«گاهی با اتوبوس میروم» یعنی این وسیله فقط در بعضی نوبتها انتخاب میشود؛ هیچ برنامهٔ هفتگی مشخصی از جمله به دست نمیآید.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
انتخاب وسیله یا مسیر رفتوآمد فقط در بعضی روزها
«گاهی با اتوبوس میروم» یعنی این وسیله فقط در بعضی نوبتها انتخاب میشود؛ هیچ برنامهٔ هفتگی مشخصی از جمله به دست نمیآید.
دوچرخهسواری یا توقف در برخی نوبتها
قید «گاهی» کنار دوچرخهسواری بسامد این کار را نشان میدهد، نه مسافت یا سرعت رکابزدن را.
اتفاقها و کارهای کتابخانه که هر بار یکسان نیستند
«گاهی به کتابخانه میروم» نه به معنای عادتِ پرتکرار است و نه یک اتفاق تکباره؛ زمان دقیق را بافت تعیین میکند.
استراحتکردن یا فراموشکردن آن در برخی نوبتها
در این نمونهها «گاهی» به وقوع استراحت یا فراموشی اشاره دارد؛ طول هر استراحت را مشخص نمیکند.
قدمزدن یا انتخاب مسیری متفاوت در بعضی روزها
قید «گاهی» در جملهٔ مربوط به پیادهروی، وقوع پراکندهٔ آن را بیان میکند؛ در برابر «هر روز» و «اغلب روزها» است.
بررسی یا تغییر پیشبینی هوا در بعضی زمانها
«گاهی پیشبینی را نگاه میکند» دربارهٔ بسامد بررسی است؛ درستبودن پیشبینی یا احتمال بارش را بیان نمیکند.
دیدار، سفارش یا تغییر ساعت کار کافه در برخی موقعیتها
«گاهی در کافه همدیگر را میبینیم» به محل همهٔ دیدارها تعمیم داده نمیشود و لزوماً قرار هفتگی نیست.
تغییر کوچک در پختوپز یا انتخاب غذا در بعضی نوبتها
وقتی از «گاهی» برای آشپزی استفاده میکنیم، از انتخابی در بعضی نوبتها حرف میزنیم؛ نه عادت ثابت یا دستور پخت.
عکسگرفتن یا مرتبکردن عکسها در برخی موقعیتها
«گاهی عکس میگیرم» تنها میگوید این کار گهگاه رخ میدهد؛ تعداد عکسهای هر بار را نمیرساند.
پرسش و درخواست توضیح در بعضی کلاسها
«گاهی سؤال میپرسد» تکرار کموبیش پراکندهٔ پرسیدن را نشان میدهد؛ دربارهٔ کیفیت یا دشواری سؤال چیزی نمیگوید.
روشها و اشتباههای گاهبهگاه در یادگیری زبان
قید «گاهی» دفعات تمرین را توصیف میکند؛ ممکن است تمرین کوتاه یا طولانی باشد و سطح زبانآموز را مشخص نمیکند.
رخدادهای آبوهوایی که همیشگی نیستند
«گاهی باران میبارد» فقط وقوع بارش در بعضی نوبتها را میرساند؛ به معنای باران مداوم یا احتمال عددی هواشناسی نیست.
خرید و تخفیف موردی در بازار
«گاهی از بازار خرید میکنیم» نشان میدهد بازار یکی از گزینههاست؛ نه اینکه خرید همیشه در آنجا باشد.
تغییرهای گهگاه در زمان یا شیوهٔ برگزاری جلسه
قید «گاهی» در کار اداری وقوع احتمالی و موردیِ یک تغییر را بیان میکند؛ از آن نمیتوان یک قاعدهٔ همیشگی ساخت.
تماس و دیدار خانوادگی در بعضی وقتها
«گاهی به مادربزرگم زنگ میزنم» خبر از تماس در بعضی زمانها میدهد؛ کم یا زیادبودن محبت را نمیتوان از این قید فهمید.
