پس از یک لطف کوچک، تشکر کوتاه و مشخص طبیعیتر از تشریفات طولانی است.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
قدردانی کوتاه پس از یک کمک کوچک و فوری
پس از یک لطف کوچک، تشکر کوتاه و مشخص طبیعیتر از تشریفات طولانی است.
تشکر از کسی که در حمل، تعمیر یا انجام کار به ما کمک کرده است
در تشکر از کمک، گفتن اینکه دقیقاً چه کاری کمککننده بوده قدردانی را روشنتر میکند.
بیان قدردانی از هدیه و توجه هدیهدهنده
تشکر برای هدیه میتواند هم ارزش شیء و هم توجه شخص مقابل را برجسته کند.
قدردانی از دعوت، استقبال و راحتی فراهمشده برای مهمان
در پایان مهمانی، تشکر از میزبان هم به معنی قدردانی از پذیرایی است و هم توجه به زحمت او.
قدردانی پس از صرف غذا، پذیرایی یا خرید نوشیدنی
تشکر از غذا با تعریف مشخص از طعم یا زحمت آشپز همراه میشود، اما تعریف اجباری نیست.
قدردانی از کسی که مسیر را همراهی کرده یا وسیلهٔ رفتوآمد فراهم کرده است
تشکر از راننده یا همراه سفر، بهویژه پس از رسیدن ایمن، میتواند همراه با آرزوی راه خوش باشد.
قدردانی از توضیح مسیر، نشانی یا کمک برای پیدا کردن مکان
بعد از دریافت نشانی، تشکر نشانهٔ پایان محترمانهٔ پرسش مسیر است، حتی اگر هنوز مقصد را پیدا نکرده باشیم.
قدردانی از روشنشدن ساعت، جزئیات یا شرایط یک موضوع
تشکر از اطلاعات به معنی موافقت با آن نیست؛ تنها نشان میدهد پاسخ را دریافت کردهایم.
تشکر از توضیح، تمرین یا صبوری آموزگار و همکلاسی
در موقعیت آموزشی، تشکر میتواند از فرایند توضیح باشد حتی اگر یادگیرنده هنوز نیاز به تمرین داشته باشد.
قدردانی از نظر صادقانه، اصلاح خطا یا پیشنهاد سازنده
با «ممنون از نظرت» میتوان به بازخورد احترام گذاشت، بیآنکه لزوماً با همهٔ آن موافق بود.
تشکر کوتاه در پیام خصوصی یا نامه پس از پاسخ، یادآوری یا اطلاعرسانی
در پیام کوتاه، تشکر میتواند مستقل بیاید؛ در مکاتبهٔ رسمی بهتر است موضوع قدردانی روشن باشد.
قدردانی از مشارکت، تحویلدادن کار یا ادارهٔ یک جلسه
تشکر حرفهای زمانی دقیقتر است که سهم همکار را نام ببرد و از نسبتدادن کار دیگران به خودمان پرهیز کند.
قدردانی از شنیدهشدن، همراهی و دلگرمی در زمان دشوار
برای حمایت عاطفی، تشکر از گوشدادن یا حضور فرد معمولاً دقیقتر از تشکر کلی و مبهم است.
قدردانی از سازماندهی رویداد، تهیهٔ مکان یا جمعکردن وسایل
قدردانی از برگزارکنندگان رویداد میتواند کارهای پشت صحنه را نیز به رسمیت بشناسد.
پاسخ قدردانانه به دعوت، جا نگهداشتن یا بهیادآوردن شخص
«ممنون از دعوتت» پاسخ به خودِ دعوت است و بهتنهایی پذیرش یا رد دعوت را مشخص نمیکند.
پاسخ ساده و محترمانه به تعریف، توجه یا دلگرمی
در پاسخ به تعریف، تشکر کوتاه معمولاً کافی است و الزام به کمارزشکردن کار خودمان وجود ندارد.
