مجموعهٔ شهری با جمعیت، خیابانها و خدمات عمومی منظور است؛ شهر با کشور، روستا یا صرفاً مرکز شهر یکسان نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
a populated urban settlement with streets, housing and public services
مجموعهٔ شهری با جمعیت، خیابانها و خدمات عمومی منظور است؛ شهر با کشور، روستا یا صرفاً مرکز شهر یکسان نیست.
a city with many residents or a large built-up area
بزرگی شهر توصیف نسبیِ وسعت یا جمعیت آن است، نه شرط ثابتی برای همهٔ زبانها.
an urban community smaller in size or population than a major city
شهر کوچک ممکن است از لحاظ حقوقی شهر باشد؛ town، pueblo، kasaba و روستا لزوماً معادل مستقیم آن نیستند.
the central part of a city, often with shops and public buildings
مرکزِ فعالیت یا موقعیت مرکزی در محدودهٔ شهر، نه خودِ شهر بهطور کامل.
a city valued for its old buildings and history
شهر دارای بناها یا پیشینهٔ تاریخی؛ آن را با فقط «قسمت قدیمی شهر» یکی نگیرید.
a city whose buildings or systems reflect contemporary life
شهری با زیرساخت/چهرهٔ نوین؛ با شهر جدیدِ برنامهریزیشده اصطلاحاً یکسان نیست.
a city that serves as the national seat of government
شهر محل استقرار نهادهای اصلی حکومت، نه هر شهر بزرگ یا مرکز استان.
a person who lives in a particular city
فردی که در شهر زندگی میکند؛ شهروند به معنی تابعیت یا حق مدنی لزوماً یکی نیست.
the number of people who live in a city
تعداد ساکنانِ محدودهٔ مورد بحث، نه جمعیت کشور یا منطقهٔ بزرگتر.
the public roads forming the city's local street network
شبکهٔ معابر داخل شهر، نه همهٔ جادههای خارج شهری.
public or private transport for moving around within a city
جابهجایی شهری با اتوبوس، قطار شهری یا دیگر وسایل؛ با سفر بینشهری فرق دارد.
public green areas located within a city
فضاهای سبز عمومی در محدودهٔ شهر.
a map showing locations and routes within a city
نقشهٔ خیابانها، ساختمانها و محلههای یک شهر.
traveling to see a city and its attractions
سفر و گشتوگذار در یک شهر؛ نه لزوماً مهاجرت یا اقامت دائم.
the appearance or activity of a city after dark
فعالیتها یا سیمای شهر هنگام شب؛ با اصطلاح شبزندهداریِ تخصصی یکی نیست.
a smart city using technology and data to improve urban services
smart city یک ترکیب فناورانهٔ مشخص است و نباید تنها با modern city که ساختارهای جدید دارد یکی گرفته شود.
a walled city surrounded by historic defensive walls
walled city یعنی سکونتگاهی با دیوار دفاعی تاریخی؛ صرف تاریخیبودن شهر برای این معنی کافی نیست.
the City as the specific London financial district, not a generic city
the City با حرف بزرگ در انگلیسی بریتانیایی به ناحیه و مؤسسات مالی لندن اشاره دارد، نه سرواژهٔ عمومی city.
finding or renting housing within a city
jobs and workplaces available in a city
موقعیت مکانی فرصت شغلی و رفتن به شهر برای کار را از «شغل» بهعنوان سرواژه جدا نگه میداریم.
studying at a university located in a city
دانشگاه ممکن است در شهر واقع شود اما خود شهر معادل نهاد دانشگاه نیست.
public libraries serving people in a city
کتابخانهٔ شهری یکی از خدمات فرهنگی است و واژهٔ شهر را به کتابخانه تبدیل نمیکند.
museums and exhibitions located in a city
اینجا شهر محل بازدید موزه است؛ معنای تاریخی شهر یا خود موزه با آن یکی نیست.
a river passing through or beside a city
رابطهٔ رودخانه با بافت شهری موضوع است، نه برابری مفهوم رودخانه و شهر.
travel between a city and its nearby airport
فرودگاه معمولاً بیرون یا نزدیک شهر است؛ عبارت نباید ادعا کند فرودگاه حتماً داخل محدودهٔ شهری قرار دارد.
clean or polluted air experienced in a city
آلودگی هوا ویژگی محیط شهر است و با جمعیت یا اندازهٔ شهر یکی نیست.
