رابطهٔ مادری الزاماً به یک شکل محدود نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
a woman who is the mother of a person, by birth, adoption or recognized parental relationship
رابطهٔ مادری الزاماً به یک شکل محدود نیست.
a woman considered in her biological or birth relationship to a child
از مادر فرزندخواندهپذیر جداست.
a woman who becomes a mother to a child through adoption
adoptive mother لزوماً با stepmother یکی نیست.
a woman who cares for or raises someone in a mother-like role
به رابطهٔ مراقبت اشاره دارد و لزوماً عنوان حقوقی نیست.
a mother referred to through her relationship with an adult son or daughter
سن فرزند رابطهٔ مادری را از بین نمیبرد.
a female animal that has given birth to or looks after young
به بافت جانورشناسی/روزمرهٔ حیوانات اشاره دارد.
a pregnant woman described in anticipation of motherhood
expectant mother اصطلاح پیش از تولد است.
the source or origin of a development, invention or major event, figuratively called a mother
در فارسی سرچشمه/بنیان برگردان دقیقتری است.
a title for a woman holding a senior position in a religious community
Mother Superior مشخصاً مقام دینی است، نه مادر زیستی.
a bacterial cellulose film or culture that grows in fermenting vinegar and can start a new batch
با مادر انسانی یا رسوبِ تهنشینشده یکی نیست.
a video conversation with one's mother from another city
فاصلهٔ مکانی در تماس با مادر به معنای دوری عاطفی یا زندگی جداگانهٔ دائمی نیست.
a mother fixing a loose bicycle bell
مادر در این موقعیت مشغول تعمیر وسیلهٔ خودش است؛ نباید نقش او را به مراقبت از فرزند محدود کرد.
a mother growing herbs in a shared neighborhood garden
باغبانی یک سرگرمی یا کار داوطلبانهٔ شخصی است؛ از آن نباید دربارهٔ شغل یا شرایط اقتصادی مادر نتیجه گرفت.
a mother enrolled in an evening language course
یادگیری زبان به سن یا نقش خانوادگی خاصی محدود نیست و این جمله صرفاً فعالیت آموزشی یک مادر را نشان میدهد.
a mother borrowing and returning a history book
امانتگرفتن کتاب از کتابخانه فعالیت شخصی مادر است؛ رشتهٔ تحصیلی یا حرفهٔ او از آن مشخص نمیشود.
a mother writing down a recipe shared by a friend
دستور غذا از دوست گرفته شده، اما پختوپز صرفاً یکی از فعالیتهای ممکن مادر است و نقش او را تعریف نمیکند.
a mother checking train connections for a weekend journey
a mother photographing and reading labels at a museum
بازدید از موزه یک فعالیت شخصی مادر است و از آن نباید دربارهٔ رشتهٔ تحصیلی یا شغل او نتیجه گرفت.
a mother rehearsing music and recording a melody
تمرین موسیقی به علاقه یا مهارت شخصی مادر در این مثال اشاره دارد؛ همهٔ مادران چنین سرگرمیای ندارند.
a mother completing a school trip permission form
این مثال دربارهٔ مادری است که اجازهٔ امضای فرم را دارد؛ نباید فرض کرد تمام مادران تنها سرپرست قانونیاند.
a mother starting a small repair business
مادر در این کاربرد صاحب یا راهانداز کسبوکار است؛ به نقش خانوادگی او محدود نمیشود و همهٔ مادران کار مشابهی ندارند.
a mother attending her child's graduation
حضور در یک مراسم نمونهای از همراهی است؛ از آن نباید وضعیت تحصیلی یا سن دقیق فرزند را نتیجه گرفت.
a mother visiting her grown child in a new home
در این بافت، مادر و فرزند لزوماً با هم زندگی نمیکنند؛ بزرگسالبودن فرزند نیز رابطهٔ مادری را از بین نمیبرد.
a mother suggesting a short walk and checking the route
Her birth mother sent her a letter.