پایاندادن محترمانه به گفتوگو پس از دریافت خدمت یا همکاری
تشکر پایانی میتواند همراه خداحافظی باشد، ولی جای خداحافظی یا تعهد به ادامهٔ رابطه را نمیگیرد.
قدردانی روشن و محترمانه از پاسخ، توجه یا کمک یک نهاد
در نامهٔ رسمی، معادلهای محترمانهتر ممکن است مناسبتر باشند؛ «ممنون» محاورهایتر از «سپاسگزارم» است.
سپاس از کسی که وسیلهٔ گمشده را پیدا یا سالم تحویل داده است
پس از پیدا شدن وسیله، علت تشکر را دقیق بگویید؛ «thanks for finding» و «thanks for returning» یکسان نیستند.
قدردانی از راهنمایی در رمز عبور، برنامه یا مشکل اتصال
در مکاتبهٔ فنی میتوان علت تشکر را روشن بیان کرد؛ تشکر به معنی تأیید رفع کامل مشکل نیست.
تشکر برای ترجمه، تلفظ درست و توضیح معنی
در هر زبان ساختار رایج قدردانی با فعل گذشته را بیاموزید؛ مثالها دربارهٔ کمک زبانی هستند، نه خدمات تأییدشدهٔ ترجمه.
تشکر از کمک مشخص برای استفادهٔ آسانتر از فضا و امکانات
قدردانی را به اقدام واقعی نسبت دهید؛ نباید دسترسپذیری را لطفی استثنایی یا حق استفادهکننده را وابسته به تشکر نشان داد.
سپاس از مراقبتهای روزمره هنگام نبودن صاحب حیوان
با بیان کار مشخص، از مراقبت تشکر کنید؛ مثالهای این بخش دستور دامپزشکی یا برنامهٔ خوراک حیوان نیستند.
قدردانی از رفع خرابی کوچک، قرض دادن ابزار و مرتب کردن محل کار
«ممنون که تعمیر کردی» با «ممنون که ابزارت را قرض دادی» دو دلیل متفاوت برای سپاسگزاری هستند.
قدردانی از وقت و تلاش گروه داوطلب در کار جمعی
برای قدردانی از جمع میتوان مخاطب را مستقیم نام برد؛ «thanks to» در این مثال سپاس از افراد است، نه کاربرد علّیِ «به لطف».
قدردانی از گوشدادن منصفانه، گفتوگوی آرام و جستوجوی راهحل
تشکر از میانجی به معنی پذیرفتن نظر او یا تمامشدن اختلاف نیست؛ دلیل قدردانی را دقیق مشخص کنید.
قدردانی از توضیح مواد غذا، فراهمکردن گزینه و پرسیدن حساسیت
تشکر برای توضیح یا پرسش دربارهٔ غذا تأیید ایمنی آن غذا نیست؛ اینها جملههای ارتباطیاند و راهنمای پزشکی نیستند.
قدردانی از تغییر، تأیید و هماهنگی زمان یک قرار
«Thanks for changing» تشکر از تغییر است و «Thanks for confirming» تشکر از تأیید؛ در ترجمه این دو عمل را یکسان نکنید.
قدردانی از موسیقی، طراحی و ذکر نام همکاران
در کار گروهی بهتر است نقش دقیق هر کس را نام ببرید؛ تشکر جای اعتباردهی و رعایت حق اثر را نمیگیرد.
قدردانی از گزارش خطر، راهنمایی خروج و پیدا کردن شمارهٔ اضطراری
در موقعیت خطر، اقدام درست مهمتر از تشکر است؛ جملههای این بخش گزارش عمل انجامشدهاند و دستورالعمل ایمنی نیستند.
قدردانی بابت هممسیر شدن، معرفی مسیر دوچرخه و بررسی ساعت اتوبوس
جملهٔ «sharing the ride» به هممسیر شدن اشاره میکند؛ الزاماً معنی کرایه یا پرداخت هزینه ندارد.
استفاده از تشکر مؤدبانه هنگام رد دعوت، نوشیدنی یا پیشنهاد
«No, thanks» یا معادل آن رد محترمانه است؛ با پاسخ به تشکر («خواهش میکنم»، de nada، de rien، bitte، rica ederim) اشتباه نگیرید.
