«فردا» روز بلافاصله پس از روز جاری است؛ با عوضشدن روز یا منطقهٔ زمانی، مرجعش تغییر میکند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
The calendar day immediately after the current day.
«فردا» روز بلافاصله پس از روز جاری است؛ با عوضشدن روز یا منطقهٔ زمانی، مرجعش تغییر میکند.
The morning hours of the next calendar day.
برای «صبح فردا» در اسپانیایی mañana por la mañana و در آلمانی morgen früh یا morgen Morgen ساختهای متفاوتی به کار میرود.
The afternoon period of the next day.
The evening of the following day.
در برخی زبانها ترکیب «فردا شب» ممکن است به شبِ پس از روز فردا اشاره کند؛ ساعت و بافت را روشن نگه دار.
The weather forecast for the day immediately ahead.
دربارهٔ فردا معمولاً پیشبینی هوا داریم، نه گزارش قطعی؛ بارش و دما ممکن است بعداً تغییر کنند.
A lesson scheduled for the following day.
«کلاس فردا» به جلسهای اشاره میکند که برای روز بعد برنامهریزی شده است؛ ممکن است هنوز تغییر یا لغو شود.
Work duties or a shift scheduled for the next day.
کار فردا به مسئولیتها یا شیفت روز بعد اشاره دارد؛ انجامشدن آنها هنوز قطعی نیست.
A meeting arranged for the day after today.
جلسهٔ فردا هنوز در آیندهٔ نزدیک است؛ ساعت و مکان آن باید از برنامهٔ واقعی معلوم باشد.
An appointment booked for the following day.
«فردا وقت دارم» میتواند به قرار قبلی اشاره کند، اما صرفِ داشتن وقت آزاد معنای دیگری دارد؛ بافت مهم است.
An exam expected to take place on the following day.
از «امتحان فردا» فقط روز آزمون را میفهمیم؛ نمیتوان آمادگی دانشآموز یا نتیجهٔ آن را حدس زد.
A trip or departure planned for the next day.
فردا میتواند روز آغاز سفر باشد؛ رسیدن یا برگشتن ممکن است در روزهای بعد اتفاق بیفتد.
A parcel or order expected to be delivered on the next day.
تحویل فردا یک موعد برنامهریزیشده است؛ رسیدن واقعی بسته باید بعداً تأیید شود.
Shopping or errands planned for the following day.
خرید فردا برنامهٔ روز بعد است؛ قرار داشتن در برنامه با خرید قطعی تفاوت دارد.
Exercise or sport scheduled for the next day.
ورزش فردا ممکن است تمرین شخصی یا یک مسابقه باشد؛ روز تمرین را با تکرار روزانهٔ آن یکی نگیر.
A birthday that falls on the following day.
تولد فردا سالگرد تولدی است که روز بعد میرسد؛ ممکن است جشن در روز دیگری برگزار شود.
News or an announcement expected on the next day.
خبر فردا معمولاً اطلاعیه یا گزارشی است که قرار است فردا منتشر شود؛ محتوای آن تا زمان انتشار قطعی نیست.
A deadline due on the day after today.
اگر آخرین مهلت فردا باشد، تاریخ فردا حد پایانی است؛ ساعت دقیق را باید جداگانه پرسید.
Plans and intended tasks for the following day.
برنامهٔ فردا نیت یا زمانبندی روز بعد را بیان میکند؛ ممکن است انجام نشود یا تغییر کند.
The next day in public-transit schedules and notices.
زمانبندی فردا به روز بعد اشاره دارد؛ ساعت حرکت و تغییرات احتمالی باید از برنامهٔ همان روز بررسی شوند.
The next calendar day planned for making a payment.
پرداخت فردا برنامه یا تعهدی برای روز بعد است و لزوماً امروز انجام یا ثبت نشده است.
The next day associated with homework or an assignment.
تکلیف فردا ممکن است امشب انجام شود یا تا فردا موعد داشته باشد؛ زمان انجام و زمان تحویل دو چیز متفاوتاند.
The next day when an online event is scheduled.
فردا روز برنامهریزیشدهٔ رویداد آنلاین است؛ ارسال لینک یا ثبتنام ممکن است امروز انجام شود.
The next day planned for a technician's visit or repair.
آغاز تعمیر در فردا با پایان تعمیر در همان روز یکی نیست؛ هر جمله باید زمان فعل را روشن کند.
