفتار را روشن میکنند.
No disruptive noise in shared reading spaces.
«هرگز» در این بافت یک قاعدهٔ رفتاری در کتابخانه است؛ نفی به صحبت بلند، تماس یا موسیقی در فضای مطالعه محدود میشود.
Refusing to use or borrow someone else's belongings without permission.
قید، رفتار قرضگرفتن یا برداشتن وسیله را در موقعیتهای مربوط نفی میکند؛ به معنی ممنوعیت همیشگیِ قرضگرفتن با اجازه نیست.
A repeated personal practice of not skipping breakfast.
این مثالها صرفاً عادت اشخاص را نشان میدهند؛ «هرگز» توصیهٔ تغذیهای عمومی یا الزام برای دیگران نیست.
Avoiding leaving a bicycle or its lock unsecured.
«هرگز» در این کاربرد به رهاکردن دوچرخه در حالت بدون قفل اشاره دارد؛ دربارهٔ امنیت مطلق دوچرخه ادعایی نمیکند.
Consistent attendance at creative rehearsals and preparation.
در این موقعیت، «هرگز» نبودن در تمرین مرتبط را نفی میکند؛ غیبت موجه در مثال دوم با «بدون خبر دادن» محدود شده است.
Avoiding premature deletion of digital files and folders.
دامنهٔ نفی، حذفِ بدون پشتیبانگیری یا بررسی است؛ از این مثالها نباید روش کامل مدیریت فایل برداشت کرد.
Consistent avoidance of specified water-wasting habits.
«هرگز» در اینجا کارهای مشخص مانند بازگذاشتن شیر یا روشنکردن بیمورد دستگاه را نفی میکند؛ ادعای میزان مصرف آب نیست.
Avoiding unwanted plot spoilers in conversations.
نفی به فاشکردن بخش مهم داستان بدون رضایت شنونده مربوط است؛ «هرگز» دربارهٔ خود تماشای فیلم چیزی نمیگوید.
Avoiding premature disposal of receipts and transaction records.
قید «هرگز» در این مثالها دورریختن رسید پیش از بررسی یا ثبت آن را نفی میکند؛ به معنی الزام همیشگی برای نگهداری همهٔ رسیدها نیست.
Avoiding leaving companion animals unattended in parked vehicles.
«هرگز» در این بافت رهاکردن حیوان در خودروی پارکشده یا آفتابگیر را نفی میکند؛ متن، دستورالعمل جامع مراقبت از حیوان نیست.
Using written instructions before starting unfamiliar tasks.
نفی فقط به نخواندن راهنما یا نادیدهگرفتن هشدار در کارهای مشخص اشاره میکند؛ هر موقعیت دستورهای تخصصی خودش را دارد.
Checking local conditions before weather-dependent activities.
«هرگز» به تصمیمگرفتن بدون بررسی هوا در موقعیتهای مشخص محدود است؛ پیشبینی قطعی یا توصیهٔ سفر نیست.
Avoiding commitments before verifying availability or constraints.
این قید در بافت تعهد کاری به «بدون بررسی قولدادن» مربوط است، نه اینکه شخص اصولاً هیچوقت قول نمیدهد.
من هرگز سیگار نمیکشم.
نکشیدن سیگار در هیچ نوبتیاو هرگز سیگار نمیخرد.
نکشیدن سیگار در هیچ نوبتیما هرگز در خانه سیگار نمیکشیم.
نکشیدن سیگار در هیچ نوبتیمن هرگز شبها قهوه نمینوشم.
نخوردن قهوه در ساعات شباو هرگز بعد از شام قهوه سفارش نمیدهد.
نخوردن قهوه در ساعات شبما هرگز پیش از خواب قهوه درست نمیکنیم.
نخوردن قهوه در ساعات شبمن هرگز به دوستانم دروغ نمیگویم.
دروغنگفتن به نزدیکاناو هرگز حقیقت را از خانوادهاش پنهان نمیکند.