the system that supplies drinking water to a city
خدمات آبرسانی شهری با باران یا رودخانهٔ کنار شهر تفاوت دارد.
collecting rubbish and recycling materials across a city
کار خدمات شهری در جمعآوری پسماند و بازیافت مراد است؛ خود شهر به معنی زباله نیست.
a festival or cultural event held in a city
رویداد فرهنگی در شهر با شبزندهداری عمومی یا سفر گردشگری یکسان نیست.
the gradual physical or population growth of a city
رشد فضایی یا جمعیتی شهر منظور است، نه تغییر سطح اداری آن یا شهر جدیدِ برنامهریزیشده.
the weather conditions in a particular city
دمای هوا یا بارش در شهر را از اقلیمِ یک کشور و کیفیت آلودگی هوا جدا میکنیم.
sports matches or public sporting events hosted by a city
مسابقه یا رویداد ورزشی در شهر، با معنای عام ورزش یا خود ورزشگاه یکی نیست.
Many students prefer to live in the city.
دانشجویان زیادی ترجیح میدهند در شهر زندگی کنند.
The restaurant is right in the city center.
رستوران درست در مرکز شهر قرار دارد.
We visited the capital city during the holidays.
در تعطیلات از پایتخت دیدن کردیم.
A smart city can reduce waste by measuring water use.
شهر هوشمند با اندازهگیری مصرف آب میتواند ضایعات را کم کند.
Her new job is with a firm in the City.
شغل جدید او در شرکتی در مرکز مالی لندن است.
شهر، مرکز شهر و زندگی شهری؛ جمع cities، همراه با اصطلاح خاص the City برای مرکز مالی لندن.
a populated urban settlement with streets, housing and public services
مجموعهٔ شهری با جمعیت، خیابانها و خدمات عمومی منظور است؛ شهر با کشور، روستا یا صرفاً مرکز شهر یکسان نیست.
a city with many residents or a large built-up area
بزرگی شهر توصیف نسبیِ وسعت یا جمعیت آن است، نه شرط ثابتی برای همهٔ زبانها.
an urban community smaller in size or population than a major city
شهر کوچک ممکن است از لحاظ حقوقی شهر باشد؛ town، pueblo، kasaba و روستا لزوماً معادل مستقیم آن نیستند.
the central part of a city, often with shops and public buildings
مرکزِ فعالیت یا موقعیت مرکزی در محدودهٔ شهر، نه خودِ شهر بهطور کامل.
a city valued for its old buildings and history
شهر دارای بناها یا پیشینهٔ تاریخی؛ آن را با فقط «قسمت قدیمی شهر» یکی نگیرید.
a city whose buildings or systems reflect contemporary life
شهری با زیرساخت/چهرهٔ نوین؛ با شهر جدیدِ برنامهریزیشده اصطلاحاً یکسان نیست.
a city that serves as the national seat of government
شهر محل استقرار نهادهای اصلی حکومت، نه هر شهر بزرگ یا مرکز استان.
a person who lives in a particular city
فردی که در شهر زندگی میکند؛ شهروند به معنی تابعیت یا حق مدنی لزوماً یکی نیست.
the number of people who live in a city
تعداد ساکنانِ محدودهٔ مورد بحث، نه جمعیت کشور یا منطقهٔ بزرگتر.
the public roads forming the city's local street network
شبکهٔ معابر داخل شهر، نه همهٔ جادههای خارج شهری.
public or private transport for moving around within a city
جابهجایی شهری با اتوبوس، قطار شهری یا دیگر وسایل؛ با سفر بینشهری فرق دارد.
public green areas located within a city
فضاهای سبز عمومی در محدودهٔ شهر.
a map showing locations and routes within a city
نقشهٔ خیابانها، ساختمانها و محلههای یک شهر.
traveling to see a city and its attractions
سفر و گشتوگذار در یک شهر؛ نه لزوماً مهاجرت یا اقامت دائم.
the appearance or activity of a city after dark
فعالیتها یا سیمای شهر هنگام شب؛ با اصطلاح شبزندهداریِ تخصصی یکی نیست.
a smart city using technology and data to improve urban services
smart city یک ترکیب فناورانهٔ مشخص است و نباید تنها با modern city که ساختارهای جدید دارد یکی گرفته شود.