ممنون که در را نگه داشتی.
ممنون که در را نگه داشتی.
ممنون برای کتاب؛ دلم میخواست بخوانمش.
ممنون برای کتاب؛ دلم میخواست بخوانمش.
ممنون برای پیشنهادت؛ دربارهاش فکر میکنم.
ممنون برای پیشنهادت؛ دربارهاش فکر میکنم.
ممنون که به کنسرتت دعوتم کردی.
ممنون که به کنسرتت دعوتم کردی.
برای پاسخ کتبی سریع شما بسیار ممنونم.
برای پاسخ کتبی سریع شما بسیار ممنونم.
در گفتار فارسی معمولاً با تکیه بر بخش پایانی «ـنون» شنیده میشود؛ «ممنونم» یک جملهٔ کامل و بسیار رایج است.
«ممنون» در فارسی امروز راهی طبیعی و نسبتاً خودمانی برای تشکر است. «ممنونم»، «خیلی ممنون» و «ممنون از...» شدت یا دلیل تشکر را روشن میکنند.
قدردانی کوتاه پس از یک کمک کوچک و فوری
پس از یک لطف کوچک، تشکر کوتاه و مشخص طبیعیتر از تشریفات طولانی است.
تشکر از کسی که در حمل، تعمیر یا انجام کار به ما کمک کرده است
در تشکر از کمک، گفتن اینکه دقیقاً چه کاری کمککننده بوده قدردانی را روشنتر میکند.
بیان قدردانی از هدیه و توجه هدیهدهنده
تشکر برای هدیه میتواند هم ارزش شیء و هم توجه شخص مقابل را برجسته کند.
قدردانی از دعوت، استقبال و راحتی فراهمشده برای مهمان
در پایان مهمانی، تشکر از میزبان هم به معنی قدردانی از پذیرایی است و هم توجه به زحمت او.
قدردانی پس از صرف غذا، پذیرایی یا خرید نوشیدنی
تشکر از غذا با تعریف مشخص از طعم یا زحمت آشپز همراه میشود، اما تعریف اجباری نیست.
قدردانی از کسی که مسیر را همراهی کرده یا وسیلهٔ رفتوآمد فراهم کرده است
تشکر از راننده یا همراه سفر، بهویژه پس از رسیدن ایمن، میتواند همراه با آرزوی راه خوش باشد.
قدردانی از توضیح مسیر، نشانی یا کمک برای پیدا کردن مکان
بعد از دریافت نشانی، تشکر نشانهٔ پایان محترمانهٔ پرسش مسیر است، حتی اگر هنوز مقصد را پیدا نکرده باشیم.
قدردانی از روشنشدن ساعت، جزئیات یا شرایط یک موضوع
تشکر از اطلاعات به معنی موافقت با آن نیست؛ تنها نشان میدهد پاسخ را دریافت کردهایم.
تشکر از توضیح، تمرین یا صبوری آموزگار و همکلاسی
در موقعیت آموزشی، تشکر میتواند از فرایند توضیح باشد حتی اگر یادگیرنده هنوز نیاز به تمرین داشته باشد.
قدردانی از نظر صادقانه، اصلاح خطا یا پیشنهاد سازنده
با «ممنون از نظرت» میتوان به بازخورد احترام گذاشت، بیآنکه لزوماً با همهٔ آن موافق بود.
تشکر کوتاه در پیام خصوصی یا نامه پس از پاسخ، یادآوری یا اطلاعرسانی
در پیام کوتاه، تشکر میتواند مستقل بیاید؛ در مکاتبهٔ رسمی بهتر است موضوع قدردانی روشن باشد.
قدردانی از مشارکت، تحویلدادن کار یا ادارهٔ یک جلسه
تشکر حرفهای زمانی دقیقتر است که سهم همکار را نام ببرد و از نسبتدادن کار دیگران به خودمان پرهیز کند.