رسیدگی به گیاهان و رخدادهای گاهبهگاه باغچه
«گاهی باغچه را آب میدهم» دربارهٔ دفعات کار است، نه مقدار آب؛ میزان مناسب آبیاری را باید جداگانه تعیین کرد.
شنیدن یا نواختن موسیقی در برخی لحظهها
«گاهی موسیقی گوش میدهد» زمانهای پراکندهٔ شنیدن را بیان میکند؛ سبک موسیقی و مدت هر بار از کلمات دیگر معلوم میشود.
سفرهای کوتاه یا تغییر برنامه در بعضی زمانها
«گاهی سفر یکروزه میرویم» بسامد کلی سفر را نشان میدهد، نه تاریخ، مقصد یا برنامهای ثابت برای تعطیلات.
موقعیتهای پراکندهٔ یادگیری از راه دور
«گاهی» نشان میدهد کلاس آنلاین روش همیشگیِ یادگیری نیست.
انجام کار از خانه بهجای محل کار در برخی نوبتها
«گاهی در خانه کار میکنم» به معنی دورکاری هر روز نیست.
تغییرهای نامنظم در مراقبت و برنامهٔ حیوان خانگی
«گاهی» برای رویدادهای گهگاهی است و توصیهای دربارهٔ مراقبت دامپزشکی نیست.
بازدید از موزه و برنامههای فرهنگی بدون تناوب ثابت
«گاهی به موزه میرویم» تاریخ یا تعداد دقیقی از بازدیدها نمیدهد.
مشارکت گهگاهی در فعالیتهای داوطلبانهٔ محلی
این جملهها به تعهد دائمی در یک سازمان اشاره نمیکنند.
انجام یا درخواست تعمیرهای جزئی در برخی موقعیتها
«گاهی» تعداد یا فاصلهٔ زمانی تعمیرها را مشخص نمیکند.
ورزش و برنامهٔ تیمی با تغییرهای موردی
«گاهی» برنامهٔ منظم ورزشی را مفروض نمیگیرد.
تغییرهای گهگاهی در دریافت بستههای پستی
«گاهی» به زمانهای پراکنده اشاره میکند، نه تعداد تحویل در هر هفته.
نیاز موردی به یافتن مسیر یا راهنمایی
«گاهی راه را میپرسم» با «همیشه گم میشوم» هممعنی نیست.
انتخابهای موردی هنگام شستن و خشککردن لباس
«گاهی با دست میشویم» به شستوشوی همیشگی با دست دلالت ندارد.
حضور موردی در جشنوارهها و رویدادهای محله
وجود «گاهی» هیچ برنامهٔ ثابت هفتگی یا ماهانه را قطعی نمیکند.
مرتبسازی و ذخیرهٔ موردی فایلهای شخصی
«گاهی پشتیبان میگیرم» صرفاً بیان بسامد است و توصیهٔ فنی دربارهٔ امنیت داده نیست.
کمکهای ساده و نامنظم در ساختمان یا محله
کمک در بعضی نوبتها رخ میدهد و وظیفهٔ همیشگی را بیان نمیکند.
انتخابهای متغیر برای پایان روز
«گاهی زودتر میخوابم» با «معمولاً زود میخوابم» فرق دارد.
Manchmal fahre ich mit dem Bus, wenn es regnet.
گاهی وقتی باران میبارد با اتوبوس میروم.
Manchmal lese ich in der Bibliothek Zeitung.
من گاهی در کتابخانه روزنامه میخوانم.
Manchmal bestelle ich heiße Schokolade statt Kaffee.
من گاهی بهجای قهوه شکلات داغ سفارش میدهم.
Manchmal lerne ich neue Wörter aus Liedern.
گاهی از آهنگها واژههای تازه یاد میگیرم.
Manchmal machen wir einen Tagesausflug an die Küste.
ما گاهی برای یک روز به ساحل سفر میکنیم.
