بازهٔ صبح معمولاً پس از روشنشدن هوا تا ظهر است؛ مرز آن در زبانها و بافتها کمی تغییر میکند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
بخش نخست روز از روشنشدن هوا تا حدود ظهر
بازهٔ صبح معمولاً پس از روشنشدن هوا تا ظهر است؛ مرز آن در زبانها و بافتها کمی تغییر میکند.
لحظهٔ آغاز روشنایی روز پس از شب
سپیدهدم آغاز روشنایی است؛ با کل ساعات صبح یکی نیست.
ساعتهای نخستین صبح
«صبح زود» زمان زودهنگام را نشان میدهد، نه فقط صبح در هر ساعت.
ساعتهای پایانی صبح پیش از ظهر
اواخر صبح معمولاً پیش از ظهر است و نباید آن را بعدازظهر دانست.
صبحِ همین روز
زمان صبح روز جاری با دیروز صبح یا فردا صبح تفاوت دارد.
صبحِ روز گذشته
برای اشاره به گذشته، زمان فعل و قید روز باید سازگار باشند.
صبحِ روز بعد از امروز
در اسپانیایی mañana و آلمانی morgen، معنی فردا از معنی صبح جداست.
تکرار یک کار در صبحهای پیاپی
تکرار عادت با یک صبح خاص فرق دارد.
سراسر مدت یک صبح
در بیشتر زبانها ترکیب «تمام صبح» مدت را میرساند، نه ساعت دقیق را.
عادتها و کارهای تکراری در صبح
این کاربرد، ظرف زمانی یک کار را توصیف میکند.
صبح بهعنوان زمان خوردن وعدهٔ نخست روز
صبحانه واژهٔ مستقلی است؛ در این بافت فقط زمان خوردن مطرح است.
حرکت به محل کار یا مدرسه در صبح
ترکیب سفر یا رفتوآمد صبحگاهی زمان حرکت را مشخص میکند.
کارکردن در نوبت زمانی صبح
نوبت کاری صبح را با خود واژهٔ «صبح» یک معنی مستقل فرض نکنیم.
نور خورشید در بخش آغازین روز
نور صبح یک ترکیب توصیفی است؛ با مفهوم علمی سپیدهدم یکی نیست.
وضعیت هوا در ساعات صبح
صفتهای مربوط به هوا وضعیت یک صبح را نشان میدهند.
سلام و آرزوی روز خوب در آغاز صبح
این کاربرد یک عبارت ثابت یا واژهٔ مرتبط است؛ مفهوم کامل را از معنی عمومی «صبح» جدا یاد بگیر.
روشنایی زودگذر پیش از سپیدهٔ پایدار در اصطلاح نجومی
این کاربرد یک عبارت ثابت یا واژهٔ مرتبط است؛ مفهوم کامل را از معنی عمومی «صبح» جدا یاد بگیر.
نام وعدهٔ خوراک صبح که سرواژهٔ مستقل دارد
این کاربرد یک عبارت ثابت یا واژهٔ مرتبط است؛ مفهوم کامل را از معنی عمومی «صبح» جدا یاد بگیر.
ورزش کردن در صبح پیش از شروع برنامهٔ روز؛ ورزش صبحگاهی یک فعالیت مشخص است و با مفهوم کلی عادتها یا برنامهٔ صبحانه یکی نیست.
ورزش صبحگاهی یک فعالیت مشخص است و با مفهوم کلی عادتها یا برنامهٔ صبحانه یکی نیست.
پیادهروی صبحگاهی برای رفتوآمد یا آرامش؛ پیادهروی صبحگاهی یک فعالیت مشخص در صبح است؛ الزاماً ورزش حرفهای یا مسیر رفتن به محل کار نیست.
دوش گرفتن در صبح برای آمادهشدن؛ زمان دوش گرفتن در صبح بخشی از آمادهشدن روزانه است؛ دربارهٔ ترجیحهای شخصی است نه توصیهٔ درمانی.
