سن کمتر نسبت به گروه مرجع مدنظر است؛ نه لزوماً بیتجربگی یا نابالغبودن.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «persona».
سن کمتر نسبت به گروه مرجع مدنظر است؛ نه لزوماً بیتجربگی یا نابالغبودن.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «mujer».
صفت سن زن را توصیف میکند؛ لزوماً دربارهٔ جایگاه شغلی یا بلوغ او نیست.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «hombre».
برای سن نسبتاً کم مرد است و نباید با «پسر بچه» یکی گرفته شود.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «adulto».
فرد به سن بزرگسالی رسیده اما در مرحلهٔ آغازین آن است؛ جوان با کودک هممعنی نیست.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «estudiante».
بر سن دانشجو تکیه دارد، نه سال اول تحصیل یا کمتجربگی علمی.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «profesor».
سن معلم را بیان میکند؛ لزوماً به معنی «معلم تازهکار» نیست.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «médico».
سن پزشک را بیان میکند؛ عبارت «تازهکار» ممکن است دربارهٔ تجربه باشد، نه سن.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «deportista».
دربارهٔ سن ورزشکار است، نه سطح مسابقه یا تازهکاربودن.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «artista».
سن یا نسل هنرمند را نشان میدهد؛ لزوماً به سبک نو یا شهرت کم اشاره نمیکند.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «escritor».
سن نویسنده مطرح است؛ اولین اثر یا سبک تازه الزاماً نتیجه نمیشود.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «científico».
میزان سن پژوهشگر را توصیف میکند، نه لزوماً مرحلهٔ علمی یا تخصص کمتر.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «pareja».
سن زوج را توصیف میکند؛ بهخودیخود معنی «تازه ازدواج کرده» نمیدهد.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «padres».
سن پدر و مادر توصیف میشود؛ با «تازه پدر و مادر شدن» فرق دارد.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «generación».
مجموعهٔ افراد جوان در یک دورهٔ اجتماعی است؛ با «نسل جدید» که ممکن است صرفاً تازگی دوره باشد یکسان نیست.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «líder».
سن مسئول یا رهبر مطرح است، نه اینکه تازه منصوب شده یا فاقد تجربه است.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «empleado».
سن کارمند است؛ با تازهاستخدامشده یا کارآموز یکی نیست.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «caballo».
مربوط به سن و مرحلهٔ رشد حیوان است؛ کرهاسبِ نوزاد لزوماً از عبارت «اسب جوان» فهمیده نمیشود.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «árbol».
به درختی اشاره دارد که هنوز سالهای زیادی از رشدش نگذشته؛ «نهال» دقیقاً هممعنای هر درخت جوان نیست.
un perro de poca edad, no necesariamente un cachorro
سگ کمسن است، اما لزوماً تولهسگ نیست؛ سن با اندازه یا آموزشدیدگی یکسان نیست.
un gato de poca edad que no tiene por qué ser un gatito
صفت به مرحلهٔ سنی گربه اشاره میکند؛ با «بچهگربه» که اصطلاح مشخصی برای سن بسیار پایین است یکی نیست.
una cabra joven, no necesariamente un cabrito recién nacido
بز هنوز سن زیادی ندارد؛ این عبارت الزاماً «بزغاله» نیست و به جنسیت خاصی اشاره نمیکند.
un olivo que todavía está en una etapa temprana de crecimiento
سن درخت زیتون مطرح است؛ یک درخت جوان لزوماً همین امسال کاشته نشده یا نهال بسیار کوچک نیست.
una vid en los primeros años de vida
تاک در مرحلهٔ نخست رشد است؛ با «تاک تازهکاشتهشده» یا «شاخهٔ نازک» الزاماً برابر نیست.
un público compuesto sobre todo por personas jóvenes
این عبارت گروه مخاطبان کمسنتر را توصیف میکند؛ لزوماً به معنی تازهواردبودن مخاطب نیست.
votantes relativamente jóvenes por edad
سن رأیدهندگان موضوع است؛ این صفت هیچ گرایش سیاسی یا تازهواردبودن به رأیدادن را ثابت نمیکند.