قدردانی از شنیدهشدن، همراهی و دلگرمی در زمان دشوار
برای حمایت عاطفی، تشکر از گوشدادن یا حضور فرد معمولاً دقیقتر از تشکر کلی و مبهم است.
قدردانی از سازماندهی رویداد، تهیهٔ مکان یا جمعکردن وسایل
قدردانی از برگزارکنندگان رویداد میتواند کارهای پشت صحنه را نیز به رسمیت بشناسد.
پاسخ قدردانانه به دعوت، جا نگهداشتن یا بهیادآوردن شخص
«ممنون از دعوتت» پاسخ به خودِ دعوت است و بهتنهایی پذیرش یا رد دعوت را مشخص نمیکند.
پاسخ ساده و محترمانه به تعریف، توجه یا دلگرمی
در پاسخ به تعریف، تشکر کوتاه معمولاً کافی است و الزام به کمارزشکردن کار خودمان وجود ندارد.
پایاندادن محترمانه به گفتوگو پس از دریافت خدمت یا همکاری
تشکر پایانی میتواند همراه خداحافظی باشد، ولی جای خداحافظی یا تعهد به ادامهٔ رابطه را نمیگیرد.
قدردانی روشن و محترمانه از پاسخ، توجه یا کمک یک نهاد
در نامهٔ رسمی، معادلهای محترمانهتر ممکن است مناسبتر باشند؛ «ممنون» محاورهایتر از «سپاسگزارم» است.
سپاس از کسی که وسیلهٔ گمشده را پیدا یا سالم تحویل داده است
پس از پیدا شدن وسیله، علت تشکر را دقیق بگویید؛ «thanks for finding» و «thanks for returning» یکسان نیستند.
قدردانی از راهنمایی در رمز عبور، برنامه یا مشکل اتصال
در مکاتبهٔ فنی میتوان علت تشکر را روشن بیان کرد؛ تشکر به معنی تأیید رفع کامل مشکل نیست.
تشکر برای ترجمه، تلفظ درست و توضیح معنی
در هر زبان ساختار رایج قدردانی با فعل گذشته را بیاموزید؛ مثالها دربارهٔ کمک زبانی هستند، نه خدمات تأییدشدهٔ ترجمه.
تشکر از کمک مشخص برای استفادهٔ آسانتر از فضا و امکانات
قدردانی را به اقدام واقعی نسبت دهید؛ نباید دسترسپذیری را لطفی استثنایی یا حق استفادهکننده را وابسته به تشکر نشان داد.
سپاس از مراقبتهای روزمره هنگام نبودن صاحب حیوان
با بیان کار مشخص، از مراقبت تشکر کنید؛ مثالهای این بخش دستور دامپزشکی یا برنامهٔ خوراک حیوان نیستند.
قدردانی از رفع خرابی کوچک، قرض دادن ابزار و مرتب کردن محل کار
«ممنون که تعمیر کردی» با «ممنون که ابزارت را قرض دادی» دو دلیل متفاوت برای سپاسگزاری هستند.
قدردانی از وقت و تلاش گروه داوطلب در کار جمعی
برای قدردانی از جمع میتوان مخاطب را مستقیم نام برد؛ «thanks to» در این مثال سپاس از افراد است، نه کاربرد علّیِ «به لطف».
قدردانی از گوشدادن منصفانه، گفتوگوی آرام و جستوجوی راهحل
تشکر از میانجی به معنی پذیرفتن نظر او یا تمامشدن اختلاف نیست؛ دلیل قدردانی را دقیق مشخص کنید.
قدردانی از توضیح مواد غذا، فراهمکردن گزینه و پرسیدن حساسیت
تشکر برای توضیح یا پرسش دربارهٔ غذا تأیید ایمنی آن غذا نیست؛ اینها جملههای ارتباطیاند و راهنمای پزشکی نیستند.
قدردانی از تغییر، تأیید و هماهنگی زمان یک قرار
«Thanks for changing» تشکر از تغییر است و «Thanks for confirming» تشکر از تأیید؛ در ترجمه این دو عمل را یکسان نکنید.
