«منتظر دوستم ماندم» از رسیدن دوستم خبر نمیدهد؛ فقط مدت انتظار را بیان میکند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
تا آمدن فرد موردنظر در جایی یا در آمادگی باقی ماندن
«منتظر دوستم ماندم» از رسیدن دوستم خبر نمیدهد؛ فقط مدت انتظار را بیان میکند.
صبر کردن تا وسیلهٔ نقلیه موردنظر برسد
«منتظر قطار ماندن» با «سوار قطار شدن» فرق دارد؛ صرفِ انتظار رسیدن را تضمین نمیکند.
صبر کردن تا نوبت استفاده از خدمت یا انجام کاری برسد
«نوبت را رعایت کردن» و «منتظر نوبت ماندن» نزدیکاند ولی یکسان نیستند.
صبر کردن تا جواب درخواست، پیام یا نتیجهٔ بررسی برسد
«منتظر جواب ماندن» با «جواب گرفتن» فرق دارد؛ دومی دریافت نتیجه است.
انجام کار را به بعد از فرا رسیدن یک زمان یا اتفاق موکول کردن
«تا باران بند بیاید منتظر میمانیم» زمان پایان مکث را نشان میدهد.
برای مدت کوتاهی دست نگه داشتن پیش از ادامهٔ صحبت یا کار
«یک لحظه منتظر بمان» رسمیتر از «یک لحظه صبر کن» است و در درخواستهای مودبانه به کار میرود.
در صف داروخانه ماندن تا نوبت برسد
صفکشیدن فرایند انتظار را نشان میدهد؛ خرید دارو یا رسیدن نوبت نتیجهٔ جداگانه است.
تا شروع ویزیت تعیینشده در مطب ماندن
داشتن وقت قبلی لزوماً به معنی ورود فوری به اتاق پزشک نیست.
ماندن تا میزی در رستوران خالی شود
منتظر میز ماندن با رزروکردن میز یا نشستن سر آن یکسان نیست.
منتظر رسیدن غذای سفارشدادهشده ماندن
ثبت سفارش یا پرداخت وجه بهخودیخود به معنی تحویل غذا نیست.
تا زمان آغاز جلسه در حالت انتظار بودن
آمادهبودن برای جلسه با آغاز واقعی آن فرق دارد؛ شروع جلسه رویدادی جداست.
منتظر انتشار نمره یا نتیجهٔ امتحان ماندن
انتظار نتیجه با پیشبینی نمره یا امیدوار بودن به نمرهٔ خوب تفاوت دارد.
منتظر رسیدن پیام حاوی کد تأیید ماندن
این بافت دربارهٔ رسیدن پیام کد است؛ واردکردن کد یا تأیید حساب بعداً انجام میشود.
منتظر پایان بارگذاری صفحهٔ وب ماندن
انتظار بارگذاری صفحه به معنی باز شدن موفق صفحه نیست؛ ممکن است خطا رخ دهد.
ماندن تا باران بند بیاید
پایان انتظار با تغییر هوا مشخص میشود؛ خودِ فعل انتظار، بند آمدن باران را تضمین نمیکند.
پشت چراغ ایستادن تا سبز شود
ایستادن پشت چراغ و حرکت پس از سبز شدن دو رویداد جدا هستند.
در فرودگاه منتظر آمدن چمدان روی نوار بار ماندن
رسیدن هواپیما به معنی تحویل فوری بار نیست؛ دریافت چمدان نتیجهٔ جداست.
منتظر دریافت اعلان تأیید پرداخت ماندن
منتظر پیام تأیید ماندن با انجام قطعی تراکنش یا پرداخت دوباره تفاوت دارد.
صبر کردن تا کودک خوابیده بیدار شود
گاهی زمان انتظار با یک رویداد خانوادگی تعیین میشود؛ بیدارکردن کودک کار دیگری است.
صبر کردن تا اتصال اینترنت دوباره برقرار شود
انتظار برای بازگشت اتصال به معنی رفع قطعی مشکل فنی نیست.
جلوی سینما منتظر دوستم ماندم.
جلوی سینما منتظر دوستم ماندم.
نیم ساعت منتظر اتوبوس ماندیم.
نیم ساعت منتظر اتوبوس ماندیم.
لطفاً منتظر نوبتتان بمانید.
لطفاً منتظر نوبتتان بمانید.
هنوز منتظر جواب آزمایش هستم.
هنوز منتظر جواب آزمایش هستم.
یک لحظه منتظر بمان تا کیفم را بردارم.
یک لحظه منتظر بمان تا کیفم را بردارم.
پانزده دقیقه در صف داروخانه منتظر ماندم.
پانزده دقیقه در صف داروخانه منتظر ماندم.