زمان دوش گرفتن در صبح بخشی از آمادهشدن روزانه است؛ دربارهٔ ترجیحهای شخصی است نه توصیهٔ درمانی.
نوشیدن چای یا قهوه در ساعات صبح؛ نوشیدنی صبحگاهی را با خود وعدهٔ صبحانه یکی نگیریم؛ ممکن است جدا از غذا صرف شود.
نوشیدنی صبحگاهی را با خود وعدهٔ صبحانه یکی نگیریم؛ ممکن است جدا از غذا صرف شود.
مطالعهٔ کتاب یا متن در صبح؛ مطالعهٔ صبحگاهی میتواند برای لذت یا یادگیری باشد، ولی از برنامهٔ کلی کار صبح جداست.
مطالعهٔ صبحگاهی میتواند برای لذت یا یادگیری باشد، ولی از برنامهٔ کلی کار صبح جداست.
دنبال کردن خبرهای روز در ساعات صبح؛ خبرخوانی صبح با مطالعهٔ کتاب یا مرور درس متفاوت است و به دریافت خبرهای تازه مربوط میشود.
خبرخوانی صبح با مطالعهٔ کتاب یا مرور درس متفاوت است و به دریافت خبرهای تازه مربوط میشود.
حضور یا آمادهشدن برای مدرسه در صبح؛ این کاربرد دربارهٔ برنامهٔ صبحِ روز مدرسه است؛ نه دربارهٔ معنای مستقلِ واژهٔ مدرسه.
این کاربرد دربارهٔ برنامهٔ صبحِ روز مدرسه است؛ نه دربارهٔ معنای مستقلِ واژهٔ مدرسه.
جلسهای که در ساعات صبح برگزار میشود؛ جلسهٔ صبحگاهی زمان برگزاری جلسه را نشان میدهد؛ با مفهوم کلی «کار صبح» یکی نیست.
جلسهٔ صبحگاهی زمان برگزاری جلسه را نشان میدهد؛ با مفهوم کلی «کار صبح» یکی نیست.
نوبت مراجعه یا قرار تعیینشده برای صبح؛ نوبت صبح به بازهٔ برگزاری قرار اشاره دارد و با تاریخ روزِ قرار یا ساعت دقیق آن متفاوت است.
نوبت صبح به بازهٔ برگزاری قرار اشاره دارد و با تاریخ روزِ قرار یا ساعت دقیق آن متفاوت است.
خرید از بازار یا فروشگاه در ساعات صبح؛ بازار صبحگاهی دربارهٔ زمان خرید است، نه الزاماً بازار محلیای که فقط صبح باز باشد.
بازار صبحگاهی دربارهٔ زمان خرید است، نه الزاماً بازار محلیای که فقط صبح باز باشد.
رسیدگی به باغچه یا گیاهان در صبح؛ کار باغچه در صبح یک فعالیت مشخص است و معادل معنای مستقل «سپیده» یا «آبوهوا» نیست.
کار باغچه در صبح یک فعالیت مشخص است و معادل معنای مستقل «سپیده» یا «آبوهوا» نیست.
مرتبکردن خانه یا محل کار در ساعات صبح؛ نظافت صبحگاهی یک کار مشخص در صبح است و الزاماً بخشی از شغل یا کار روزانهٔ بیرون خانه نیست.
نظافت صبحگاهی یک کار مشخص در صبح است و الزاماً بخشی از شغل یا کار روزانهٔ بیرون خانه نیست.
تحویل گرفتن بسته یا کالا در ساعات صبح؛ تحویل صبح به بازهٔ زمانی رسیدن کالا مربوط است، نه لزوماً سفارش یا ارسالِ انجامشده در صبح.
تحویل صبح به بازهٔ زمانی رسیدن کالا مربوط است، نه لزوماً سفارش یا ارسالِ انجامشده در صبح.