The next day for a return, loan deadline or library event.
فردا میتواند زمان بازگرداندن کتاب، پایان مهلت امانت یا برنامهٔ کتابخانه باشد؛ این سه را یک رویداد فرض نکن.
The next day for a planned family call.
تماس فردا ممکن است قول یا برنامه باشد؛ زمان تماس از فعل و بافت معلوم میشود.
The next day scheduled for a decision or reply.
«فردا» میتواند زمان تصمیم یا آخرین فرصت پاسخ باشد؛ به معنی انجامشدن تصمیم در امروز نیست.
The day after today contrasted with the current day.
دربارهٔ فردا در مقایسه با امروز اغلب پیشبینی یا برنامه داریم، نه گزارشِ انجامشده؛ زمان فعل مهم است.
The following day expected to be a public holiday.
«فردا تعطیل است» اشاره به روز بعد دارد؛ برنامهٔ واقعی مراکز باید جداگانه بررسی شود.
The next day mentioned for a check or expected change in well-being.
در بیان آینده، فردا زمانِ بررسی یا امید به تغییر حال را مشخص میکند؛ هیچ نتیجهٔ پزشکی از جمله استنباط نمیشود.
The following day's menu or dish.
منوی فردا هنوز ممکن است اعلام یا تغییر شود؛ «غذای روز» برای فردا با غذای امروز یکی نیست.
The next day scheduled for a concert or performance.
«فردا شب» بخش شبانهٔ روز بعد است؛ روز خرید بلیت با روز اجرا ممکن است متفاوت باشد.
The next day for a planned volunteer activity.
«فردا کمک میکنیم» برنامهٔ مشارکت در روز بعد است؛ انجامشدن آن هنوز در آینده قرار دارد.
See you tomorrow at the station.
فردا در ایستگاه میبینمت.
The shop opens early tomorrow morning.
فروشگاه فردا صبح زود باز میشود.
Please finish the form by tomorrow.
لطفاً فرم را تا فردا کامل کن.
Starting tomorrow, we'll study at home.
از فردا به بعد در خانه درس میخوانیم.
Tomorrow's plan is on the calendar.
برنامهٔ فردا در تقویم ثبت شده است.
Tomorrow به روز بلافاصله پس از امروز اشاره دارد. در tomorrow’s meeting به اسم وابسته میشود؛ این روزِ مشخص را از tomorrow به معنای آیندهٔ دور جدا کن.
The calendar day immediately after the current day.
«فردا» روز بلافاصله پس از روز جاری است؛ با عوضشدن روز یا منطقهٔ زمانی، مرجعش تغییر میکند.
The morning hours of the next calendar day.
برای «صبح فردا» در اسپانیایی mañana por la mañana و در آلمانی morgen früh یا morgen Morgen ساختهای متفاوتی به کار میرود.
The afternoon period of the next day.
The evening of the following day.
در برخی زبانها ترکیب «فردا شب» ممکن است به شبِ پس از روز فردا اشاره کند؛ ساعت و بافت را روشن نگه دار.
The weather forecast for the day immediately ahead.
دربارهٔ فردا معمولاً پیشبینی هوا داریم، نه گزارش قطعی؛ بارش و دما ممکن است بعداً تغییر کنند.
A lesson scheduled for the following day.
«کلاس فردا» به جلسهای اشاره میکند که برای روز بعد برنامهریزی شده است؛ ممکن است هنوز تغییر یا لغو شود.
Work duties or a shift scheduled for the next day.
کار فردا به مسئولیتها یا شیفت روز بعد اشاره دارد؛ انجامشدن آنها هنوز قطعی نیست.
A meeting arranged for the day after today.
جلسهٔ فردا هنوز در آیندهٔ نزدیک است؛ ساعت و مکان آن باید از برنامهٔ واقعی معلوم باشد.
An appointment booked for the following day.
«فردا وقت دارم» میتواند به قرار قبلی اشاره کند، اما صرفِ داشتن وقت آزاد معنای دیگری دارد؛ بافت مهم است.
An exam expected to take place on the following day.
از «امتحان فردا» فقط روز آزمون را میفهمیم؛ نمیتوان آمادگی دانشآموز یا نتیجهٔ آن را حدس زد.
A trip or departure planned for the next day.
فردا میتواند روز آغاز سفر باشد؛ رسیدن یا برگشتن ممکن است در روزهای بعد اتفاق بیفتد.