مادر زیستیاش برایش نامه فرستاد.
His adoptive mother attended the ceremony.
مادر فرزندخواندهپذیر او در مراسم حاضر شد.
The program offers support to single mothers.
این برنامه از مادران تکوالد حمایت میکند.
They planned a picnic for Mother's Day.
برای روز مادر پیکنیک برنامهریزی کردند.
Necessity is often called the mother of invention.
نیاز را اغلب سرچشمهٔ ابتکار مینامند.
My mother called me by video from another city.
مادرم از شهری دیگر با من تماس تصویری گرفت.
My mother fixed the loose bell on her bicycle.
مادرم زنگ شل دوچرخهاش را تعمیر کرد.
My mother planted basil in the community garden.
مادرم در باغچهٔ محله ریحان کاشت.
My mother enrolled in an evening language class.
مادرم در کلاس عصر زبان ثبتنام کرد.
My mother borrowed a history book from the library.
مادرم از کتابخانه کتابی دربارهٔ تاریخ امانت گرفت.
My mother wrote down a recipe from a friend.
مادرم دستور غذایی را از دوستش یادداشت کرد.
My mother checked train times for a weekend trip.
مادرم ساعت قطارها را برای سفر آخر هفته بررسی کرد.
My mother took a photograph of the museum courtyard.
مادرم از حیاط موزه عکس گرفت.
My mother practiced the piano for twenty minutes.
مادرم بیست دقیقه پیانو تمرین کرد.
My mother signed the permission form for the school trip.
مادرم رضایتنامهٔ اردوی مدرسه را امضا کرد.
My mother opened a small repair shop.
مادرم یک مغازهٔ کوچک تعمیرات باز کرد.
My mother attended my graduation ceremony.
مادرم در مراسم فارغالتحصیلی من حاضر شد.
My mother visited me in my new apartment.
مادرم به آپارتمان جدید من آمد.
My mother suggested a short walk by the lake.
مادرم پیادهروی کوتاهی کنار دریاچه پیشنهاد داد.
آوانگاری آموزشی و تقریبی است؛ تلفظ و آهنگ طبیعی باید با صدای گویندهٔ بومی جداگانه بررسی شود.
mother در انگلیسی به مادر زیستی یا کسی که نقش مادری دارد اشاره میکند. این واژه در بعضی ترکیبها معنای استعاری هم میگیرد؛ جمع آن mothers و صورت ملکی آن mother’s است.
a woman who is the mother of a person, by birth, adoption or recognized parental relationship
رابطهٔ مادری الزاماً به یک شکل محدود نیست.
a woman considered in her biological or birth relationship to a child
از مادر فرزندخواندهپذیر جداست.
a woman who becomes a mother to a child through adoption
adoptive mother لزوماً با stepmother یکی نیست.
a woman who cares for or raises someone in a mother-like role
به رابطهٔ مراقبت اشاره دارد و لزوماً عنوان حقوقی نیست.
a mother referred to through her relationship with an adult son or daughter
سن فرزند رابطهٔ مادری را از بین نمیبرد.
a female animal that has given birth to or looks after young
به بافت جانورشناسی/روزمرهٔ حیوانات اشاره دارد.
a pregnant woman described in anticipation of motherhood
expectant mother اصطلاح پیش از تولد است.
the source or origin of a development, invention or major event, figuratively called a mother
در فارسی سرچشمه/بنیان برگردان دقیقتری است.
a title for a woman holding a senior position in a religious community
Mother Superior مشخصاً مقام دینی است، نه مادر زیستی.
a bacterial cellulose film or culture that grows in fermenting vinegar and can start a new batch
با مادر انسانی یا رسوبِ تهنشینشده یکی نیست.
a video conversation with one's mother from another city
فاصلهٔ مکانی در تماس با مادر به معنای دوری عاطفی یا زندگی جداگانهٔ دائمی نیست.