Manchmal یعنی «گاهی / بعضی وقتها». میتواند پیش از جمله بیاید؛ در این حالت فعل صرفشده در جملهٔ خبری جای دوم میآید: Manchmal fahre ich mit dem Bus. بعد از فاعل نیز طبیعی است: Ich fahre manchmal mit dem Bus. با oft و immer فرق دارد.
انتخاب وسیله یا مسیر رفتوآمد فقط در بعضی روزها
«گاهی با اتوبوس میروم» یعنی این وسیله فقط در بعضی نوبتها انتخاب میشود؛ هیچ برنامهٔ هفتگی مشخصی از جمله به دست نمیآید.
دوچرخهسواری یا توقف در برخی نوبتها
قید «گاهی» کنار دوچرخهسواری بسامد این کار را نشان میدهد، نه مسافت یا سرعت رکابزدن را.
اتفاقها و کارهای کتابخانه که هر بار یکسان نیستند
«گاهی به کتابخانه میروم» نه به معنای عادتِ پرتکرار است و نه یک اتفاق تکباره؛ زمان دقیق را بافت تعیین میکند.
استراحتکردن یا فراموشکردن آن در برخی نوبتها
در این نمونهها «گاهی» به وقوع استراحت یا فراموشی اشاره دارد؛ طول هر استراحت را مشخص نمیکند.
قدمزدن یا انتخاب مسیری متفاوت در بعضی روزها
قید «گاهی» در جملهٔ مربوط به پیادهروی، وقوع پراکندهٔ آن را بیان میکند؛ در برابر «هر روز» و «اغلب روزها» است.
بررسی یا تغییر پیشبینی هوا در بعضی زمانها
«گاهی پیشبینی را نگاه میکند» دربارهٔ بسامد بررسی است؛ درستبودن پیشبینی یا احتمال بارش را بیان نمیکند.
دیدار، سفارش یا تغییر ساعت کار کافه در برخی موقعیتها
«گاهی در کافه همدیگر را میبینیم» به محل همهٔ دیدارها تعمیم داده نمیشود و لزوماً قرار هفتگی نیست.
تغییر کوچک در پختوپز یا انتخاب غذا در بعضی نوبتها
وقتی از «گاهی» برای آشپزی استفاده میکنیم، از انتخابی در بعضی نوبتها حرف میزنیم؛ نه عادت ثابت یا دستور پخت.
عکسگرفتن یا مرتبکردن عکسها در برخی موقعیتها
«گاهی عکس میگیرم» تنها میگوید این کار گهگاه رخ میدهد؛ تعداد عکسهای هر بار را نمیرساند.
پرسش و درخواست توضیح در بعضی کلاسها
«گاهی سؤال میپرسد» تکرار کموبیش پراکندهٔ پرسیدن را نشان میدهد؛ دربارهٔ کیفیت یا دشواری سؤال چیزی نمیگوید.
روشها و اشتباههای گاهبهگاه در یادگیری زبان
قید «گاهی» دفعات تمرین را توصیف میکند؛ ممکن است تمرین کوتاه یا طولانی باشد و سطح زبانآموز را مشخص نمیکند.
رخدادهای آبوهوایی که همیشگی نیستند
«گاهی باران میبارد» فقط وقوع بارش در بعضی نوبتها را میرساند؛ به معنای باران مداوم یا احتمال عددی هواشناسی نیست.
خرید و تخفیف موردی در بازار
«گاهی از بازار خرید میکنیم» نشان میدهد بازار یکی از گزینههاست؛ نه اینکه خرید همیشه در آنجا باشد.
تغییرهای گهگاه در زمان یا شیوهٔ برگزاری جلسه
قید «گاهی» در کار اداری وقوع احتمالی و موردیِ یک تغییر را بیان میکند؛ از آن نمیتوان یک قاعدهٔ همیشگی ساخت.
تماس و دیدار خانوادگی در بعضی وقتها
«گاهی به مادربزرگم زنگ میزنم» خبر از تماس در بعضی زمانها میدهد؛ کم یا زیادبودن محبت را نمیتوان از این قید فهمید.