او در سالن انتظار منتظر وقت ویزیتش است.
او در سالن انتظار منتظر وقت ویزیتش است.
بیست دقیقه منتظر میز کنار پنجره ماندیم.
بیست دقیقه منتظر میز کنار پنجره ماندیم.
قبل از شروع فیلم منتظریم غذا برسد.
قبل از شروع فیلم منتظریم غذا برسد.
در اتاق کنفرانس منتظر شروع جلسه ماندیم.
در اتاق کنفرانس منتظر شروع جلسه ماندیم.
او این هفته منتظر نتیجهٔ امتحانش است.
او این هفته منتظر نتیجهٔ امتحانش است.
قبل از بستن برنامه منتظر کد تأیید بمان.
قبل از بستن برنامه منتظر کد تأیید بمان.
قبل از زدن دکمه منتظر بمان صفحه بارگذاری شود.
قبل از زدن دکمه منتظر بمان صفحه بارگذاری شود.
زیر سقف منتظر ماندیم تا باران بند بیاید.
زیر سقف منتظر ماندیم تا باران بند بیاید.
قبل از عبور منتظر سبز شدن چراغ بمان.
قبل از عبور منتظر سبز شدن چراغ بمان.
در بخش تحویل بار منتظر چمدانهایمان ماندیم.
در بخش تحویل بار منتظر چمدانهایمان ماندیم.
قبل از تلاش دوباره، منتظر تأیید پرداخت بمان.
قبل از تلاش دوباره، منتظر تأیید پرداخت بمان.
بیا قبل از رفتن منتظر بمانیم تا نوزاد بیدار شود.
بیا قبل از رفتن منتظر بمانیم تا نوزاد بیدار شود.
منتظر ماندیم اتصال اینترنت دوباره برقرار شود.
منتظر ماندیم اتصال اینترنت دوباره برقرار شود.
آوانگاری تقریبی است؛ برای شنیدن آهنگ طبیعی واژه، به صدای گویندهٔ بومی هم توجه کنید.
«منتظر ماندن» یعنی تا رسیدن شخص، وسیله، پاسخ یا نوبت صبر کردن. «انتظار داشتن» به معنی توقع رفتار و «امیدوار بودن» کاربردهای متفاوتی دارند.
تا آمدن فرد موردنظر در جایی یا در آمادگی باقی ماندن
«منتظر دوستم ماندم» از رسیدن دوستم خبر نمیدهد؛ فقط مدت انتظار را بیان میکند.
صبر کردن تا وسیلهٔ نقلیه موردنظر برسد
«منتظر قطار ماندن» با «سوار قطار شدن» فرق دارد؛ صرفِ انتظار رسیدن را تضمین نمیکند.
صبر کردن تا نوبت استفاده از خدمت یا انجام کاری برسد
«نوبت را رعایت کردن» و «منتظر نوبت ماندن» نزدیکاند ولی یکسان نیستند.
صبر کردن تا جواب درخواست، پیام یا نتیجهٔ بررسی برسد
«منتظر جواب ماندن» با «جواب گرفتن» فرق دارد؛ دومی دریافت نتیجه است.
انجام کار را به بعد از فرا رسیدن یک زمان یا اتفاق موکول کردن
«تا باران بند بیاید منتظر میمانیم» زمان پایان مکث را نشان میدهد.
برای مدت کوتاهی دست نگه داشتن پیش از ادامهٔ صحبت یا کار
«یک لحظه منتظر بمان» رسمیتر از «یک لحظه صبر کن» است و در درخواستهای مودبانه به کار میرود.
در صف داروخانه ماندن تا نوبت برسد
صفکشیدن فرایند انتظار را نشان میدهد؛ خرید دارو یا رسیدن نوبت نتیجهٔ جداگانه است.
تا شروع ویزیت تعیینشده در مطب ماندن
داشتن وقت قبلی لزوماً به معنی ورود فوری به اتاق پزشک نیست.
ماندن تا میزی در رستوران خالی شود
منتظر میز ماندن با رزروکردن میز یا نشستن سر آن یکسان نیست.
منتظر رسیدن غذای سفارشدادهشده ماندن
ثبت سفارش یا پرداخت وجه بهخودیخود به معنی تحویل غذا نیست.
تا زمان آغاز جلسه در حالت انتظار بودن
آمادهبودن برای جلسه با آغاز واقعی آن فرق دارد؛ شروع جلسه رویدادی جداست.
منتظر انتشار نمره یا نتیجهٔ امتحان ماندن
انتظار نتیجه با پیشبینی نمره یا امیدوار بودن به نمرهٔ خوب تفاوت دارد.