a mother fixing a loose bicycle bell
مادر در این موقعیت مشغول تعمیر وسیلهٔ خودش است؛ نباید نقش او را به مراقبت از فرزند محدود کرد.
a mother growing herbs in a shared neighborhood garden
باغبانی یک سرگرمی یا کار داوطلبانهٔ شخصی است؛ از آن نباید دربارهٔ شغل یا شرایط اقتصادی مادر نتیجه گرفت.
a mother enrolled in an evening language course
یادگیری زبان به سن یا نقش خانوادگی خاصی محدود نیست و این جمله صرفاً فعالیت آموزشی یک مادر را نشان میدهد.
a mother borrowing and returning a history book
امانتگرفتن کتاب از کتابخانه فعالیت شخصی مادر است؛ رشتهٔ تحصیلی یا حرفهٔ او از آن مشخص نمیشود.
a mother writing down a recipe shared by a friend
دستور غذا از دوست گرفته شده، اما پختوپز صرفاً یکی از فعالیتهای ممکن مادر است و نقش او را تعریف نمیکند.
a mother checking train connections for a weekend journey
a mother photographing and reading labels at a museum
بازدید از موزه یک فعالیت شخصی مادر است و از آن نباید دربارهٔ رشتهٔ تحصیلی یا شغل او نتیجه گرفت.
a mother rehearsing music and recording a melody
تمرین موسیقی به علاقه یا مهارت شخصی مادر در این مثال اشاره دارد؛ همهٔ مادران چنین سرگرمیای ندارند.
a mother completing a school trip permission form
این مثال دربارهٔ مادری است که اجازهٔ امضای فرم را دارد؛ نباید فرض کرد تمام مادران تنها سرپرست قانونیاند.
a mother starting a small repair business
مادر در این کاربرد صاحب یا راهانداز کسبوکار است؛ به نقش خانوادگی او محدود نمیشود و همهٔ مادران کار مشابهی ندارند.
a mother attending her child's graduation
حضور در یک مراسم نمونهای از همراهی است؛ از آن نباید وضعیت تحصیلی یا سن دقیق فرزند را نتیجه گرفت.
a mother visiting her grown child in a new home
در این بافت، مادر و فرزند لزوماً با هم زندگی نمیکنند؛ بزرگسالبودن فرزند نیز رابطهٔ مادری را از بین نمیبرد.
مادرم در کتابخانهٔ محله کار میکند.
مادر؛ زن با رابطهٔ مادری با فرزندمادرش پیش از شام تماس گرفت.
مادر؛ زن با رابطهٔ مادری با فرزنداز هر مادر عضو گروه دعوت شد.
مادر؛ زن با رابطهٔ مادری با فرزنداو در بزرگسالی مادر زیستیاش را دید.
مادر زیستی؛ زنِ زاینده یا دارای پیوند زیستیپروندهها مادر زیستی نوزاد را مشخص میکنند.
مادر زیستی؛ زنِ زاینده یا دارای پیوند زیستیمادرش در زمستان او را به دنیا آورد.
مادر زیستی؛ زنِ زاینده یا دارای پیوند زیستیمادر فرزندخواندهپذیرش در جلسهٔ مدرسه حضور یافت.
مادرِ فرزندخوانده؛ نقش رسمی والدینیکودک مادر فرزندخواندهاش را «مامان» صدا میکند.
مادرِ فرزندخوانده؛ نقش رسمی والدینیمادرش وقتی سهساله بود او را به فرزندخواندگی پذیرفت.
مادرِ فرزندخوانده؛ نقش رسمی والدینیعمهاش برای او مانند مادر بود.
زن در نقش مادری، بدون ضرورت پیوند زیستیمربی برای کودکان مانند مادر دومی شد.
زن در نقش مادری، بدون ضرورت پیوند زیستیاز زنی تشکر کردند که برایشان نقش مادر را داشت.
زن در نقش مادری، بدون ضرورت پیوند زیستیمادرش پس از ارتقای شغلی به دیدنش رفت.