رسیدگی به گیاهان و رخدادهای گاهبهگاه باغچه
«گاهی باغچه را آب میدهم» دربارهٔ دفعات کار است، نه مقدار آب؛ میزان مناسب آبیاری را باید جداگانه تعیین کرد.
شنیدن یا نواختن موسیقی در برخی لحظهها
«گاهی موسیقی گوش میدهد» زمانهای پراکندهٔ شنیدن را بیان میکند؛ سبک موسیقی و مدت هر بار از کلمات دیگر معلوم میشود.
سفرهای کوتاه یا تغییر برنامه در بعضی زمانها
«گاهی سفر یکروزه میرویم» بسامد کلی سفر را نشان میدهد، نه تاریخ، مقصد یا برنامهای ثابت برای تعطیلات.
موقعیتهای پراکندهٔ یادگیری از راه دور
«گاهی» نشان میدهد کلاس آنلاین روش همیشگیِ یادگیری نیست.
انجام کار از خانه بهجای محل کار در برخی نوبتها
«گاهی در خانه کار میکنم» به معنی دورکاری هر روز نیست.
تغییرهای نامنظم در مراقبت و برنامهٔ حیوان خانگی
«گاهی» برای رویدادهای گهگاهی است و توصیهای دربارهٔ مراقبت دامپزشکی نیست.
بازدید از موزه و برنامههای فرهنگی بدون تناوب ثابت
«گاهی به موزه میرویم» تاریخ یا تعداد دقیقی از بازدیدها نمیدهد.
مشارکت گهگاهی در فعالیتهای داوطلبانهٔ محلی
این جملهها به تعهد دائمی در یک سازمان اشاره نمیکنند.
انجام یا درخواست تعمیرهای جزئی در برخی موقعیتها
«گاهی» تعداد یا فاصلهٔ زمانی تعمیرها را مشخص نمیکند.
ورزش و برنامهٔ تیمی با تغییرهای موردی
«گاهی» برنامهٔ منظم ورزشی را مفروض نمیگیرد.
تغییرهای گهگاهی در دریافت بستههای پستی
«گاهی» به زمانهای پراکنده اشاره میکند، نه تعداد تحویل در هر هفته.
نیاز موردی به یافتن مسیر یا راهنمایی
«گاهی راه را میپرسم» با «همیشه گم میشوم» هممعنی نیست.
انتخابهای موردی هنگام شستن و خشککردن لباس
«گاهی با دست میشویم» به شستوشوی همیشگی با دست دلالت ندارد.
حضور موردی در جشنوارهها و رویدادهای محله
وجود «گاهی» هیچ برنامهٔ ثابت هفتگی یا ماهانه را قطعی نمیکند.
مرتبسازی و ذخیرهٔ موردی فایلهای شخصی
«گاهی پشتیبان میگیرم» صرفاً بیان بسامد است و توصیهٔ فنی دربارهٔ امنیت داده نیست.
کمکهای ساده و نامنظم در ساختمان یا محله
کمک در بعضی نوبتها رخ میدهد و وظیفهٔ همیشگی را بیان نمیکند.
گاهی وقتی باران میبارد با اتوبوس میروم.
انتخاب گاهبهگاه مسیر رفتوآمداو گاهی بهجای رانندگی، پیاده تا ایستگاه میرود.
انتخاب گاهبهگاه مسیر رفتوآمدما گاهی قطار اول صبح را از دست میدهیم.
انتخاب گاهبهگاه مسیر رفتوآمدمن گاهی صبحهای خلوت با دوچرخه به بازار میروم.
دوچرخهسواری در بعضی موقعیتهااو گاهی دوچرخهٔ برادرش را قرض میگیرد.
دوچرخهسواری در بعضی موقعیتهاما گاهی موقع دوچرخهسواری کنار رودخانه توقف میکنیم.
دوچرخهسواری در بعضی موقعیتهاگاهی کتابخانه بعد از ناهار خلوتتر است.