منتظر رسیدن پیام حاوی کد تأیید ماندن
این بافت دربارهٔ رسیدن پیام کد است؛ واردکردن کد یا تأیید حساب بعداً انجام میشود.
منتظر پایان بارگذاری صفحهٔ وب ماندن
انتظار بارگذاری صفحه به معنی باز شدن موفق صفحه نیست؛ ممکن است خطا رخ دهد.
ماندن تا باران بند بیاید
پایان انتظار با تغییر هوا مشخص میشود؛ خودِ فعل انتظار، بند آمدن باران را تضمین نمیکند.
پشت چراغ ایستادن تا سبز شود
ایستادن پشت چراغ و حرکت پس از سبز شدن دو رویداد جدا هستند.
در فرودگاه منتظر آمدن چمدان روی نوار بار ماندن
رسیدن هواپیما به معنی تحویل فوری بار نیست؛ دریافت چمدان نتیجهٔ جداست.
منتظر دریافت اعلان تأیید پرداخت ماندن
منتظر پیام تأیید ماندن با انجام قطعی تراکنش یا پرداخت دوباره تفاوت دارد.
صبر کردن تا کودک خوابیده بیدار شود
گاهی زمان انتظار با یک رویداد خانوادگی تعیین میشود؛ بیدارکردن کودک کار دیگری است.
بعد از کلاس منتظر معلمم ماندم.
منتظر رسیدن کسی ماندنجلوی کتابخانه منتظر خواهرم هستم.
منتظر رسیدن کسی ماندنتا نیایی، اینجا منتظر میمانم.
منتظر رسیدن کسی ماندنبیست دقیقه منتظر اتوبوس ماندیم.
منتظر رسیدن اتوبوس، قطار یا تاکسی ماندندر ایستگاه منتظر قطار بعدی هستم.
منتظر رسیدن اتوبوس، قطار یا تاکسی ماندنباران میآمد و ما منتظر تاکسی ماندیم.
منتظر رسیدن اتوبوس، قطار یا تاکسی ماندنلطفاً منتظر نوبتتان بمانید.
منتظر نوبت خود ماندنبچهها جلوی در منتظر نوبت ماندند.
منتظر نوبت خود ماندنمنتظر ماندم تا شمارهام را صدا بزنند.
منتظر نوبت خود ماندنچند روز منتظر جواب ایمیلم ماندم.
منتظر پاسخ، خبر یا نتیجه ماندنهنوز منتظر نتیجهٔ آزمون هستم.
منتظر پاسخ، خبر یا نتیجه ماندنبرای خبر دانشگاه یک هفته منتظر ماندیم.
منتظر پاسخ، خبر یا نتیجه ماندنمنتظر بمانیم تا همه برسند، بعد غذا بخوریم.
تا زمان یا رخدادی دیگر دست نگه داشتنتا فردا منتظر میمانم و بعد تصمیم میگیرم.
تا زمان یا رخدادی دیگر دست نگه داشتنمنتظر ماندیم تا هوا روشن شود.
تا زمان یا رخدادی دیگر دست نگه داشتنیک لحظه منتظر بمان، کیفم را بردارم.
کمی صبر کردن یا مکث کوتاهلطفاً چند ثانیه همینجا منتظر بمانید.
کمی صبر کردن یا مکث کوتاهمنتظر بمان؛ هنوز حرفم تمام نشده.
کمی صبر کردن یا مکث کوتاهپانزده دقیقه در صف داروخانه منتظر ماندم.
در صف داروخانه منتظر ماندنهنوز منتظریم نوبتمان برسد.
در صف داروخانه منتظر ماندناو در سالن انتظار منتظر وقت ویزیتش است.
در مطب منتظر وقت ویزیت ماندنپزشک تأخیر دارد و باید کمی بیشتر منتظر بمانیم.
در مطب منتظر وقت ویزیت ماندنبیست دقیقه منتظر میز کنار پنجره ماندیم.
منتظر خالی شدن میز در رستوران ماندناز ما خواستند منتظر بمانیم تا میزی خالی شود.
منتظر خالی شدن میز در رستوران ماندنقبل از شروع فیلم منتظریم غذا برسد.
منتظر رسیدن سفارش غذا ماندندر خانه منتظر سفارشم ماندم، اما دیر رسید.
منتظر رسیدن سفارش غذا ماندندر اتاق کنفرانس منتظر شروع جلسه ماندیم.
منتظر شروع جلسه ماندنلطفاً منتظر بمانید تا همه به تماس بپیوندند.
منتظر شروع جلسه ماندناو این هفته منتظر نتیجهٔ امتحانش است.
منتظر اعلام نتیجهٔ امتحان ماندنتا جمعه منتظر ماندیم تا نمرههایمان را بفهمیم.