A parcel or order expected to be delivered on the next day.
تحویل فردا یک موعد برنامهریزیشده است؛ رسیدن واقعی بسته باید بعداً تأیید شود.
Shopping or errands planned for the following day.
خرید فردا برنامهٔ روز بعد است؛ قرار داشتن در برنامه با خرید قطعی تفاوت دارد.
Exercise or sport scheduled for the next day.
ورزش فردا ممکن است تمرین شخصی یا یک مسابقه باشد؛ روز تمرین را با تکرار روزانهٔ آن یکی نگیر.
A birthday that falls on the following day.
تولد فردا سالگرد تولدی است که روز بعد میرسد؛ ممکن است جشن در روز دیگری برگزار شود.
News or an announcement expected on the next day.
خبر فردا معمولاً اطلاعیه یا گزارشی است که قرار است فردا منتشر شود؛ محتوای آن تا زمان انتشار قطعی نیست.
A deadline due on the day after today.
اگر آخرین مهلت فردا باشد، تاریخ فردا حد پایانی است؛ ساعت دقیق را باید جداگانه پرسید.
Plans and intended tasks for the following day.
برنامهٔ فردا نیت یا زمانبندی روز بعد را بیان میکند؛ ممکن است انجام نشود یا تغییر کند.
The next day in public-transit schedules and notices.
زمانبندی فردا به روز بعد اشاره دارد؛ ساعت حرکت و تغییرات احتمالی باید از برنامهٔ همان روز بررسی شوند.
The next calendar day planned for making a payment.
پرداخت فردا برنامه یا تعهدی برای روز بعد است و لزوماً امروز انجام یا ثبت نشده است.
The next day associated with homework or an assignment.
تکلیف فردا ممکن است امشب انجام شود یا تا فردا موعد داشته باشد؛ زمان انجام و زمان تحویل دو چیز متفاوتاند.
The next day when an online event is scheduled.
فردا روز برنامهریزیشدهٔ رویداد آنلاین است؛ ارسال لینک یا ثبتنام ممکن است امروز انجام شود.
The next day planned for a technician's visit or repair.
آغاز تعمیر در فردا با پایان تعمیر در همان روز یکی نیست؛ هر جمله باید زمان فعل را روشن کند.
The next day for a return, loan deadline or library event.
فردا میتواند زمان بازگرداندن کتاب، پایان مهلت امانت یا برنامهٔ کتابخانه باشد؛ این سه را یک رویداد فرض نکن.
The next day for a planned family call.
تماس فردا ممکن است قول یا برنامه باشد؛ زمان تماس از فعل و بافت معلوم میشود.
The next day scheduled for a decision or reply.
«فردا» میتواند زمان تصمیم یا آخرین فرصت پاسخ باشد؛ به معنی انجامشدن تصمیم در امروز نیست.
The day after today contrasted with the current day.
دربارهٔ فردا در مقایسه با امروز اغلب پیشبینی یا برنامه داریم، نه گزارشِ انجامشده؛ زمان فعل مهم است.
The following day expected to be a public holiday.
«فردا تعطیل است» اشاره به روز بعد دارد؛ برنامهٔ واقعی مراکز باید جداگانه بررسی شود.
The next day mentioned for a check or expected change in well-being.
در بیان آینده، فردا زمانِ بررسی یا امید به تغییر حال را مشخص میکند؛ هیچ نتیجهٔ پزشکی از جمله استنباط نمیشود.
The following day's menu or dish.
منوی فردا هنوز ممکن است اعلام یا تغییر شود؛ «غذای روز» برای فردا با غذای امروز یکی نیست.
The next day scheduled for a concert or performance.
«فردا شب» بخش شبانهٔ روز بعد است؛ روز خرید بلیت با روز اجرا ممکن است متفاوت باشد.
فردا روز دوم ماه است؛ تاریخ را اشتباه ننویس.
فردا در تقویمفردا چه روزی از هفته است؟
فردا در تقویماگر امروز جمعه باشد، فردا شنبه است.
فردا در تقویمفردا صبح زود به ایستگاه میروم.
صبحِ فردافردا صبح برای صبحانه وقت داری؟
صبحِ فردافردا صبح جواب آزمایش را میگیریم.
صبحِ فردافردا بعدازظهر برای خرید کتاب میروم.