lectores de poca edad que leen libros u otros textos
سن خوانندگان مطرح است؛ خوانندهٔ جوان الزاماً مبتدی یا کمسواد نیست.
viajeros que son jóvenes de edad
مسافران به سنشان توصیف شدهاند؛ «جوان» بهتنهایی به معنی کمتجربه، دانشجو یا گردشگر خارجی نیست.
un emprendedor joven, sin implicar que su empresa sea nueva
سن فرد کارآفرین مطرح است؛ با شرکت تازهتأسیس یا کارآفرین بیتجربه یکی نیست.
un periodista de poca edad, no necesariamente principiante
صفت دربارهٔ سن روزنامهنگار است؛ جوانبودن بهتنهایی نشاندهندهٔ تازهکاربودن او نیست.
una cocinera joven por edad, no por experiencia
سن آشپز مدنظر است؛ این وصف دربارهٔ مهارت یا سابقهٔ کار داوری نمیکند.
un conductor joven, no necesariamente recién habilitado
سن راننده مطرح است؛ «جوان» بهتنهایی معنای رانندهٔ تازهگواهینامهگرفته یا بیتجربه نمیدهد.
un vecino joven, no necesariamente recién llegado al barrio
سن همسایه مطرح است؛ این ترکیب با «همسایهٔ جدید» که تازه نقلمکان کرده تفاوت دارد.
Desde joven le gustaba dibujar.
او از جوانی نقاشیکردن را دوست داشت.
Los jóvenes participaron en la reunión.
جوانان در جلسه شرکت کردند.
Aquí trabaja mucha gente joven.
اینجا افراد جوان زیادی کار میکنند.
Mi hermana es más joven que yo.
خواهرم از من جوانتر است.
Mi abuelo sigue siendo joven de espíritu.
پدربزرگم هنوز روحیهٔ جوانی دارد.
joven دربارهٔ سن نسبتاً کم انسان و مرحلهٔ رشد حیوان و درخت است؛ nuevo برای تازگی یا ورود اخیر به کار میرود و با joven یکی نیست.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «persona».
سن کمتر نسبت به گروه مرجع مدنظر است؛ نه لزوماً بیتجربگی یا نابالغبودن.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «mujer».
صفت سن زن را توصیف میکند؛ لزوماً دربارهٔ جایگاه شغلی یا بلوغ او نیست.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «hombre».
برای سن نسبتاً کم مرد است و نباید با «پسر بچه» یکی گرفته شود.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «adulto».
فرد به سن بزرگسالی رسیده اما در مرحلهٔ آغازین آن است؛ جوان با کودک هممعنی نیست.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «estudiante».
بر سن دانشجو تکیه دارد، نه سال اول تحصیل یا کمتجربگی علمی.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «profesor».
سن معلم را بیان میکند؛ لزوماً به معنی «معلم تازهکار» نیست.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «médico».
سن پزشک را بیان میکند؛ عبارت «تازهکار» ممکن است دربارهٔ تجربه باشد، نه سن.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «deportista».
دربارهٔ سن ورزشکار است، نه سطح مسابقه یا تازهکاربودن.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «artista».
سن یا نسل هنرمند را نشان میدهد؛ لزوماً به سبک نو یا شهرت کم اشاره نمیکند.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «escritor».
سن نویسنده مطرح است؛ اولین اثر یا سبک تازه الزاماً نتیجه نمیشود.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «científico».
میزان سن پژوهشگر را توصیف میکند، نه لزوماً مرحلهٔ علمی یا تخصص کمتر.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «pareja».
سن زوج را توصیف میکند؛ بهخودیخود معنی «تازه ازدواج کرده» نمیدهد.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «padres».
سن پدر و مادر توصیف میشود؛ با «تازه پدر و مادر شدن» فرق دارد.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «generación».
مجموعهٔ افراد جوان در یک دورهٔ اجتماعی است؛ با «نسل جدید» که ممکن است صرفاً تازگی دوره باشد یکسان نیست.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «líder».
سن مسئول یا رهبر مطرح است، نه اینکه تازه منصوب شده یا فاقد تجربه است.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «empleado».
