دمای آب پایین است؛ برای آب بسیار سرد ممکن است در فارسی «یخ» هم توصیفی باشد، نه همیشه نامیدن آن به یخ.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Wasser“.
دمای آب پایین است؛ برای آب بسیار سرد ممکن است در فارسی «یخ» هم توصیفی باشد، نه همیشه نامیدن آن به یخ.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Tee“.
به دمای نوشیدنی اشاره دارد؛ ممکن است چایِ خنکشده باشد یا عمداً سرد سرو شود.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Kaffee“.
قهوه میتواند عمداً سرد آماده شده یا پس از دمکردن خنک شده باشد؛ این دو را بافت روشن میکند.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Suppe“.
ممکن است نوعی سوپ عمداً سرد سرو شود یا غذای گرم خنک شده باشد؛ مزه و ادویه موضوع جداست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Milch“.
سردبودن دمای شیر است؛ دربارهٔ تازگی یا فاسدشدن شیر داوری نمیکند.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Essen“.
وعدهٔ غذایی بدون گرمای سرو است؛ لزوماً خام یا مانده نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Hände“.
دمای بدن یا دستها توصیف میشود؛ لزوماً نشانهٔ بیماری نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Füße“.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Nase“.
بینیِ بدن یا حیوان واقعاً سرد است؛ این با توصیف رفتار سرد شخص یکی نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Zimmer“.
هوای فضای بسته دمای پایین دارد؛ «فضای سرد» به معنی غیرصمیمی استعارهٔ دیگری است.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Wind“.
احساس سرما از وزش باد میآید؛ با «باد شدید» یکسان نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Wetter“.
هوای محیط سرد است؛ با cold weather و معادلهای بومی قابل بیان است و به سرماخوردگی اشاره ندارد.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Morgen“.
وضعیت دما در بخشی از روز است؛ لزوماً تمام روز سرد نمیماند.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Nacht“.
دمای شب پایین است؛ استعارهٔ «شب سرد و بیاحساس» در این بافت مدنظر نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Metall“.
دستزدن به فلز از احساس سرمای سطح میگوید؛ دربارهٔ صفت شخصیتی نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Boden“.
دمای سطح زیر پا یا دست بیان میشود؛ با اصطلاح مجازیِ رفتار سرد ارتباطی ندارد.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Regen“.
دمای قطرههای باران و احساسی که ایجاد میکند مدنظر است؛ مقدار بارش از آن فهمیده نمیشود.
Ein distanzierter, gefühlloser Blick ohne menschliche Wärme.
kalter Blick توصیف رفتاری بیمهر یا بیاحساس است؛ دمای نگاه سنجیده نمیشود.
Saft, der bei niedriger Temperatur serviert wird
دمای نوشیدنی مطرح است؛ سرد بودن لزوماً یخزده بودن یا تازگی آبمیوه را نشان نمیدهد.
ein Salat, der gekühlt oder kalt serviert wird
دمای سالاد موضوع است، نه اینکه مواد آن خام یا غذا حتماً تازه باشد.
Obst, das vor dem Essen gekühlt wurde
سردی به دمای میوه اشاره دارد، نه اینکه میوه نارس، یخزده یا از نوع خاصی باشد.
Käse, der nach dem Kühlen noch kalt ist
دمای پنیر مدنظر است؛ این توصیف به نوع، طعم یا تاریخ تولید پنیر اشاره نمیکند.
Butter, die wegen der niedrigen Temperatur fest ist
سردی و سفتی ناشی از دما مطرح است؛ با یخزدگی یا فاسدشدن یکسان نیست.
gekochter Reis, der abgekühlt ist
دمای برنج پس از پخت مطرح است، نه اینکه غذا حتماً کهنه یا نامناسب باشد.
gekochte Nudeln, die kalt serviert oder abgekühlt sind
پاستا پس از پخت خنک شده یا در سالاد پاستا سرد سرو میشود؛ این دما با نپخته بودن فرق دارد.
ein Dessert, das vor dem Servieren gekühlt wird
دمای دسر منظور است، نه شیرینی، طعم یا یخزدهبودن قطعی آن.
ein Trinkglas, dessen Oberfläche kalt ist
بدنهٔ لیوان سرد است، نه صرفاً نوشیدنی درون آن. با لیوان خالی یا خیس یکی نیست.
eine Flasche, deren Außenseite kalt geworden ist
دمای بدنهٔ بطری توصیف میشود؛ لزوماً محتویات آن یخزده یا حتی قابلنوشیدن نیست.