a walled city surrounded by historic defensive walls
walled city یعنی سکونتگاهی با دیوار دفاعی تاریخی؛ صرف تاریخیبودن شهر برای این معنی کافی نیست.
the City as the specific London financial district, not a generic city
the City با حرف بزرگ در انگلیسی بریتانیایی به ناحیه و مؤسسات مالی لندن اشاره دارد، نه سرواژهٔ عمومی city.
finding or renting housing within a city
jobs and workplaces available in a city
موقعیت مکانی فرصت شغلی و رفتن به شهر برای کار را از «شغل» بهعنوان سرواژه جدا نگه میداریم.
studying at a university located in a city
دانشگاه ممکن است در شهر واقع شود اما خود شهر معادل نهاد دانشگاه نیست.
public libraries serving people in a city
کتابخانهٔ شهری یکی از خدمات فرهنگی است و واژهٔ شهر را به کتابخانه تبدیل نمیکند.
museums and exhibitions located in a city
اینجا شهر محل بازدید موزه است؛ معنای تاریخی شهر یا خود موزه با آن یکی نیست.
a river passing through or beside a city
رابطهٔ رودخانه با بافت شهری موضوع است، نه برابری مفهوم رودخانه و شهر.
travel between a city and its nearby airport
فرودگاه معمولاً بیرون یا نزدیک شهر است؛ عبارت نباید ادعا کند فرودگاه حتماً داخل محدودهٔ شهری قرار دارد.
clean or polluted air experienced in a city
آلودگی هوا ویژگی محیط شهر است و با جمعیت یا اندازهٔ شهر یکی نیست.
the system that supplies drinking water to a city
خدمات آبرسانی شهری با باران یا رودخانهٔ کنار شهر تفاوت دارد.
collecting rubbish and recycling materials across a city
کار خدمات شهری در جمعآوری پسماند و بازیافت مراد است؛ خود شهر به معنی زباله نیست.
a festival or cultural event held in a city
رویداد فرهنگی در شهر با شبزندهداری عمومی یا سفر گردشگری یکسان نیست.
the gradual physical or population growth of a city
رشد فضایی یا جمعیتی شهر منظور است، نه تغییر سطح اداری آن یا شهر جدیدِ برنامهریزیشده.
the weather conditions in a particular city
دمای هوا یا بارش در شهر را از اقلیمِ یک کشور و کیفیت آلودگی هوا جدا میکنیم.
شهر در کنار رودخانه گسترش یافت.
شهر بهعنوان سکونتگاهپدربزرگ و مادربزرگم بهار گذشته به شهر نقل مکان کردند.
شهر بهعنوان سکونتگاههر شهر ویژگیهای خاص خودش را دارد.
شهر بهعنوان سکونتگاهاو در یک شهر بزرگ احساس راحتی میکند.
شهر بزرگشهرهای بزرگ به حملونقل عمومی قابلاعتماد نیاز دارند.
شهر بزرگچراغهای شهر بزرگ از روی تپه پیدا بودند.
شهر بزرگاو در یک شهر کوچک نانوایی باز کرد.
شهر کوچکاین شهر کوچک برخلاف انتظار کتابخانهٔ خیلی خوبی دارد.
شهر کوچکزندگی در یک شهر کوچک میتواند آرام باشد.
شهر کوچکبعد از ناهار در مرکز شهر همدیگر را ببینیم.
مرکز شهرهتل تا مرکز شهر فاصلهٔ پیادهٔ کمی دارد.
مرکز شهربا تراموا به مرکز شهر رفتیم.
مرکز شهرآخر هفته را در یک شهر تاریخی گذراندیم.
شهر تاریخیشهر تاریخی هنوز دیوارهای قدیمیاش را دارد.
شهر تاریخیراهنما تاریخ طولانی شهر را توضیح داد.
شهر تاریخیشهر مدرن مسیرهای دوچرخهسواری عریضی دارد.
شهر مدرنفناوری جدید زندگی روزمره در شهر را تغییر داد.
شهر مدرنآنها شهری مدرن با فضای سبز بیشتر طراحی کردند.
شهر مدرنآنکارا پایتخت ترکیه است.
شهر پایتختشهر پایتخت ادارههای دولتی زیادی دارد.
شهر پایتختبا قطار به شهر پایتخت سفر کردیم.
شهر پایتختساکنان شهر خواستار گذرگاههای امنتر شدند.