سن کارمند است؛ با تازهاستخدامشده یا کارآموز یکی نیست.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «caballo».
مربوط به سن و مرحلهٔ رشد حیوان است؛ کرهاسبِ نوزاد لزوماً از عبارت «اسب جوان» فهمیده نمیشود.
De edad o desarrollo relativamente tempranos; aquí se aplica a «árbol».
به درختی اشاره دارد که هنوز سالهای زیادی از رشدش نگذشته؛ «نهال» دقیقاً هممعنای هر درخت جوان نیست.
un perro de poca edad, no necesariamente un cachorro
سگ کمسن است، اما لزوماً تولهسگ نیست؛ سن با اندازه یا آموزشدیدگی یکسان نیست.
un gato de poca edad que no tiene por qué ser un gatito
صفت به مرحلهٔ سنی گربه اشاره میکند؛ با «بچهگربه» که اصطلاح مشخصی برای سن بسیار پایین است یکی نیست.
una cabra joven, no necesariamente un cabrito recién nacido
بز هنوز سن زیادی ندارد؛ این عبارت الزاماً «بزغاله» نیست و به جنسیت خاصی اشاره نمیکند.
un olivo que todavía está en una etapa temprana de crecimiento
سن درخت زیتون مطرح است؛ یک درخت جوان لزوماً همین امسال کاشته نشده یا نهال بسیار کوچک نیست.
una vid en los primeros años de vida
تاک در مرحلهٔ نخست رشد است؛ با «تاک تازهکاشتهشده» یا «شاخهٔ نازک» الزاماً برابر نیست.
un público compuesto sobre todo por personas jóvenes
این عبارت گروه مخاطبان کمسنتر را توصیف میکند؛ لزوماً به معنی تازهواردبودن مخاطب نیست.
votantes relativamente jóvenes por edad
سن رأیدهندگان موضوع است؛ این صفت هیچ گرایش سیاسی یا تازهواردبودن به رأیدادن را ثابت نمیکند.
lectores de poca edad que leen libros u otros textos
سن خوانندگان مطرح است؛ خوانندهٔ جوان الزاماً مبتدی یا کمسواد نیست.
viajeros que son jóvenes de edad
مسافران به سنشان توصیف شدهاند؛ «جوان» بهتنهایی به معنی کمتجربه، دانشجو یا گردشگر خارجی نیست.
un emprendedor joven, sin implicar que su empresa sea nueva
سن فرد کارآفرین مطرح است؛ با شرکت تازهتأسیس یا کارآفرین بیتجربه یکی نیست.
un periodista de poca edad, no necesariamente principiante
صفت دربارهٔ سن روزنامهنگار است؛ جوانبودن بهتنهایی نشاندهندهٔ تازهکاربودن او نیست.
una cocinera joven por edad, no por experiencia
سن آشپز مدنظر است؛ این وصف دربارهٔ مهارت یا سابقهٔ کار داوری نمیکند.
un conductor joven, no necesariamente recién habilitado
سن راننده مطرح است؛ «جوان» بهتنهایی معنای رانندهٔ تازهگواهینامهگرفته یا بیتجربه نمیدهد.
آن شخص جوان داوطلب شد.
شخص جوانیک شخص جوان مسیر را به ما نشان داد.
شخص جوانشخص جوانی کنار پنجره منتظر بود.
شخص جوانزن جوان در را باز کرد.
زن جوانآن زن جوان در شهر دیگری کار میکند.
زن جوانزنی جوان در صف از من پرسید ساعت چند است.
زن جوانمرد جوان چمدان را برداشت.
مرد جوانمرد جوانی در تعمیر دوچرخه کمک کرد.
مرد جوانآن مرد جوان بلیت را پیدا کرد.
مرد جوانبزرگسالان جوان در این دوره ثبتنام کردند.
بزرگسال جوانآن بزرگسال جوان برای نخستین بار تنها سفر کرد.
بزرگسال جواناین برنامه برای بزرگسالان جوان طراحی شده است.
بزرگسال جواندانشجوی جوان پرسش دشواری مطرح کرد.
دانشجوی جواندانشجوی جوانی به گروه پژوهش پیوست.