بعدازظهرِ فردافردا بعدازظهر در خانه نیستیم.
بعدازظهرِ فرداقرارمان را برای فردا بعدازظهر بگذاریم.
بعدازظهرِ فردافردا شب برای شام بیرون میرویم.
عصر و شبِ فردافردا عصر بعد از کار با هم صحبت میکنیم.
عصر و شبِ فردافردا شب به مهمانی نمیرسم.
عصر و شبِ فرداگفتند فردا باران میبارد.
هوای پیشبینیشدهٔ فردافردا هوا از امروز سردتر میشود.
هوای پیشبینیشدهٔ فرداپیشبینی هوا برای فردا تغییر کرده است.
هوای پیشبینیشدهٔ فردافردا در کلاس دربارهٔ سفر حرف میزنیم.
کلاسِ فردامعلم گفت فردا کلاس آنلاین است.
کلاسِ فرداتکلیف کلاس فردا را انجام دادهای؟
کلاسِ فردافردا شیفت صبح دارم.
کارِ فرداقرار است فردا از خانه کار کنم.
کارِ فردافردا باید گزارش را برای مدیر بفرستیم.
کارِ فردافردا ساعت نه جلسه داریم.
جلسهٔ فرداموضوع جلسهٔ فردا هنوز مشخص نشده است.
جلسهٔ فردافردا در جلسه یادداشتبرداری میکنم.
جلسهٔ فردافردا ساعت یازده وقت پزشک دارم.
قرارِ فردامیتوانیم قرار فردا را یک ساعت عقب بیندازیم؟
قرارِ فردابرای فردا وقت مشاوره گرفتهام.
قرارِ فردافردا امتحان ریاضی داریم.
امتحانِ فردابرای امتحان فردا هنوز باید تمرین کنم.
امتحانِ فرداگفتند امتحان فردا لغو شده است.
امتحانِ فردافردا با اتوبوس به ساحل میرویم.
سفر و حرکتِ فرداپرواز فردا صبح ساعت شش است.
سفر و حرکتِ فردااگر فردا راه بیفتیم، پسفردا میرسیم.
سفر و حرکتِ فرداقرار است بستهام فردا برسد.
تحویلِ فردافردا سفارش شما را تحویل میدهیم.
تحویلِ فردااگر فردا بسته نرسید، با فروشگاه تماس بگیر.
تحویلِ فردافردا برای خرید سبزی به بازار میروم.
خریدِ فردافردا فروشگاه تا ساعت نه باز است.
خریدِ فردافهرست خرید فردا را امشب مینویسم.
خریدِ فردافردا بعد از کلاس میدویم.
ورزشِ فرداتمرین فردا نیم ساعت طول میکشد.
ورزشِ فردافردا مسابقه ساعت چهار شروع میشود.
ورزشِ فردافردا تولد مادرم است.
تولدِ فردابرای تولد فردا شمع خریدی؟
تولدِ فردافردا به برادرت تولدش را تبریک بگو.
تولدِ فرداقرار است نتیجهٔ مسابقه فردا اعلام شود.
خبرِ موردانتظارِ فردافردا اخبار تازهای دربارهٔ پروژه میشنویم.
خبرِ موردانتظارِ فرداتا فردا خبری از تصمیم نهایی نداریم.
خبرِ موردانتظارِ فردافردا آخرین روز ارسال درخواست است.
مهلتِ فرداباید گزارش را تا فردا کامل کنیم.
مهلتِ فردافردا مهلت ثبتنام تمام میشود.
مهلتِ فردافردا چه برنامهای داری؟
برنامههای فردافردا میخواهم اتاقم را مرتب کنم.
برنامههای فردابرنامهٔ فردا تغییر کرد؛ به جای سینما به پارک میرویم.
برنامههای فردافردا اتوبوسها طبق برنامهٔ تعطیلات حرکت میکنند.
برنامهٔ حملونقل عمومی برای فردااتوبوس فردا ساعت هشت حرکت میکند.
برنامهٔ حملونقل عمومی برای فرداقبل از خروج، برنامهٔ مترو برای فردا را بررسی کن.
برنامهٔ حملونقل عمومی برای فردااجاره را فردا پرداخت میکنم.
پرداخت برنامهریزیشده برای فرداواریز فردا را در تقویم یادداشت کردهام.