ترافیک خیابانها در ساعات صبح؛ ترافیک صبحگاهی وضعیت رفتوآمد در یک زمان مشخص است؛ با خودِ مسیر روزانه یا «صبح زود» یکی نیست.
صبحبهخیر، خوب خوابیدی؟
صبحبهخیر، خوب خوابیدی؟
اول صبح سری به بازار زدیم.
اول صبح سری به بازار زدیم.
صبح تا ظهر مشغول مطالعه بودم.
صبح تا ظهر مشغول مطالعه بودم.
در درس نجوم از صبح کاذب گفتند.
در درس نجوم از صبح کاذب گفتند.
ما معمولاً ساعت هشت صبحانه میخوریم.
ما معمولاً ساعت هشت صبحانه میخوریم.
صبح بخش نخست روز پس از سپیدهدم است. امروز صبح، دیروز صبح و فردا صبح زمانهای متفاوتی دارند؛ صبحبهخیر سلام است و صبحانه و صبح کاذب هرکدام کاربرد تخصصی یا واژهٔ مستقلی دارند.
بخش نخست روز از روشنشدن هوا تا حدود ظهر
بازهٔ صبح معمولاً پس از روشنشدن هوا تا ظهر است؛ مرز آن در زبانها و بافتها کمی تغییر میکند.
لحظهٔ آغاز روشنایی روز پس از شب
سپیدهدم آغاز روشنایی است؛ با کل ساعات صبح یکی نیست.
ساعتهای نخستین صبح
«صبح زود» زمان زودهنگام را نشان میدهد، نه فقط صبح در هر ساعت.
ساعتهای پایانی صبح پیش از ظهر
اواخر صبح معمولاً پیش از ظهر است و نباید آن را بعدازظهر دانست.
صبحِ همین روز
زمان صبح روز جاری با دیروز صبح یا فردا صبح تفاوت دارد.
صبحِ روز گذشته
برای اشاره به گذشته، زمان فعل و قید روز باید سازگار باشند.
صبحِ روز بعد از امروز
در اسپانیایی mañana و آلمانی morgen، معنی فردا از معنی صبح جداست.
تکرار یک کار در صبحهای پیاپی
تکرار عادت با یک صبح خاص فرق دارد.
سراسر مدت یک صبح
در بیشتر زبانها ترکیب «تمام صبح» مدت را میرساند، نه ساعت دقیق را.
عادتها و کارهای تکراری در صبح
این کاربرد، ظرف زمانی یک کار را توصیف میکند.
صبح بهعنوان زمان خوردن وعدهٔ نخست روز
صبحانه واژهٔ مستقلی است؛ در این بافت فقط زمان خوردن مطرح است.
حرکت به محل کار یا مدرسه در صبح
ترکیب سفر یا رفتوآمد صبحگاهی زمان حرکت را مشخص میکند.
کارکردن در نوبت زمانی صبح
نوبت کاری صبح را با خود واژهٔ «صبح» یک معنی مستقل فرض نکنیم.
نور خورشید در بخش آغازین روز
نور صبح یک ترکیب توصیفی است؛ با مفهوم علمی سپیدهدم یکی نیست.
وضعیت هوا در ساعات صبح
صفتهای مربوط به هوا وضعیت یک صبح را نشان میدهند.
سلام و آرزوی روز خوب در آغاز صبح
این کاربرد یک عبارت ثابت یا واژهٔ مرتبط است؛ مفهوم کامل را از معنی عمومی «صبح» جدا یاد بگیر.
روشنایی زودگذر پیش از سپیدهٔ پایدار در اصطلاح نجومی
این کاربرد یک عبارت ثابت یا واژهٔ مرتبط است؛ مفهوم کامل را از معنی عمومی «صبح» جدا یاد بگیر.