سرزدن و مطالعهٔ گاهبهگاه در کتابخانهمن گاهی در کتابخانه روزنامه میخوانم.
سرزدن و مطالعهٔ گاهبهگاه در کتابخانهاو گاهی کتابها را یک روز زودتر پس میدهد.
سرزدن و مطالعهٔ گاهبهگاه در کتابخانهگاهی وقتی سرم شلوغ است یادم میرود استراحت کنم.
استراحتهای نامنظم هنگام کار و درساو گاهی بین دو کلاس بلند میشود تا بدنش را کش بدهد.
استراحتهای نامنظم هنگام کار و درسما گاهی در یک استراحت کوتاه با هم چای میخوریم.
استراحتهای نامنظم هنگام کار و درسگاهی برای اینکه ذهنم باز شود پیاده به خانه برمیگردم.
پیادهروی در برخی روزهااو گاهی از مسیر دیگری در پارک میرود.
پیادهروی در برخی روزهاما گاهی حتی زمستانها هم بعد از شام پیادهروی میکنیم.
پیادهروی در برخی روزهاگاهی پیش از بیرونرفتن وضعیت هوا را نگاه میکنم.
سرزدن گاهبهگاه به پیشبینی هواگاهی پیشبینی هوا طی شب تغییر میکند.
سرزدن گاهبهگاه به پیشبینی هوااو گاهی پیش از قایقرانی بادبانی دربارهٔ باد میپرسد.
سرزدن گاهبهگاه به پیشبینی هواگاهی در کافهای نزدیک موزه همدیگر را میبینیم.
قرارهای گاهبهگاه در کافهمن گاهی بهجای قهوه شکلات داغ سفارش میدهم.
قرارهای گاهبهگاه در کافهکافه گاهی روزهای تعطیل زودتر میبندد.
قرارهای گاهبهگاه در کافهگاهی به سوپ لیمو اضافه میکنم.
آشپزی و تغییرهای گاهبهگاه در غذااو گاهی برای همهٔ خانواده غذا میپزد.
آشپزی و تغییرهای گاهبهگاه در غذاما گاهی یکشنبهها دستور غذای تازهای را امتحان میکنیم.
آشپزی و تغییرهای گاهبهگاه در غذاگاهی سپیدهدم از خیابان عکس میگیرم.
عکسگرفتن در بعضی موقعیتهااو گاهی دوربینش را با خودش به کنسرت میبرد.
عکسگرفتن در بعضی موقعیتهاما گاهی بعد از سفر عکسهای تار را پاک میکنیم.
عکسگرفتن در بعضی موقعیتهاگاهی دانشآموزان بعد از زنگ هم سؤال میپرسند.
پرسشهای گاهبهگاه در کلاسمن گاهی برای فهمیدن به یک مثال دیگر نیاز دارم.
پرسشهای گاهبهگاه در کلاسمعلم ما گاهی از ما میخواهد جواب را توضیح بدهیم.
پرسشهای گاهبهگاه در کلاسگاهی از آهنگها واژههای تازه یاد میگیرم.
تمرین زبان در زمانهای پراکندهاو گاهی دو فعل شبیه به هم را اشتباه میگیرد.
تمرین زبان در زمانهای پراکندهما گاهی در قطار مکالمه تمرین میکنیم.
تمرین زبان در زمانهای پراکندهگاهی وسط یک روز آفتابی باران میبارد.
رخدادهای گاهبهگاه آبوهواگاهی باد نزدیک دریا شدیدتر میشود.
رخدادهای گاهبهگاه آبوهوابهارها گاهی ابرها خیلی زود کنار میروند.
رخدادهای گاهبهگاه آبوهواگاهی از بازار گل میخرم.
خریدهای گاهبهگاه در بازارمیوهفروش گاهی کمی به ما تخفیف میدهد.
خریدهای گاهبهگاه در بازارما گاهی برای دوری از شلوغی زود میرویم.