دروغنگفتن به نزدیکانما هرگز برای اشتباههایمان بهانهٔ ساختگی نمیآوریم.
دروغنگفتن به نزدیکانمن هرگز در امتحان تقلب نمیکنم.
تقلبنکردن در آزموناو هرگز پاسخهای دانشآموز دیگری را کپی نمیکند.
تقلبنکردن در آزمونما هرگز در آزمونی که جزوه در آن ممنوع است، از یادداشت استفاده نمیکنیم.
تقلبنکردن در آزمونمن هرگز گذرواژههایم را به دیگران نمیدهم.
ندادن گذرواژه به دیگراناو هرگز گذرواژهاش را روی کاغذ نمینویسد.
ندادن گذرواژه به دیگرانما هرگز گذرواژهها را در پیام نمیفرستیم.
ندادن گذرواژه به دیگرانمن هرگز لینکهای فرستندهٔ ناشناس را باز نمیکنم.
بازنکردن پیوندهای ناشناساو هرگز روی پیوست ناشناس کلیک نمیکند.
بازنکردن پیوندهای ناشناسما هرگز گذرواژهمان را در صفحهٔ ناآشنا وارد نمیکنیم.
بازنکردن پیوندهای ناشناسمن هرگز در پارک زباله نمیریزم.
زبالهنریختن در فضاهای عمومیاو هرگز بطریها را در ساحل رها نمیکند.
زبالهنریختن در فضاهای عمومیما هرگز کاغذ را در خیابان نمیاندازیم.
زبالهنریختن در فضاهای عمومیمن هرگز بدون کمربند ایمنی سوار ماشین نمیشوم.
سوارنشدن بدون کمربند ایمنیاو هرگز پیش از بستن کمربند رانندگی را شروع نمیکند.
سوارنشدن بدون کمربند ایمنیما هرگز کمربند ایمنیمان را فراموش نمیکنیم.
سوارنشدن بدون کمربند ایمنیمن هرگز از چراغ قرمز عبور نمیکنم.
عبورنکردن بیاحتیاط از خیاباناو هرگز بدون نگاهکردن پا به خیابان نمیگذارد.
عبورنکردن بیاحتیاط از خیابانما هرگز با دویدن از خیابان شلوغ رد نمیشویم.
عبورنکردن بیاحتیاط از خیابانمن هرگز حرف کسی را که صحبت میکند قطع نمیکنم.
قطعنکردن حرف دیگراناو هرگز وسط حرف مهمان نمیپرد.
قطعنکردن حرف دیگرانما هرگز روی حرف معلم حرف نمیزنیم.
قطعنکردن حرف دیگرانمن هرگز بر سر بچهها فریاد نمیزنم.
فریادنزدن بر سر دیگراناو هرگز در محل کار صدایش را بلند نمیکند.
فریادنزدن بر سر دیگرانما هرگز جلوی مهمانها با صدای بلند جر و بحث نمیکنیم.
فریادنزدن بر سر دیگرانمن هرگز در را به روی افراد ناشناس باز نمیکنم.
بازنکردن در به افراد ناشناساو هرگز افراد ناشناس را به ساختمان راه نمیدهد.
بازنکردن در به افراد ناشناسما هرگز کد ورودی را به مهمانهای ناشناس نمیدهیم.
بازنکردن در به افراد ناشناسمن هرگز هنگام بیرونرفتن شمع روشن را رها نمیکنم.
رها نکردن شمع روشناو هرگز با شمع روشن نمیخوابد.
رها نکردن شمع روشنما هرگز شمعها را نزدیک پرده نمیگذاریم.
رها نکردن شمع روشنمن هرگز کفش را بدون پروکردن نمیخرم.
خریدنکردن بدون بررسی لازماو هرگز بدون خواندن شرایط مرجوعی خرید اینترنتی نمیکند.
خریدنکردن بدون بررسی لازمما هرگز پیش از بررسی مبلغ کل پول نمیپردازیم.
خریدنکردن بدون بررسی لازممن هرگز نان تازه را دور نمیریزم.