نام وعدهٔ خوراک صبح که سرواژهٔ مستقل دارد
این کاربرد یک عبارت ثابت یا واژهٔ مرتبط است؛ مفهوم کامل را از معنی عمومی «صبح» جدا یاد بگیر.
ورزش کردن در صبح پیش از شروع برنامهٔ روز؛ ورزش صبحگاهی یک فعالیت مشخص است و با مفهوم کلی عادتها یا برنامهٔ صبحانه یکی نیست.
ورزش صبحگاهی یک فعالیت مشخص است و با مفهوم کلی عادتها یا برنامهٔ صبحانه یکی نیست.
پیادهروی صبحگاهی برای رفتوآمد یا آرامش؛ پیادهروی صبحگاهی یک فعالیت مشخص در صبح است؛ الزاماً ورزش حرفهای یا مسیر رفتن به محل کار نیست.
دوش گرفتن در صبح برای آمادهشدن؛ زمان دوش گرفتن در صبح بخشی از آمادهشدن روزانه است؛ دربارهٔ ترجیحهای شخصی است نه توصیهٔ درمانی.
زمان دوش گرفتن در صبح بخشی از آمادهشدن روزانه است؛ دربارهٔ ترجیحهای شخصی است نه توصیهٔ درمانی.
نوشیدن چای یا قهوه در ساعات صبح؛ نوشیدنی صبحگاهی را با خود وعدهٔ صبحانه یکی نگیریم؛ ممکن است جدا از غذا صرف شود.
نوشیدنی صبحگاهی را با خود وعدهٔ صبحانه یکی نگیریم؛ ممکن است جدا از غذا صرف شود.
مطالعهٔ کتاب یا متن در صبح؛ مطالعهٔ صبحگاهی میتواند برای لذت یا یادگیری باشد، ولی از برنامهٔ کلی کار صبح جداست.
مطالعهٔ صبحگاهی میتواند برای لذت یا یادگیری باشد، ولی از برنامهٔ کلی کار صبح جداست.
دنبال کردن خبرهای روز در ساعات صبح؛ خبرخوانی صبح با مطالعهٔ کتاب یا مرور درس متفاوت است و به دریافت خبرهای تازه مربوط میشود.
خبرخوانی صبح با مطالعهٔ کتاب یا مرور درس متفاوت است و به دریافت خبرهای تازه مربوط میشود.
حضور یا آمادهشدن برای مدرسه در صبح؛ این کاربرد دربارهٔ برنامهٔ صبحِ روز مدرسه است؛ نه دربارهٔ معنای مستقلِ واژهٔ مدرسه.
این کاربرد دربارهٔ برنامهٔ صبحِ روز مدرسه است؛ نه دربارهٔ معنای مستقلِ واژهٔ مدرسه.
جلسهای که در ساعات صبح برگزار میشود؛ جلسهٔ صبحگاهی زمان برگزاری جلسه را نشان میدهد؛ با مفهوم کلی «کار صبح» یکی نیست.
جلسهٔ صبحگاهی زمان برگزاری جلسه را نشان میدهد؛ با مفهوم کلی «کار صبح» یکی نیست.
نوبت مراجعه یا قرار تعیینشده برای صبح؛ نوبت صبح به بازهٔ برگزاری قرار اشاره دارد و با تاریخ روزِ قرار یا ساعت دقیق آن متفاوت است.
نوبت صبح به بازهٔ برگزاری قرار اشاره دارد و با تاریخ روزِ قرار یا ساعت دقیق آن متفاوت است.
خرید از بازار یا فروشگاه در ساعات صبح؛ بازار صبحگاهی دربارهٔ زمان خرید است، نه الزاماً بازار محلیای که فقط صبح باز باشد.
بازار صبحگاهی دربارهٔ زمان خرید است، نه الزاماً بازار محلیای که فقط صبح باز باشد.