منتظر اعلام نتیجهٔ امتحان ماندنقبل از بستن برنامه منتظر کد تأیید بمان.
منتظر دریافت کد تأیید ماندنهنوز منتظرم کد از راه پیامک برسد.
منتظر دریافت کد تأیید ماندنقبل از زدن دکمه منتظر بمان صفحه بارگذاری شود.
منتظر بارگذاری صفحه ماندنمنتظر ماندم، اما بارگذاری صفحه هیچوقت تمام نشد.
منتظر بارگذاری صفحه ماندنزیر سقف منتظر ماندیم تا باران بند بیاید.
منتظر بند آمدن باران ماندنبیا منتظر بمانیم تا باران کمتر شود.
منتظر بند آمدن باران ماندنقبل از عبور منتظر سبز شدن چراغ بمان.
پشت چراغ قرمز منتظر سبز شدن ماندنیک دقیقه پشت چراغ قرمز منتظر ماندیم.
پشت چراغ قرمز منتظر سبز شدن ماندندر بخش تحویل بار منتظر چمدانهایمان ماندیم.
منتظر چمدان در بخش تحویل بار ماندنچمدان او آخر از همه رسید و بیشتر منتظر ماند.
منتظر چمدان در بخش تحویل بار ماندنقبل از تلاش دوباره، منتظر تأیید پرداخت بمان.
منتظر تأیید پرداخت ماندنهنوز منتظرم بانک انتقال وجه را تأیید کند.
منتظر تأیید پرداخت ماندنبیا قبل از رفتن منتظر بمانیم تا نوزاد بیدار شود.
منتظر بیدار شدن کودک ماندنتا وقتی دخترم خواب بود، آرام منتظر ماندم.
منتظر بیدار شدن کودک ماندنمنتظر ماندیم اتصال اینترنت دوباره برقرار شود.
منتظر وصل شدن دوبارهٔ اینترنت ماندنهنوز صفحه را تازهسازی نکن؛ منتظر بمان دوباره آنلاین شویم.
منتظر وصل شدن دوبارهٔ اینترنت ماندنجلوی سینما منتظر دوستم ماندم.
جلوی سینما منتظر دوستم ماندم.
نیم ساعت منتظر اتوبوس ماندیم.
نیم ساعت منتظر اتوبوس ماندیم.
لطفاً منتظر نوبتتان بمانید.
لطفاً منتظر نوبتتان بمانید.
هنوز منتظر جواب آزمایش هستم.
هنوز منتظر جواب آزمایش هستم.
یک لحظه منتظر بمان تا کیفم را بردارم.
یک لحظه منتظر بمان تا کیفم را بردارم.
پانزده دقیقه در صف داروخانه منتظر ماندم.
پانزده دقیقه در صف داروخانه منتظر ماندم.
او در سالن انتظار منتظر وقت ویزیتش است.
او در سالن انتظار منتظر وقت ویزیتش است.
بیست دقیقه منتظر میز کنار پنجره ماندیم.
بیست دقیقه منتظر میز کنار پنجره ماندیم.
قبل از شروع فیلم منتظریم غذا برسد.
قبل از شروع فیلم منتظریم غذا برسد.
در اتاق کنفرانس منتظر شروع جلسه ماندیم.
در اتاق کنفرانس منتظر شروع جلسه ماندیم.
او این هفته منتظر نتیجهٔ امتحانش است.
او این هفته منتظر نتیجهٔ امتحانش است.
قبل از بستن برنامه منتظر کد تأیید بمان.
قبل از بستن برنامه منتظر کد تأیید بمان.
قبل از زدن دکمه منتظر بمان صفحه بارگذاری شود.
قبل از زدن دکمه منتظر بمان صفحه بارگذاری شود.
زیر سقف منتظر ماندیم تا باران بند بیاید.
زیر سقف منتظر ماندیم تا باران بند بیاید.
قبل از عبور منتظر سبز شدن چراغ بمان.
قبل از عبور منتظر سبز شدن چراغ بمان.
در بخش تحویل بار منتظر چمدانهایمان ماندیم.
در بخش تحویل بار منتظر چمدانهایمان ماندیم.
قبل از تلاش دوباره، منتظر تأیید پرداخت بمان.
قبل از تلاش دوباره، منتظر تأیید پرداخت بمان.
بیا قبل از رفتن منتظر بمانیم تا نوزاد بیدار شود.
بیا قبل از رفتن منتظر بمانیم تا نوزاد بیدار شود.
منتظر ماندیم اتصال اینترنت دوباره برقرار شود.
منتظر ماندیم اتصال اینترنت دوباره برقرار شود.