اسرافنکردن غذااو هرگز بیشتر از آنچه میتواند بخورد غذا برنمیدارد.
اسرافنکردن غذاما هرگز غذایی را که میپزیم هدر نمیدهیم.
اسرافنکردن غذامن هرگز تولد مادرم را فراموش نمیکنم.
فراموشنکردن مناسبت خانوادگیاو هرگز جشن تولد خواهرش را از دست نمیدهد.
فراموشنکردن مناسبت خانوادگیما هرگز تولد یکی از اعضای خانواده را بیجشن نمیگذاریم.
فراموشنکردن مناسبت خانوادگیمن هرگز راز دوستم را برای دیگران تعریف نمیکنم.
فاشنکردن راز و پیام خصوصیاو هرگز عکسهای خصوصی را بدون اجازه نشان نمیدهد.
فاشنکردن راز و پیام خصوصیما هرگز پیامهای خصوصی دیگران را نقل نمیکنیم.
فاشنکردن راز و پیام خصوصیمن هرگز بعد از یک اشتباه تسلیم نمیشوم.
تسلیمنشدن با نخستین دشواریاو هرگز بهخاطر یک روز بد تمرین را کنار نمیگذارد.
تسلیمنشدن با نخستین دشواریما هرگز بدون صحبت دربارهٔ آن، پروژهای را رها نمیکنیم.
تسلیمنشدن با نخستین دشواریمن هرگز در سالن مطالعه با صدای بلند حرف نمیزنم.
ساکتماندن در محیط مطالعهاو هرگز در کتابخانه با تلفن صحبت نمیکند.
ساکتماندن در محیط مطالعهما هرگز وقتی دیگران درس میخوانند موسیقی پخش نمیکنیم.
ساکتماندن در محیط مطالعهمن هرگز بدون اجازه خودکار کسی را برنمیدارم.
قرضنگرفتن وسایل بدون اجازهاو هرگز بدون پرسیدن کتاب همکارش را قرض نمیگیرد.
قرضنگرفتن وسایل بدون اجازهما هرگز وسایل مشترک را بیخبر به خانه نمیبریم.
قرضنگرفتن وسایل بدون اجازهمن هرگز بدون خوردن صبحانه از خانه بیرون نمیروم.
جا نینداختن صبحانه در برنامهٔ شخصیاو هرگز پیش از کلاس صبحانه را حذف نمیکند.
جا نینداختن صبحانه در برنامهٔ شخصیما هرگز در سفر صبحانهخوردن را فراموش نمیکنیم.
جا نینداختن صبحانه در برنامهٔ شخصیمن هرگز دوچرخهام را بدون قفل جلوی مغازه نمیگذارم.
قفلکردن دوچرخه پیش از ترک آناو هرگز کلید قفل را روی دوچرخه جا نمیگذارد.
قفلکردن دوچرخه پیش از ترک آنما هرگز دوچرخهها را شبها بیرون بدون قفل رها نمیکنیم.
قفلکردن دوچرخه پیش از ترک آنمن هرگز تمرین گروه موسیقیام را از دست نمیدهم.
از دست ندادن تمرین گروهیاو هرگز بدون خبر دادن از تمرین نمایش غیبت نمیکند.
از دست ندادن تمرین گروهیما هرگز آخرین تمرین پیش از کنسرت را حذف نمیکنیم.
از دست ندادن تمرین گروهیمن هرگز بدون پشتیبانگیری عکسهایم را پاک نمیکنم.
پاک نکردن فایلها بدون بررسی و پشتیباناو هرگز پیش از ذخیرهٔ نسخهٔ دوم، پوشهٔ پروژه را حذف نمیکند.
پاک نکردن فایلها بدون بررسی و پشتیبانما هرگز پوشهای را بدون بررسی محتویاتش حذف نمیکنیم.
پاک نکردن فایلها بدون بررسی و پشتیبانمن هرگز هنگام مسواکزدن شیر آب را باز نمیگذارم.