رسیدگی به باغچه یا گیاهان در صبح؛ کار باغچه در صبح یک فعالیت مشخص است و معادل معنای مستقل «سپیده» یا «آبوهوا» نیست.
کار باغچه در صبح یک فعالیت مشخص است و معادل معنای مستقل «سپیده» یا «آبوهوا» نیست.
مرتبکردن خانه یا محل کار در ساعات صبح؛ نظافت صبحگاهی یک کار مشخص در صبح است و الزاماً بخشی از شغل یا کار روزانهٔ بیرون خانه نیست.
نظافت صبحگاهی یک کار مشخص در صبح است و الزاماً بخشی از شغل یا کار روزانهٔ بیرون خانه نیست.
تحویل گرفتن بسته یا کالا در ساعات صبح؛ تحویل صبح به بازهٔ زمانی رسیدن کالا مربوط است، نه لزوماً سفارش یا ارسالِ انجامشده در صبح.
تحویل صبح به بازهٔ زمانی رسیدن کالا مربوط است، نه لزوماً سفارش یا ارسالِ انجامشده در صبح.
صبحهای این روستا آرام است.
بازهٔ صبح تا نزدیک ظهرصبح را در کتابخانه گذراندیم.
بازهٔ صبح تا نزدیک ظهرجلسه پیش از پایان صبح تمام شد.
بازهٔ صبح تا نزدیک ظهرصبح بر فراز کوهها دمید.
آغاز صبح و سپیدهدماولین نور صبح به پنجره رسید.
آغاز صبح و سپیدهدمپرندهها از آغاز صبح آواز میخواندند.
آغاز صبح و سپیدهدمصبح زود برای پیادهروی بیرون رفتم.
صبح زوداول وقت صبح سوار اتوبوس شدیم.
صبح زودهر روز صبح خیلی زود بیدار میشود.
صبح زودبسته اواخر صبح رسید.
اواخر صبحنزدیک پایان صبح هوا گرمتر شد.
اواخر صبحدر میانهٔ صبح کمی استراحت کردیم.
اواخر صبحامروز صبح با مدیر صحبت کردم.
صبح امروزآسمان امروز صبح صاف بود.
صبح امروزامروز صبح گزارش را تمام کردیم.
صبح امروزدیروز صبح قطار را از دست دادم.
صبح دیروزمغازه را دیروز صبح باز کردیم.
صبح دیروزپزشک دیروز صبح تماس گرفت.
صبح دیروزفردا صبح ساعت هفت حرکت میکنیم.
صبح فردانتیجهها فردا صبح آماده میشوند.
صبح فردامیتوانیم فردا صبح زود همدیگر را ببینیم؟
صبح فرداهر صبح یک لیوان آب مینوشم.
هر صبحنانوایی هر صبح ساعت شش باز میشود.
هر صبحآنها هر صبح پیانو تمرین میکنند.
هر صبحتمام صبح باران میبارید.
تمام صبحسراسر صبح روی پروژه کار کردیم.
تمام صبحبچهها تمام صبح بیرون بازی کردند.
تمام صبحبرنامهٔ صبحگاهیاش با نرمش شروع میشود.
برنامهٔ معمول صبحگاهیهر صبح پیش از صبحانه برنامهام را نگاه میکنم.
برنامهٔ معمول صبحگاهییک صبح آرام به او برای برنامهریزی کمک میکند.
برنامهٔ معمول صبحگاهیصبحها با هم صبحانه میخوریم.
صبح هنگام صبحانههتل هر صبح صبحانه آماده میکند.
صبح هنگام صبحانهامروز صبح برای صبحانه تخممرغ پختم.
صبح هنگام صبحانهرفتوآمد صبحگاهی چهل دقیقه طول میکشد.
رفتوآمد صبحگاهیدر قطار صبحگاهی کتاب میخوانم.
رفتوآمد صبحگاهیترافیک صبح از روزهای دیگر سبکتر بود.
رفتوآمد صبحگاهیخواهرم شیفت صبح بیمارستان است.