خریدهای گاهبهگاه در بازارگاهی جلسه ده دقیقه دیر شروع میشود.
تغییرهای گاهبهگاه در جلسههاما گاهی وقتی افراد بیشتری میآیند اتاق جلسه را عوض میکنیم.
تغییرهای گاهبهگاه در جلسههایکی از همکارانمان گاهی با تماس تصویری در جلسه شرکت میکند.
تغییرهای گاهبهگاه در جلسههاگاهی عصرها به مادربزرگم زنگ میزنم.
دیدار و تماس گاهبهگاه خانوادگیعمویم گاهی بیخبر به دیدنمان میآید.
دیدار و تماس گاهبهگاه خانوادگیما گاهی با هم در باغ ناهار میخوریم.
دیدار و تماس گاهبهگاه خانوادگیگاهی پیش از صبحانه به گیاهها آب میدهم.
رسیدگی گاهبهگاه به باغچهپرندهها گاهی دانههایی را که میکاریم میخورند.
رسیدگی گاهبهگاه به باغچهاو گاهی از همسایهاش میخواهد مراقب گلها باشد.
رسیدگی گاهبهگاه به باغچهگاهی وقتی همه به رختخواب رفتهاند، پیانو میزنم.
موسیقی در بعضی لحظههای روزاو گاهی هنگام آشپزی رادیو گوش میدهد.
موسیقی در بعضی لحظههای روزما گاهی وقتی آهنگ آشنایی پخش میشود با آن همخوانی میکنیم.
موسیقی در بعضی لحظههای روزما گاهی برای یک روز به ساحل سفر میکنیم.
سفرهای کوتاه و تصمیمهای گاهبهگاهگاهی هوای بد باعث میشود برنامهمان را عوض کنیم.
سفرهای کوتاه و تصمیمهای گاهبهگاهمن گاهی بهجای هواپیما قطار را انتخاب میکنم.
سفرهای کوتاه و تصمیمهای گاهبهگاهگاهی برای کلاس آنلاین از هدفون استفاده میکنم.
شرکت گاهبهگاه در کلاس آنلاینمعلم گاهی فایل درس را بعد از کلاس میفرستد.
شرکت گاهبهگاه در کلاس آنلاینگاهی اتصال اینترنت وسط کلاس قطع میشود.
شرکت گاهبهگاه در کلاس آنلاینمن گاهی پنجشنبهها از خانه کار میکنم.
دورکاری در بعضی روزهااو گاهی برای جلسههای کاری به دفتر میرود.
دورکاری در بعضی روزهاما گاهی وقت ناهار با همکارانمان تماس میگیریم.
دورکاری در بعضی روزهاگاهی سگمان را به پارک دیگری میبریم.
مراقبت گاهبهگاه از حیوان خانگیگربه گاهی زیر مبل پنهان میشود.
مراقبت گاهبهگاه از حیوان خانگیگاهی وقتی در سفرم، دوستم از حیوان خانگیام مراقبت میکند.
مراقبت گاهبهگاه از حیوان خانگیما گاهی از نمایشگاههای کوچک دیدن میکنیم.
بازدیدهای گاهبهگاه از موزهموزه گاهی جمعهها دیرتر بسته میشود.
بازدیدهای گاهبهگاه از موزهگاهی راهنمای موزه یک داستان جالب تعریف میکند.
بازدیدهای گاهبهگاه از موزهمن گاهی در پاکسازی ساحل کمک میکنم.
داوطلبشدن در بعضی برنامههااو گاهی برای مرکز محله کتاب جمع میکند.
داوطلبشدن در بعضی برنامههاما گاهی در رویدادهای خیریه شرکت میکنیم.
داوطلبشدن در بعضی برنامههاگاهی پیچ صندلی را سفت میکنم.
تعمیرهای کوچک و موردیاو گاهی برای تعمیر دوچرخه از دوستش کمک میگیرد.