مادرِ فردی بزرگسالاو مادر دو دختر بزرگسال است.
مادرِ فردی بزرگسالاو در پنجاهسالگی هم هر هفته به مادرش زنگ میزند.
مادرِ فردی بزرگسالگربهٔ مادر بچهاش را به جای امن برد.
مادرِ جانور؛ حیوان مادهٔ دارای تولهگوساله در زمین به دنبال مادرش رفت.
مادرِ جانور؛ حیوان مادهٔ دارای تولهپرندهٔ مادر به جوجههایش غذا داد.
مادرِ جانور؛ حیوان مادهٔ دارای تولهمادر باردار در کلاس آمادگی پیش از زایمان شرکت کرد.
مادر آینده؛ زن باردار در انتظار فرزندپزشک به سؤالهای مادر آینده پاسخ داد.
مادر آینده؛ زن باردار در انتظار فرزنددرمانگاه هر سهشنبه از مادران باردار پذیرایی میکند.
مادر آینده؛ زن باردار در انتظار فرزندنیاز را سرچشمهٔ ابتکار نامیدند.
سرچشمه، خاستگاه یا عامل پیدایش؛ مجازیبندر کهن را خاستگاه شهر توصیف کردند.
سرچشمه، خاستگاه یا عامل پیدایش؛ مجازیدر مقاله، ترس را منشأ کشمکش دانستند.
سرچشمه، خاستگاه یا عامل پیدایش؛ مجازیمادر روحانی ارشد در صومعه به بازدیدکنندگان خوشامد گفت.
مادر؛ عنوان زن روحانی ارشدخواهران روحانی از مادر ارشد مشورت خواستند.
مادر؛ عنوان زن روحانی ارشدمادر اَگنس دعای عصر را هدایت کرد.
مادر؛ عنوان زن روحانی ارشدلایهٔ مادر سرکه روی نوشیدنی سیب تشکیل شد.
مادر سرکه؛ لایهٔ زندهٔ میکروبی در تخمیراو لایهٔ مادر را برای درستکردن سرکهٔ دیگری نگه داشت.
مادر سرکه؛ لایهٔ زندهٔ میکروبی در تخمیرلایهٔ مادر نزدیک سطح مایع شناور است.
مادر سرکه؛ لایهٔ زندهٔ میکروبی در تخمیرمادرم از شهری دیگر با من تماس تصویری گرفت.
تماس تصویری مادر از شهری دیگربعد عکس ایستگاه را برایم فرستاد.
تماس تصویری مادر از شهری دیگرمادرم زنگ شل دوچرخهاش را تعمیر کرد.
تعمیر زنگ دوچرخه بهدست مادرپیش از رفتن به پارک آن را امتحان کرد.
تعمیر زنگ دوچرخه بهدست مادرمادرم در باغچهٔ محله ریحان کاشت.
کاشتن ریحان بهدست مادر در باغچهٔ مشترکنهالهای اضافه را به همسایهها داد.
کاشتن ریحان بهدست مادر در باغچهٔ مشترکمادرم در کلاس عصر زبان ثبتنام کرد.
شرکت مادر در کلاس عصر زبانعبارتهای تازه را در اتوبوس تمرین کرد.
شرکت مادر در کلاس عصر زبانمادرم از کتابخانه کتابی دربارهٔ تاریخ امانت گرفت.
امانتگرفتن کتاب تاریخ بهدست مادرپیش از موعد آن را پس داد.
امانتگرفتن کتاب تاریخ بهدست مادرمادرم دستور غذایی را از دوستش یادداشت کرد.
یادداشت دستور غذا از دوست بهدست مادرآن را با ادویهای متفاوت امتحان کرد.
یادداشت دستور غذا از دوست بهدست مادرمادرم ساعت قطارها را برای سفر آخر هفته بررسی کرد.
برنامهریزی سفر آخر هفته با قطار بهدست مادرمسیری با تعویض قطار کمتر انتخاب کرد.