کار و شیفت صبحگروه صبح درمانگاه را باز کرد.
کار و شیفت صبحدوشنبهها یک جلسهٔ صبحگاهی کوتاه داریم.
کار و شیفت صبحنور ملایم صبح اتاق را روشن کرد.
نور و روشنایی صبحزیر آفتاب صبح عکس گرفتیم.
نور و روشنایی صبحباغ در روشنایی صبح میدرخشید.
نور و روشنایی صبحکنار دریاچه صبح سردی بود.
هوای صبحمه در ادامهٔ صبح کنار رفت.
هوای صبحبا صبحی بارانی بیدار شدیم.
هوای صبحبه همکارم صبحبهخیر گفتم.
صبحبهخیر بهعنوان سلامصبحبهخیر، امروز چه برنامهای داریم؟
صبحبهخیر بهعنوان سلاممعلم با یک صبحبهخیر گرم کلاس را آغاز کرد.
صبحبهخیر بهعنوان سلامراهنما تفاوت صبح کاذب و صبح صادق را توضیح داد.
صبح کاذب در معنای روشنایی نخستیندر کتاب دربارهٔ پدیدهٔ صبح کاذب خواندم.
صبح کاذب در معنای روشنایی نخستینصبح کاذب اصطلاحی دقیقتر از روشنشدن معمول هواست.
صبح کاذب در معنای روشنایی نخستینصبحانه را کنار پنجره خوردیم.
صبحانه بهعنوان واژهٔ مشتق جداگانهبرای صبحانه نان تازه خریدند.
صبحانه بهعنوان واژهٔ مشتق جداگانهاو معمولاً صبحانه را زود میخورد.
صبحانه بهعنوان واژهٔ مشتق جداگانههر صبح پیش از کار ده دقیقه نرمش میکند.
ورزش کردن در صبح پیش از شروع برنامهٔ روزامروز صبح تمرین را در پارک انجام دادیم.
ورزش کردن در صبح پیش از شروع برنامهٔ روزورزش سبک صبح به او کمک میکند روز را با انرژی آغاز کند.
ورزش کردن در صبح پیش از شروع برنامهٔ روزصبح زود کنار رودخانه پیادهروی کردیم.
پیادهروی صبحگاهی برای رفتوآمد یا آرامشاو پیادهروی صبح را پیش از شلوغ شدن خیابان دوست دارد.
پیادهروی صبحگاهی برای رفتوآمد یا آرامشامروز صبح مسیر کوتاهتری برای قدم زدن انتخاب کردم.
پیادهروی صبحگاهی برای رفتوآمد یا آرامشصبح پیش از رفتن به دانشگاه دوش گرفتم.
دوش گرفتن در صبح برای آمادهشدناو دوش صبح را سریع تمام کرد تا دیر نرسد.
دوش گرفتن در صبح برای آمادهشدنامروز صبح بعد از دوش گرفتن لباسهایم را آماده کردم.
دوش گرفتن در صبح برای آمادهشدنهر صبح پیش از شروع کار یک فنجان چای مینوشد.
نوشیدن چای یا قهوه در ساعات صبحامروز صبح قهوهام را در بالکن خوردم.
نوشیدن چای یا قهوه در ساعات صبحبرای نوشیدنی گرم صبح کنار پنجره نشستیم.
نوشیدن چای یا قهوه در ساعات صبحصبح ده صفحه از رمانم را خواندم.
مطالعهٔ کتاب یا متن در صبحاو هر صبح پیش از کلاس کمی کتاب میخواند.
مطالعهٔ کتاب یا متن در صبحامروز صبح مقاله را در سکوت کتابخانه مرور کردیم.
مطالعهٔ کتاب یا متن در صبحصبح خبرهای هواشناسی را از رادیو شنیدیم.