قدردانی از موسیقی، طراحی و ذکر نام همکاران
در کار گروهی بهتر است نقش دقیق هر کس را نام ببرید؛ تشکر جای اعتباردهی و رعایت حق اثر را نمیگیرد.
قدردانی از گزارش خطر، راهنمایی خروج و پیدا کردن شمارهٔ اضطراری
در موقعیت خطر، اقدام درست مهمتر از تشکر است؛ جملههای این بخش گزارش عمل انجامشدهاند و دستورالعمل ایمنی نیستند.
قدردانی بابت هممسیر شدن، معرفی مسیر دوچرخه و بررسی ساعت اتوبوس
جملهٔ «sharing the ride» به هممسیر شدن اشاره میکند؛ الزاماً معنی کرایه یا پرداخت هزینه ندارد.
استفاده از تشکر مؤدبانه هنگام رد دعوت، نوشیدنی یا پیشنهاد
«No, thanks» یا معادل آن رد محترمانه است؛ با پاسخ به تشکر («خواهش میکنم»، de nada، de rien، bitte، rica ederim) اشتباه نگیرید.
ممنون که در را نگه داشتی.
ممنون برای لطف روزمرهممنون که خودکارم را از زمین برداشتی.
ممنون برای لطف روزمرهممنون، یک دقیقه در وقتم صرفهجویی شد.
ممنون برای لطف روزمرهممنون که کیف سنگین را حمل کردی.
ممنون برای کمک عملیممنون، قفسه حالا محکم سر جایش است.
ممنون برای کمک عملیممنون که کمکم کردی فرم را چاپ کنم.
ممنون برای کمک عملیممنون برای کتاب؛ دلم میخواست بخوانمش.
ممنون پس از دریافت هدیهاین گلها خیلی قشنگاند، ممنون!
ممنون پس از دریافت هدیهممنون که تولدم را یادت بود.
ممنون پس از دریافت هدیهممنون که اینقدر گرم از ما استقبال کردید.
ممنون برای پذیرایی و میزبانیممنون برای چای؛ دقیقاً چیزی بود که لازم داشتم.
ممنون برای پذیرایی و میزبانیخیلی به ما خوش گذشت، باز هم ممنون.
ممنون برای پذیرایی و میزبانیشام خیلی خوشمزه بود، ممنون که آشپزی کردی.
ممنون برای غذا یا نوشیدنیممنون که غذایی درست کردی که میتوانم بخورم.
ممنون برای غذا یا نوشیدنیممنون برای قهوه؛ دفعهٔ بعد مهمان من.
ممنون برای غذا یا نوشیدنیممنون که من را تا ایستگاه رساندی.
ممنون پس از رساندن به مقصدممنون که زیر باران دنبالمان آمدی.
ممنون پس از رساندن به مقصدممنون که رساندیام. با احتیاط رانندگی کن!
ممنون پس از رساندن به مقصدممنون که نشانم دادی کجا بپیچم.
ممنون بابت نشاندادن راهممنون، حالا میتوانم موزه را پیدا کنم.
ممنون بابت نشاندادن راهممنون که با من نقشه را نگاه کردی.
ممنون بابت نشاندادن راهممنون که جدول زمانبندی را فرستادی.
ممنون بابت پاسخ و اطلاعاتممنون، حالا میدانم کتابخانه چه ساعتی بسته میشود.
ممنون بابت پاسخ و اطلاعاتممنون که هزینهٔ اضافه را توضیح دادی.
ممنون بابت پاسخ و اطلاعاتممنون که آن قاعدهٔ دستور زبان را توضیح دادی.
ممنون بابت یاددادنممنون که وقتی تمرین میکردم صبور بودی.
ممنون بابت یاددادنممنون، مثالت موضوع را روشن کرد.
ممنون بابت یاددادنممنون که دربارهٔ پیشنویسم با دقت نظر دادی.
ممنون بابت نظر و اصلاحممنون که آن غلط املایی را پیدا کردی.