ساکن شهراو بهعنوان ساکن شهر هر روز از اتوبوس استفاده میکند.
ساکن شهرشهر به ساکنان تازهواردش خوشامد گفت.
ساکن شهرجمعیت شهر بهطور پیوسته افزایش یافته است.
جمعیت شهرامروز کسی جمعیت دقیق شهر را نمیداند.
جمعیت شهرسرشماری جدید ساکنان شهر را خواهد شمرد.
جمعیت شهرخیابانهای شهر هنگام سپیدهدم خلوت بودند.
خیابانهای شهردر خیابانهای باریک شهر گشت زدیم.
خیابانهای شهرکارگران چند خیابان شهر را تعمیر کردند.
خیابانهای شهرشهر سامانهٔ متروی کارآمدی دارد.
حملونقل شهریرفتوآمد در شهر با اتوبوس آسان است.
حملونقل شهریشهر امسال اتوبوسهای بیشتری اضافه کرد.
حملونقل شهریشهر ما سه پارک بزرگ دارد.
پارکهای شهرخانوادهها در پارک مرکزی شهر جمع شدند.
پارکهای شهردرختها شهر را در تابستان خنکتر میکنند.
پارکهای شهرموزه را روی نقشهٔ شهر پیدا کردم.
نقشهٔ شهراین نقشهٔ شهر همهٔ ایستگاههای مترو را نشان میدهد.
نقشهٔ شهرگردشگر نقشهٔ شهر را باز کرد.
نقشهٔ شهرامیدواریم ماه آینده از شهر دیدن کنیم.
بازدید از شهرآنها در تعطیلات از سه شهر بازدید کردند.
بازدید از شهرمیخواهم این شهر را پیاده بگردم.
بازدید از شهرشهر در شب متفاوت به نظر میرسد.
شهر در شبشبها چراغهای شهر روی رودخانه بازتاب پیدا میکنند.
شهر در شبشهر بعد از نیمهشب آرام شد.
شهر در شبشهر هوشمند برای صرفهجویی در آب از حسگرها استفاده میکند.
شهر هوشمند با مدیریت دیجیتالشهر هوشمند باید از حریم خصوصی ساکنان حفاظت کند.
شهر هوشمند با مدیریت دیجیتالشورای شهر برنامهٔ شهر هوشمندش را ارائه کرد.
شهر هوشمند با مدیریت دیجیتالشهر قدیمیِ محصور چهار دروازه دارد.
شهر محصور در دیوار دفاعیاز زیر یک طاق سنگی وارد شهر محصور شدیم.
شهر محصور در دیوار دفاعیدیوارها زمانی شهر را در برابر حملهها محافظت میکردند.
شهر محصور در دیوار دفاعیاو در بانکی در مرکز مالی لندن کار میکند.
the City به معنی مرکز مالی لندنمحافل مالی لندن به نرخ بهرهٔ جدید واکنش نشان دادند.
the City به معنی مرکز مالی لندندر این مقاله the City به بخش مالی لندن اشاره دارد.
the City به معنی مرکز مالی لندنپیداکردن آپارتمان در شهر گران شده است.
پیداکردن و اجارهٔ خانه در شهرخانوادههای جوان زیادی نزدیک مرکز شهر خانه اجاره میکنند.
پیداکردن و اجارهٔ خانه در شهردر شهر خانههای بیشتری با قیمت مناسب ساخته میشود.
پیداکردن و اجارهٔ خانه در شهراو برای پیداکردن کار به شهر نقل مکان کرد.
فرصتهای شغلی در شهردر این شهر نسبت به شهرکهای اطراف شغلهای اداری بیشتری هست.
فرصتهای شغلی در شهرکارخانهٔ جدید در حاشیهٔ شهر شغل ایجاد کرد.
فرصتهای شغلی در شهراو در دانشگاهی در شهر مهندسی میخواند.
دانشگاهها و زندگی دانشجویی شهردانشجوها آغاز ترم وارد شهر میشوند.
دانشگاهها و زندگی دانشجویی شهرکتابخانهٔ دانشگاه شهر تا دیروقت باز میماند.
دانشگاهها و زندگی دانشجویی شهرماه گذشته کتابخانهٔ عمومی تازهای در شهر افتتاح شد.