دنبال کردن خبرهای روز در ساعات صبحاو هر صبح تیتر خبرها را پیش از خروج میخواند.
دنبال کردن خبرهای روز در ساعات صبحامروز صبح دربارهٔ باز شدن مسیر قطار خبر دیدم.
دنبال کردن خبرهای روز در ساعات صبحبچهها صبح زود برای مدرسه آماده شدند.
حضور یا آمادهشدن برای مدرسه در صبحامروز صبح جلوی مدرسه شلوغ بود.
حضور یا آمادهشدن برای مدرسه در صبحاو صبح کیف مدرسه را پیش از خروج بررسی کرد.
حضور یا آمادهشدن برای مدرسه در صبحجلسهٔ صبح امروز با ده دقیقه تأخیر شروع شد.
جلسهای که در ساعات صبح برگزار میشوداو پیش از جلسهٔ صبح یادداشتهایش را مرور کرد.
جلسهای که در ساعات صبح برگزار میشوددر جلسهٔ صبح دربارهٔ برنامهٔ هفته تصمیم گرفتیم.
جلسهای که در ساعات صبح برگزار میشودبرای فردا صبح از آرایشگاه وقت گرفتهام.
نوبت مراجعه یا قرار تعیینشده برای صبحاو به قرار صبح زودتر از موعد رسید.
نوبت مراجعه یا قرار تعیینشده برای صبحقرار صبح را عوض کردیم چون اتوبوس دیر میرسید.
نوبت مراجعه یا قرار تعیینشده برای صبحصبح از بازار میوهٔ تازه خریدیم.
خرید از بازار یا فروشگاه در ساعات صبحاو دوست دارد صبح پیش از شلوغ شدن بازار خرید کند.
خرید از بازار یا فروشگاه در ساعات صبحامروز صبح سبزیهای تازه را در بازار پیدا کردم.
خرید از بازار یا فروشگاه در ساعات صبحصبح به گلدانهای بالکن آب دادیم.
رسیدگی به باغچه یا گیاهان در صبحاو صبح خاک باغچه را بررسی کرد.
رسیدگی به باغچه یا گیاهان در صبحامروز صبح برگهای خشک را از کنار گلها جمع کردم.
رسیدگی به باغچه یا گیاهان در صبحامروز صبح میز کارم را مرتب کردم.
مرتبکردن خانه یا محل کار در ساعات صبحاو صبحها ده دقیقه برای جمعوجور کردن خانه وقت میگذارد.
مرتبکردن خانه یا محل کار در ساعات صبحبعد از نظافت صبح، پنجره را باز کردیم.
مرتبکردن خانه یا محل کار در ساعات صبحقرار بود بسته امروز صبح تحویل داده شود.
تحویل گرفتن بسته یا کالا در ساعات صبحپیک صبح به ساختمان رسید و زنگ زد.
تحویل گرفتن بسته یا کالا در ساعات صبحبرای دریافت سفارش صبح در خانه ماندیم.
تحویل گرفتن بسته یا کالا در ساعات صبحامروز صبح خیابان اصلی ترافیک سنگینی داشت.
ترافیک خیابانها در ساعات صبحبرای دوری از ترافیک صبح، کمی زودتر راه افتادیم.
ترافیک خیابانها در ساعات صبحوقتی مدرسهها باز شدند، رفتوآمد صبح بیشتر شد.
ترافیک خیابانها در ساعات صبحصبحبهخیر، خوب خوابیدی؟
صبحبهخیر، خوب خوابیدی؟
اول صبح سری به بازار زدیم.
اول صبح سری به بازار زدیم.
صبح تا ظهر مشغول مطالعه بودم.
صبح تا ظهر مشغول مطالعه بودم.
در درس نجوم از صبح کاذب گفتند.
در درس نجوم از صبح کاذب گفتند.
ما معمولاً ساعت هشت صبحانه میخوریم.
ما معمولاً ساعت هشت صبحانه میخوریم.