ممنون بابت نظر و اصلاحممنون برای پیشنهادت؛ دربارهاش فکر میکنم.
ممنون بابت نظر و اصلاحممنون که اینقدر زود جواب دادی.
ممنون برای پاسخ یا خبرممنون که جلسه را یادآوری کردی.
ممنون برای پاسخ یا خبرممنون بابت خبر تازه؛ خواندمش.
ممنون برای پاسخ یا خبرممنون که برای حل مسئله با من همکاری کردی.
ممنون در همکاری و وظایفممنون که گزارش را پیش از موعد فرستادی.
ممنون در همکاری و وظایفممنون که جلسهٔ امروز را اداره کردی.
ممنون در همکاری و وظایفممنون که وقتی ناراحت بودم به حرفم گوش دادی.
ممنون برای حمایت و همراهیممنون که تماس گرفتی و حالم را پرسیدی.
ممنون برای حمایت و همراهیممنون که آن هفته کنارم بودی.
ممنون برای حمایت و همراهیممنون که پیکنیک محله را برگزار کردی.
ممنون بابت برنامهریزی و برگزاریممنون که برای کارگاه اتاقی پیدا کردی.
ممنون بابت برنامهریزی و برگزاریممنون از همهٔ کسانی که در جمعکردن وسایل کمک کردند.
ممنون بابت برنامهریزی و برگزاریممنون که به کنسرتت دعوتم کردی.
ممنون برای دعوت و توجهممنون که برایمان جا نگه داشتی.
ممنون برای دعوت و توجهممنون که به فکرم بودی؛ تقویمم را نگاه میکنم.
ممنون برای دعوت و توجهممنون، خوشحالم نقاشی را دوست داشتی.
ممنون در پاسخ به تعریفممنون برای حرفهای قشنگت دربارهٔ سخنرانیام.
ممنون در پاسخ به تعریفممنون، دلگرمیات برایم خیلی ارزش دارد.
ممنون در پاسخ به تعریفممنون برای کمک امروزت. فردا میبینمت.
ممنون هنگام خداحافظیهمین بود، باز هم ممنون.
ممنون هنگام خداحافظیممنون که وقت گذاشتی. خداحافظ!
ممنون هنگام خداحافظیاز اینکه درخواست مرا بررسی کردید بسیار ممنونم.
ممنون در موقعیت رسمیبرای پاسخ کتبی سریع شما بسیار ممنونم.
ممنون در موقعیت رسمیممنون بابت کمکتان در فرایند ثبتنام.
ممنون در موقعیت رسمیممنون که کلیدهایم را پیدا کردی.
تشکر برای پیدا کردن یا برگرداندن وسیلهممنون که کیفم را به میز اطلاعات تحویل دادی.
تشکر برای پیدا کردن یا برگرداندن وسیلهواقعاً ممنون که کارت شناساییام را برگرداندی.
تشکر برای پیدا کردن یا برگرداندن وسیلهممنون که کمک کردی رمز عبورم را عوض کنم.
تشکر بابت کمک فنیممنون که توضیح دادی چرا برنامه باز نمیشود.
تشکر بابت کمک فنیخیلی ممنون که مشکل اتصال را بررسی کردی.
تشکر بابت کمک فنیممنون که این تابلو را برایم ترجمه کردی.
تشکر بابت کمک زبانی و ترجمهممنون که اسمم را درست تلفظ کردی.
تشکر بابت کمک زبانی و ترجمهواقعاً ممنون که معنی آن جمله را توضیح دادی.
تشکر بابت کمک زبانی و ترجمهممنون که صندلی نزدیک در را برایم نگه داشتی.
تشکر برای همکاری در دسترسپذیریممنون که راهِ بدون پله را نشانم دادی.
تشکر برای همکاری در دسترسپذیریخیلی ممنون که آسانسور را برایم نگه داشتی.
تشکر برای همکاری در دسترسپذیریممنون که وقتی نبودم به گربهام غذا دادی.