برنامهریزی سفر آخر هفته با قطار بهدست مادرمادرم از حیاط موزه عکس گرفت.
عکسگرفتن مادر در موزه و خواندن توضیح اثرتوضیح زیر تندیس را خواند.
عکسگرفتن مادر در موزه و خواندن توضیح اثرمادرم بیست دقیقه پیانو تمرین کرد.
تمرین پیانو و ضبط یک ملودی کوتاه بهدست مادرملودی کوتاهی ضبط کرد تا یادش بماند.
تمرین پیانو و ضبط یک ملودی کوتاه بهدست مادرمادرم رضایتنامهٔ اردوی مدرسه را امضا کرد.
امضای رضایتنامهٔ اردوی مدرسه توسط مادراز معلم ساعت تجمع را پرسید.
امضای رضایتنامهٔ اردوی مدرسه توسط مادرمادرم یک مغازهٔ کوچک تعمیرات باز کرد.
راهاندازی مغازهٔ کوچک تعمیرات توسط مادرساعت کار را روی در نصب کرد.
راهاندازی مغازهٔ کوچک تعمیرات توسط مادرمادرم در مراسم فارغالتحصیلی من حاضر شد.
حضور مادر در مراسم فارغالتحصیلی فرزندبعد از مراسم به من تبریک گفت.
حضور مادر در مراسم فارغالتحصیلی فرزندمادرم به آپارتمان جدید من آمد.
دیدار مادر از فرزند بزرگسال در خانهٔ جدیدسر چای دربارهٔ محله صحبت کردیم.
دیدار مادر از فرزند بزرگسال در خانهٔ جدیدمادرم پیادهروی کوتاهی کنار دریاچه پیشنهاد داد.
پیشنهاد پیادهروی کوتاه کنار دریاچه توسط مادربررسی کرد آیا در مسیر نیمکت هست یا نه.
پیشنهاد پیادهروی کوتاه کنار دریاچه توسط مادرHer birth mother sent her a letter.
مادر زیستیاش برایش نامه فرستاد.
His adoptive mother attended the ceremony.
مادر فرزندخواندهپذیر او در مراسم حاضر شد.
The program offers support to single mothers.
این برنامه از مادران تکوالد حمایت میکند.
They planned a picnic for Mother's Day.
برای روز مادر پیکنیک برنامهریزی کردند.
Necessity is often called the mother of invention.
نیاز را اغلب سرچشمهٔ ابتکار مینامند.
My mother called me by video from another city.
مادرم از شهری دیگر با من تماس تصویری گرفت.
My mother fixed the loose bell on her bicycle.
مادرم زنگ شل دوچرخهاش را تعمیر کرد.
My mother planted basil in the community garden.
مادرم در باغچهٔ محله ریحان کاشت.
My mother enrolled in an evening language class.
مادرم در کلاس عصر زبان ثبتنام کرد.
My mother borrowed a history book from the library.
مادرم از کتابخانه کتابی دربارهٔ تاریخ امانت گرفت.
My mother wrote down a recipe from a friend.
مادرم دستور غذایی را از دوستش یادداشت کرد.
My mother checked train times for a weekend trip.
مادرم ساعت قطارها را برای سفر آخر هفته بررسی کرد.
My mother took a photograph of the museum courtyard.
مادرم از حیاط موزه عکس گرفت.
My mother practiced the piano for twenty minutes.
مادرم بیست دقیقه پیانو تمرین کرد.
My mother signed the permission form for the school trip.
مادرم رضایتنامهٔ اردوی مدرسه را امضا کرد.
My mother opened a small repair shop.
مادرم یک مغازهٔ کوچک تعمیرات باز کرد.
My mother attended my graduation ceremony.
مادرم در مراسم فارغالتحصیلی من حاضر شد.
My mother visited me in my new apartment.
مادرم به آپارتمان جدید من آمد.
My mother suggested a short walk by the lake.
مادرم پیادهروی کوتاهی کنار دریاچه پیشنهاد داد.