کتابخانههای عمومی شهرکودکان میتوانند از کتابخانههای شهر کتاب امانت بگیرند.
کتابخانههای عمومی شهردر کتابخانهٔ شهر سالن مطالعهٔ آرامی پیدا کردیم.
کتابخانههای عمومی شهراین شهر موزهای دربارهٔ تاریخ محلی دارد.
موزهها و جاذبههای فرهنگی شهربازدیدکنندگان بعدازظهر را در موزهٔ هنر شهر گذراندند.
موزهها و جاذبههای فرهنگی شهراین هفته نمایشگاه تازهای در شهر افتتاح شد.
موزهها و جاذبههای فرهنگی شهررودخانهای پهن از میان شهر میگذرد.
رودخانهای که از شهر میگذرددو پل بخشهای شهر را در دو سوی رودخانه به هم وصل میکنند.
رودخانهای که از شهر میگذردمردم کنار رودخانهٔ نزدیک مرکز شهر قدم میزنند.
رودخانهای که از شهر میگذردقطاری شهر را به فرودگاه وصل میکند.
دسترسی شهر به فرودگاهفرودگاه بیست کیلومتر بیرون شهر است.
دسترسی شهر به فرودگاهبرای رسیدن به پروازمان اتوبوس صبح زود را از شهر سوار شدیم.
دسترسی شهر به فرودگاهکیفیت هوای شهر پس از باران بهتر شد.
کیفیت و آلودگی هوای شهربه ساکنان شهر دربارهٔ آلودگی شدید هشدار داده شد.
کیفیت و آلودگی هوای شهردر روزهای پاک میتوان تپههای پشت شهر را دید.
کیفیت و آلودگی هوای شهرآب آشامیدنی شهر از سد نزدیک تأمین میشود.
تأمین آب آشامیدنی شهرشکستن لوله بخشی از شهر را بیآب گذاشت.
تأمین آب آشامیدنی شهرکارگران امروز صبح آبرسانی شهر را آزمایش کردند.
تأمین آب آشامیدنی شهردر این شهر هر سهشنبه پسماند بازیافتی جمعآوری میشود.
جمعآوری زباله و بازیافت در شهرساکنان شیشه و کاغذ را برای خدمات بازیافت شهر جدا میکنند.
جمعآوری زباله و بازیافت در شهرسطلهای جمعآوری بیشتری در نقاط مختلف شهر گذاشته شد.
جمعآوری زباله و بازیافت در شهرهر پاییز در این شهر جشنوارهٔ فیلم برگزار میشود.
جشنواره یا رویداد فرهنگی شهرموسیقیدانانی از چند کشور در نقاط مختلف شهر اجرا کردند.
جشنواره یا رویداد فرهنگی شهردر زمان جشنواره هتلهای شهر پر شدند.
جشنواره یا رویداد فرهنگی شهرشهر به سمت تپههای شمالی گسترش یافته است.
گسترش تدریجی شهرخانهسازی جدید نشان میدهد شهر چقدر سریع رشد میکند.
گسترش تدریجی شهربرنامهریزان در حال بررسی رشد جمعیت شهر هستند.
گسترش تدریجی شهرامروز بعدازظهر هوا در شهر بهطور غیرمعمول گرم بود.
شرایط آبوهوایی شهرانتظار میرود فردا صبح در شهر برف ببارد.
شرایط آبوهوایی شهرپیش از جمعکردن کتت آبوهوای شهر را بررسی کن.
شرایط آبوهوایی شهراین شهر بهار آینده میزبان مسابقهٔ ماراتن خواهد بود.
میزبانی شهر از رویداد ورزشیهواداران برای مسابقهٔ نهایی در شهر جمع شدند.
میزبانی شهر از رویداد ورزشیمسابقهٔ دوچرخهسواری یکشنبه از شهر گذشت.
میزبانی شهر از رویداد ورزشیMany students prefer to live in the city.
دانشجویان زیادی ترجیح میدهند در شهر زندگی کنند.
The restaurant is right in the city center.
رستوران درست در مرکز شهر قرار دارد.
We visited the capital city during the holidays.
در تعطیلات از پایتخت دیدن کردیم.
A smart city can reduce waste by measuring water use.
شهر هوشمند با اندازهگیری مصرف آب میتواند ضایعات را کم کند.
Her new job is with a firm in the City.
شغل جدید او در شرکتی در مرکز مالی لندن است.