دانشجوی جوانآن دانشجوی جوان مقالهاش را ارائه داد.
دانشجوی جوانمعلم جوان کلاس را با یک بازی شروع کرد.
معلم جوانیک معلم جوان به مدرسهٔ روستا آمد.
معلم جوانآن معلم جوان از دانشآموزان نظر خواست.
معلم جوانپزشک جوان نتایج آزمایش را توضیح داد.
پزشک جوانیک پزشک جوان به درمانگاه پیوست.
پزشک جوانآن پزشک جوان به پرسشها با حوصله پاسخ داد.
پزشک جوانورزشکار جوان رکورد شخصیاش را شکست.
ورزشکار جوانیک ورزشکار جوان به تیم ملی دعوت شد.
ورزشکار جوانآن ورزشکار جوان هر صبح تمرین میکند.
ورزشکار جوانهنرمند جوان نمایشگاه کوچکی برگزار کرد.
هنرمند جوانکارهای یک هنرمند جوان در گالری دیده میشود.
هنرمند جوانآن هنرمند جوان از رنگهای روشن استفاده میکند.
هنرمند جواننویسندهٔ جوان داستانش را برای جمع خواند.
نویسندهٔ جوانیک نویسندهٔ جوان جایزهٔ ادبی گرفت.
نویسندهٔ جوانآن نویسندهٔ جوان هر روز یادداشت مینویسد.
نویسندهٔ جواندانشمند جوان یافتههایش را منتشر کرد.
دانشمند جوانیک دانشمند جوان در آزمایشگاه سخنرانی کرد.
دانشمند جوانآن دانشمند جوان با همکارانش همکاری میکند.
دانشمند جوانزوج جوان خانهای اجاره کردند.
زوج جوانآن زوج جوان به سفر کوتاهی رفتند.
زوج جوانیک زوج جوان در آپارتمان کناری زندگی میکنند.
زوج جوانوالدین جوان در جلسهٔ مدرسه شرکت کردند.
پدر و مادر جواناین والدین جوان دربارهٔ برنامهٔ خواب کودک پرسیدند.
پدر و مادر جوانوالدین جوان به کمک خانوادهشان تکیه کردند.
پدر و مادر جواننسل جوان دربارهٔ آینده گفتگو کرد.
نسل جواناین گزارش دیدگاه نسل جوان را بررسی میکند.
نسل جواننسل جوان در پروژههای محیطزیستی مشارکت دارد.
نسل جوانرهبر جوان با اعضای گروه صحبت کرد.
رهبر جوانیک رهبر جوان طرح را معرفی کرد.
رهبر جوانآن رهبر جوان از پیشنهادها استقبال کرد.
رهبر جوانکارمند جوان گزارش را بهموقع فرستاد.
کارمند جوانیک کارمند جوان مسئول هماهنگی شد.
کارمند جوانآن کارمند جوان دربارهٔ مرخصی سؤال کرد.
کارمند جواناسب جوان در مزرعه دوید.
اسب جوانمربی اسب جوان را بهآرامی هدایت کرد.
اسب جوانآن اسب جوان هنوز در حال رشد است.
اسب جواندرخت جوان کنار حصار رشد میکند.
درخت جوانباد به شاخههای درخت جوان آسیب زد.
درخت جوانباغبان درخت جوان را در تابستان آبیاری کرد.
درخت جوانسگ جوان کنار در منتظر ماند.
سگ جوانی که هنوز سن زیادی ندارددامپزشک دندانهای سگ جوان را بررسی کرد.
سگ جوانی که هنوز سن زیادی نداردسگ جوان با آرامش در باغ قدم میزد.
سگ جوانی که هنوز سن زیادی نداردگربهٔ جوان روی صندلی خوابیده است.
گربهٔ جوان، نه لزوماً بچهگربهگربهٔ جوان تازه به خانه عادت کرده.
گربهٔ جوان، نه لزوماً بچهگربهدامپزشک وزن گربهٔ جوان را ثبت کرد.
گربهٔ جوان، نه لزوماً بچهگربهبز جوان از تپه بالا رفت.
بز جوان در مرحلهٔ نخست زندگیکشاورز برای بز جوان آب تازه آورد.