صرفهجویی در مصرف آب در کارهای روزانهاو هرگز چکهکردن شیر آب را نادیده نمیگیرد.
صرفهجویی در مصرف آب در کارهای روزانهما هرگز برای شستن فقط یک لیوان ماشین ظرفشویی را روشن نمیکنیم.
صرفهجویی در مصرف آب در کارهای روزانهمن هرگز پایان فیلم را برای کسی که هنوز آن را ندیده لو نمیدهم.
لو ندادن پایان داستان و فیلماو هرگز بدون هشدار، اتفاق مهم سریال را فاش نمیکند.
لو ندادن پایان داستان و فیلمما هرگز جلوی تماشاگران تازه، پایان نمایش را تعریف نمیکنیم.
لو ندادن پایان داستان و فیلممن هرگز رسید را پیش از بررسی مبلغ دور نمیریزم.
نگهداشتن رسید خرید برای بررسیاو هرگز پیش از ثبت هزینه، رسید تاکسی را گم نمیکند.
نگهداشتن رسید خرید برای بررسیما هرگز رسید خرید را بدون گرفتن عکس از آن دور نمیاندازیم.
نگهداشتن رسید خرید برای بررسیمن هرگز سگم را در ماشین پارکشده تنها نمیگذارم.
تنها نگذاشتن حیوان خانگی در خودرواو هرگز گربهاش را در خودروی زیر آفتاب رها نمیکند.
تنها نگذاشتن حیوان خانگی در خودروما هرگز هنگام خرید حیوانها را در خودرو منتظر نمیگذاریم.
تنها نگذاشتن حیوان خانگی در خودرومن هرگز بدون خواندن راهنما قفسه را سرهم نمیکنم.
نادیده نگرفتن راهنمای استفاده و هشدارهااو هرگز پیش از بررسی دفترچه، دستگاه جدید را روشن نمیکند.
نادیده نگرفتن راهنمای استفاده و هشدارهاما هرگز برچسبهای هشدار کارگاه را نادیده نمیگیریم.
نادیده نگرفتن راهنمای استفاده و هشدارهامن هرگز بدون بررسی پیشبینی هوا به کوه نمیروم.
بررسی وضعیت هوا پیش از برنامهریزیاو هرگز هنگام باران بدون چتر از خانه بیرون نمیرود.
بررسی وضعیت هوا پیش از برنامهریزیما هرگز پیش از بررسی شرایط محلی، برنامهٔ سفر را لغو نمیکنیم.
بررسی وضعیت هوا پیش از برنامهریزیمن هرگز پیش از بررسی تقویم تاریخ تحویل قول نمیدهم.
قولندادن بدون بررسی توان انجام کاراو هرگز بدون بررسی وقتش دعوت جلسه را قبول نمیکند.
قولندادن بدون بررسی توان انجام کارما هرگز پیش از دانستن قیمت نهایی وعدهٔ تخفیف نمیدهیم.
قولندادن بدون بررسی توان انجام کارمن هرگز گوشیام را روی میز شام نمیگذارم.
کنار گذاشتن گوشی هنگام شام خانوادگیاو هرگز وسط شام خانوادگی به پیامهای کاری پاسخ نمیدهد.
کنار گذاشتن گوشی هنگام شام خانوادگیما هرگز وقتی با هم غذا میخوریم ویدئو تماشا نمیکنیم.
کنار گذاشتن گوشی هنگام شام خانوادگیمن هرگز سیگار نمیکشم.
من هرگز سیگار نمیکشم.
من هرگز گذرواژههایم را به دیگران نمیدهم.
من هرگز گذرواژههایم را به دیگران نمیدهم.
من هرگز بر سر بچهها فریاد نمیزنم.
من هرگز بر سر بچهها فریاد نمیزنم.
من هرگز راز دوستم را برای دیگران تعریف نمیکنم.
من هرگز راز دوستم را برای دیگران تعریف نمیکنم.
من هرگز بعد از یک اشتباه تسلیم نمیشوم.
من هرگز بعد از یک اشتباه تسلیم نمیشوم.