پرداخت برنامهریزیشده برای فردااگر فردا پول را واریز کردی، رسید را نگه دار.
پرداخت برنامهریزیشده برای فرداتکلیف فردا را امشب انجام میدهم.
تکلیف یا تمرینِ فردامعلم گفت فردا تمرین بیشتری داریم.
تکلیف یا تمرینِ فردابرای تحویل تکلیف تا فردا وقت داریم.
تکلیف یا تمرینِ فردافردا یک کارگاه آنلاین برگزار میشود.
رویداد آنلاینِ فردالینک برنامهٔ فردا امشب ارسال میشود.
رویداد آنلاینِ فردااگر فردا در وبینار شرکت میکنی، از قبل ثبتنام کن.
رویداد آنلاینِ فرداتعمیرکار فردا ماشین لباسشویی را بررسی میکند.
بازدید یا تعمیر برنامهریزیشده برای فرداتعمیر فردا شروع میشود، اما همان روز تمام نمیشود.
بازدید یا تعمیر برنامهریزیشده برای فردااگر قطعه تا فردا برسد، کار را شروع میکنند.
بازدید یا تعمیر برنامهریزیشده برای فردافردا کتابهای امانتی را به کتابخانه پس میدهم.
برنامهٔ کتابخانه برای فردامهلت کتاب من فردا تمام میشود.
برنامهٔ کتابخانه برای فرداکتابخانه فردا برنامهٔ قصهخوانی دارد.
برنامهٔ کتابخانه برای فردافردا با مادربزرگم تماس میگیرم.
تماس خانوادگیِ فرداخواهرم گفته فردا زنگ میزند.
تماس خانوادگیِ فردااگر فردا وقت داشتی، با هم تماس تصویری بگیریم.
تماس خانوادگیِ فردافردا دربارهٔ محل زندگی تصمیم میگیریم.
تصمیمگیری یا پاسخ در فرداتصمیم نهایی به فردا موکول شده است.
تصمیمگیری یا پاسخ در فرداتا فردا لازم نیست به این سؤال پاسخ بدهی.
تصمیمگیری یا پاسخ در فردافردا احتمالاً خیابان از امروز شلوغتر خواهد بود.
مقایسهٔ فردا با امروزبرنامهٔ فردا با امروز فرق دارد.
مقایسهٔ فردا با امروزدمای پیشبینیشدهٔ فردا را کنار دمای امروز بنویس.
مقایسهٔ فردا با امروزفردا تعطیل رسمی است؛ ادارهها بسته خواهند بود.
تعطیلی رسمیِ فرداآیا فردا مدرسه هم تعطیل است؟
تعطیلی رسمیِ فردابرای فردا برنامهٔ ویژهای گذاشتهاند.
تعطیلی رسمیِ فرداپزشک گفت فردا دوباره وضعیتم را بررسی میکند.
حال و نوبت بررسیِ فرداامیدوارم فردا حالم بهتر باشد.
حال و نوبت بررسیِ فردابرای فردا وقت آزمایش دارم.
حال و نوبت بررسیِ فردامنوی فردا هنوز اعلام نشده است.
منو و غذای ویژهٔ فردافردا برای ناهار غذای محلی سرو میکنند.
منو و غذای ویژهٔ فردااگر فردا غذای ویژه تمام شود، از منوی معمولی انتخاب میکنیم.
منو و غذای ویژهٔ فردافردا شب کنسرت داریم.
اجرای هنریِ فردابلیت اجرای فردا را از قبل خریدهام.
اجرای هنریِ فردااگر اجرای فردا لغو شود، خبر میدهند.
اجرای هنریِ فردافردا در جمعآوری کتاب کمک میکنیم.
فعالیت داوطلبانهٔ فرداشیفت داوطلبانهٔ فردا ساعت چهار تمام میشود.
فعالیت داوطلبانهٔ فردااگر فردا وقت داری، به گروه ملحق شو.
فعالیت داوطلبانهٔ فرداSee you tomorrow at the station.
فردا در ایستگاه میبینمت.
The shop opens early tomorrow morning.
فروشگاه فردا صبح زود باز میشود.
Please finish the form by tomorrow.
لطفاً فرم را تا فردا کامل کن.
Starting tomorrow, we'll study at home.
از فردا به بعد در خانه درس میخوانیم.
Tomorrow's plan is on the calendar.
برنامهٔ فردا در تقویم ثبت شده است.