تشکر بابت مراقبت از حیوان خانگیممنون که سگم را برای پیادهروی بردی.
تشکر بابت مراقبت از حیوان خانگیخیلی ممنون که هر روز از حال ماهیها خبر دادی.
تشکر بابت مراقبت از حیوان خانگیممنون که شیر آب چکهکننده را درست کردی.
تشکر بابت تعمیر و کمک در خانهممنون که ابزارهایت را به من قرض دادی.
تشکر بابت تعمیر و کمک در خانهخیلی ممنون که قبل از رفتنت همهچیز را تمیز کردی.
تشکر بابت تعمیر و کمک در خانهممنون از همهٔ داوطلبانی که پارک را تمیز کردند.
تشکر از داوطلبانممنون که برای جمعآوری کتابها وقت گذاشتید.
تشکر از داوطلباناز هماهنگکنندگان این برنامه خیلی ممنونیم.
تشکر از داوطلبانممنون که به حرف هر دوی ما گوش دادی.
تشکر بابت کمک به حل اختلافممنون که کمک کردی آرام صحبت کنیم.
تشکر بابت کمک به حل اختلافواقعاً ممنون که برای پیدا کردن راهحل وقت گذاشتی.
تشکر بابت کمک به حل اختلافممنون که مواد تشکیلدهندهٔ غذا را گفتی.
تشکر بابت توجه به نیاز غذاییممنون که یک گزینهٔ بدون لبنیات هم آماده کردی.
تشکر بابت توجه به نیاز غذاییخیلی ممنون که پیش از سفارش دربارهٔ حساسیت غذایی پرسیدی.
تشکر بابت توجه به نیاز غذاییممنون که زمان جلسه را تغییر دادی.
تشکر بابت انعطاف در زمانبندیممنون که زمان جدید را تأیید کردی.
تشکر بابت انعطاف در زمانبندیواقعاً ممنون که با این تغییر برنامه کنار آمدی.
تشکر بابت انعطاف در زمانبندیممنون که موسیقی این ویدئو را ساختی.
تشکر از همکاری هنری و خلاقممنون که طراحی پوستر را اصلاح کردی.
تشکر از همکاری هنری و خلاقخیلی ممنون که در تیتراژ اسم همه را آوردی.
تشکر از همکاری هنری و خلاقممنون که خطرِ پلهٔ شکسته را خبر دادی.
تشکر بابت اطلاعرسانی و کمک ایمنیممنون که همه را به خروجی امن راهنمایی کردی.
تشکر بابت اطلاعرسانی و کمک ایمنیاز اینکه شمارهٔ اضطراری را پیدا کردی واقعاً ممنونم.
تشکر بابت اطلاعرسانی و کمک ایمنیممنون که امروز با من هممسیر شدی.
تشکر در رفتوآمد مشترک و کمهزینهممنون که مسیر دوچرخه را نشانم دادی.
تشکر در رفتوآمد مشترک و کمهزینهممنون که زمان حرکت اتوبوس را بررسی کردی.
تشکر در رفتوآمد مشترک و کمهزینهممنون از دعوتت، ولی امشب نمیتوانم بیایم.
تشکر همراه با نپذیرفتن پیشنهادنه ممنون، الان چای نمیخواهم.
تشکر همراه با نپذیرفتن پیشنهادممنون که پیشنهاد دادی؛ این بار قبول نمیکنم.
تشکر همراه با نپذیرفتن پیشنهادممنون که در را نگه داشتی.
ممنون که در را نگه داشتی.
ممنون برای کتاب؛ دلم میخواست بخوانمش.
ممنون برای کتاب؛ دلم میخواست بخوانمش.
ممنون برای پیشنهادت؛ دربارهاش فکر میکنم.
ممنون برای پیشنهادت؛ دربارهاش فکر میکنم.
ممنون که به کنسرتت دعوتم کردی.
ممنون که به کنسرتت دعوتم کردی.
برای پاسخ کتبی سریع شما بسیار ممنونم.
برای پاسخ کتبی سریع شما بسیار ممنونم.