بز جوان در مرحلهٔ نخست زندگیبز جوان کنار بقیهٔ گله ایستاد.
بز جوان در مرحلهٔ نخست زندگیدرخت زیتون جوان کنار دیوار کاشته شده است.
درخت زیتون جوان و کمسنتابستان برای درخت زیتون جوان سایه درست کردند.
درخت زیتون جوان و کمسنباغبان خاک اطراف درخت زیتون جوان را بررسی کرد.
درخت زیتون جوان و کمسنتاک جوان به تکیهگاه بسته شده است.
تاک جوان در حال رشدباران به رشد تاک جوان کمک کرد.
تاک جوان در حال رشدباغبان برگهای تاک جوان را بررسی کرد.
تاک جوان در حال رشداین برنامه مخاطبان جوان زیادی دارد.
مخاطبان جوان از نظر میانگین سنسخنران برای مخاطبان جوان مثالهای روشن آورد.
مخاطبان جوان از نظر میانگین سنمخاطبان جوان پس از نمایش پرسشهایشان را مطرح کردند.
مخاطبان جوان از نظر میانگین سنرأیدهندگان جوان دربارهٔ حملونقل سؤال کردند.
رأیدهندگان جوان در یک انتخاباتگزارش به دیدگاه رأیدهندگان جوان پرداخت.
رأیدهندگان جوان در یک انتخاباترأیدهندگان جوان در نشست محلی شرکت کردند.
رأیدهندگان جوان در یک انتخاباتکتابخانه برای خوانندگان جوان کارگاه برگزار کرد.
خوانندگان جوان کتاب و مجلهخوانندگان جوان دربارهٔ پایان داستان بحث کردند.
خوانندگان جوان کتاب و مجلهاین مجموعه برای خوانندگان جوان نوشته شده است.
خوانندگان جوان کتاب و مجلهمسافران جوان صبح زود به ایستگاه رسیدند.
مسافران جوان در سفرراهنما مسیر را برای مسافران جوان توضیح داد.
مسافران جوان در سفرمسافران جوان از موزهٔ شهر دیدن کردند.
مسافران جوان در سفرکارآفرین جوان دربارهٔ کارش صحبت کرد.
کارآفرین جوان از نظر سنآن کارآفرین جوان برای تیمش دورهٔ آموزشی گذاشت.
کارآفرین جوان از نظر سنخبرنگار با یک کارآفرین جوان مصاحبه کرد.
کارآفرین جوان از نظر سنروزنامهنگار جوان با اهالی محله گفتوگو کرد.
روزنامهنگار جوانسردبیر گزارش روزنامهنگار جوان را خواند.
روزنامهنگار جوانروزنامهنگار جوان پرسشهای دقیقی پرسید.
روزنامهنگار جوانآشپز جوان سوپ را چشید.
آشپز جوانمهمانها از آشپز جوان تشکر کردند.
آشپز جوانآشپز جوان سبزیها را با دقت خرد کرد.
آشپز جوانرانندهٔ جوان خودرو را کنار خیابان پارک کرد.
رانندهٔ جوان از نظر سنمربی با رانندهٔ جوان دربارهٔ مسیر صحبت کرد.
رانندهٔ جوان از نظر سنرانندهٔ جوان پیش از حرکت آینهها را تنظیم کرد.
رانندهٔ جوان از نظر سنهمسایهٔ جوان درِ حیاط را بست.
همسایهٔ جوانهمسایهٔ جوان برای پیرمرد خرید کرد.
همسایهٔ جواندیروز با همسایهٔ جوان دربارهٔ باغچه صحبت کردم.
همسایهٔ جوانDesde joven le gustaba dibujar.
او از جوانی نقاشیکردن را دوست داشت.
Los jóvenes participaron en la reunión.
جوانان در جلسه شرکت کردند.
Aquí trabaja mucha gente joven.
اینجا افراد جوان زیادی کار میکنند.
Mi hermana es más joven que yo.
خواهرم از من جوانتر است.
Mi abuelo sigue siendo joven de espíritu.
پدربزرگم هنوز روحیهٔ جوانی دارد.