تعمیرهای کوچک و موردیما گاهی بهجای خرید وسیلهٔ تازه، وسیلهٔ قدیمی را تعمیر میکنیم.
تعمیرهای کوچک و موردیمن گاهی شنبهها شنا میکنم.
تغییرهای گاهبهگاه در فعالیت ورزشیتیم ما گاهی در سالن دیگری تمرین میکند.
تغییرهای گاهبهگاه در فعالیت ورزشیگاهی بازی بهخاطر باران عقب میافتد.
تغییرهای گاهبهگاه در فعالیت ورزشیبستهها گاهی یک روز دیرتر میرسند.
تحویل و دریافت بسته در بعضی روزهامن گاهی بستهٔ همسایهام را تحویل میگیرم.
تحویل و دریافت بسته در بعضی روزهامامور تحویل گاهی پیش از رسیدن تماس میگیرد.
تحویل و دریافت بسته در بعضی روزهاگاهی در شهرهای ناآشنا از نقشه استفاده میکنم.
مسیرپرسیدن و استفادهٔ گاهبهگاه از نقشهاو گاهی از رهگذران مسیر ایستگاه را میپرسد.
مسیرپرسیدن و استفادهٔ گاهبهگاه از نقشهبرنامهٔ مسیریابی گاهی مسیر طولانیتری پیشنهاد میدهد.
مسیرپرسیدن و استفادهٔ گاهبهگاه از نقشهمن گاهی لباسهای ظریف را با دست میشویم.
شستوشوی لباس در زمانهای متفاوتما گاهی لباسها را داخل خانه خشک میکنیم.
شستوشوی لباس در زمانهای متفاوتدستگاه گاهی پیش از تمامشدن برنامه متوقف میشود.
شستوشوی لباس در زمانهای متفاوتگاهی برای شنیدن موسیقی زنده به میدان شهر میرویم.
شرکت در برنامههای محلی گهگاهیکتابخانهٔ محله گاهی برای بچهها قصهخوانی برگزار میکند.
شرکت در برنامههای محلی گهگاهیگاهی یک رویداد بهدلیل باد شدید لغو میشود.
شرکت در برنامههای محلی گهگاهیگاهی از عکسهایم نسخهٔ پشتیبان میگیرم.
مدیریت گاهبهگاه فایلهای دیجیتالاو گاهی نام فایلها را برای پیداکردن آسانتر عوض میکند.
مدیریت گاهبهگاه فایلهای دیجیتالما گاهی یک پوشه را با همکارانمان به اشتراک میگذاریم.
مدیریت گاهبهگاه فایلهای دیجیتالمن گاهی برای همسایهٔ سالمندم خرید میکنم.
کمکهای گاهبهگاه میان همسایههاهمسایهمان گاهی برای جابهجایی مبلمان به ما کمک میکند.
کمکهای گاهبهگاه میان همسایههاما گاهی ابزارمان را به هم قرض میدهیم.
کمکهای گاهبهگاه میان همسایههامن گاهی پیش از خواب چند صفحه کتاب میخوانم.
تغییرهای گاهبهگاه در برنامهٔ عصراو گاهی بعد از شام تلفنش را کنار میگذارد.
تغییرهای گاهبهگاه در برنامهٔ عصرگاهی زودتر از همیشه چراغها را خاموش میکنیم.
تغییرهای گاهبهگاه در برنامهٔ عصرManchmal fahre ich mit dem Bus, wenn es regnet.
گاهی وقتی باران میبارد با اتوبوس میروم.
Manchmal lese ich in der Bibliothek Zeitung.
من گاهی در کتابخانه روزنامه میخوانم.
Manchmal bestelle ich heiße Schokolade statt Kaffee.
من گاهی بهجای قهوه شکلات داغ سفارش میدهم.
Manchmal lerne ich neue Wörter aus Liedern.
گاهی از آهنگها واژههای تازه یاد میگیرم.
Manchmal machen wir einen Tagesausflug an die Küste.
ما گاهی برای یک روز به ساحل سفر میکنیم.