ein Fenster mit kalter Scheibe oder kaltem Rahmen
سطح شیشه یا قاب پنجره سرد است؛ این معنا دربارهٔ باز یا بسته بودن پنجره نیست.
eine Türklinke, die sich kalt anfühlt
فلز یا سطح دستگیره سرد شده است؛ سردی دما را نباید با برخورد سرد انسان اشتباه گرفت.
eine Bank im Freien mit kalter Sitzfläche
دمای نشیمن نیمکت پایین است؛ این صفت به خالی یا اشغالشده بودن نیمکت ربطی ندارد.
eine Dusche mit kaltem Wasser
دمای آب دوش پایین است؛ با اصطلاح مجازی انگلیسی cold shower به معنی واقعیت ناخوشایند یا ناکامی یکی نیست.
Mir ist kalt, deshalb ziehe ich eine Jacke an.
سردم است، برای همین ژاکت میپوشم.
Vor dem Auftritt bekam er kalte Füße.
پیش از اجرا دچار تردید شد.
Sie warf ihm einen kalten Blick zu.
او نگاه سردی به او انداخت.
Die Kritik ließ ihn kalt.
انتقاد روی او اثر نگذاشت.
Stell den Saft bitte kalt.
لطفاً آبمیوه را سرد نگه دار.
kalt برای دمای پایینِ اشیا و هوا و نیز ein kalter Blick برای نگاه بیعاطفه است؛ Erkältung نام بیماری جداگانه است.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Wasser“.
دمای آب پایین است؛ برای آب بسیار سرد ممکن است در فارسی «یخ» هم توصیفی باشد، نه همیشه نامیدن آن به یخ.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Tee“.
به دمای نوشیدنی اشاره دارد؛ ممکن است چایِ خنکشده باشد یا عمداً سرد سرو شود.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Kaffee“.
قهوه میتواند عمداً سرد آماده شده یا پس از دمکردن خنک شده باشد؛ این دو را بافت روشن میکند.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Suppe“.
ممکن است نوعی سوپ عمداً سرد سرو شود یا غذای گرم خنک شده باشد؛ مزه و ادویه موضوع جداست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Milch“.
سردبودن دمای شیر است؛ دربارهٔ تازگی یا فاسدشدن شیر داوری نمیکند.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Essen“.
وعدهٔ غذایی بدون گرمای سرو است؛ لزوماً خام یا مانده نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Hände“.
دمای بدن یا دستها توصیف میشود؛ لزوماً نشانهٔ بیماری نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Füße“.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Nase“.
بینیِ بدن یا حیوان واقعاً سرد است؛ این با توصیف رفتار سرد شخص یکی نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Zimmer“.
هوای فضای بسته دمای پایین دارد؛ «فضای سرد» به معنی غیرصمیمی استعارهٔ دیگری است.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Wind“.
احساس سرما از وزش باد میآید؛ با «باد شدید» یکسان نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Wetter“.
هوای محیط سرد است؛ با cold weather و معادلهای بومی قابل بیان است و به سرماخوردگی اشاره ندارد.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Morgen“.
وضعیت دما در بخشی از روز است؛ لزوماً تمام روز سرد نمیماند.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Nacht“.
دمای شب پایین است؛ استعارهٔ «شب سرد و بیاحساس» در این بافت مدنظر نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Metall“.
دستزدن به فلز از احساس سرمای سطح میگوید؛ دربارهٔ صفت شخصیتی نیست.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Boden“.
دمای سطح زیر پا یا دست بیان میشود؛ با اصطلاح مجازیِ رفتار سرد ارتباطی ندارد.
Beschreibt eine niedrige tatsächliche Temperatur im Zusammenhang mit „Regen“.
دمای قطرههای باران و احساسی که ایجاد میکند مدنظر است؛ مقدار بارش از آن فهمیده نمیشود.
Ein distanzierter, gefühlloser Blick ohne menschliche Wärme.
kalter Blick توصیف رفتاری بیمهر یا بیاحساس است؛ دمای نگاه سنجیده نمیشود.
Saft, der bei niedriger Temperatur serviert wird
دمای نوشیدنی مطرح است؛ سرد بودن لزوماً یخزده بودن یا تازگی آبمیوه را نشان نمیدهد.
ein Salat, der gekühlt oder kalt serviert wird
دمای سالاد موضوع است، نه اینکه مواد آن خام یا غذا حتماً تازه باشد.
Obst, das vor dem Essen gekühlt wurde
سردی به دمای میوه اشاره دارد، نه اینکه میوه نارس، یخزده یا از نوع خاصی باشد.
Käse, der nach dem Kühlen noch kalt ist
دمای پنیر مدنظر است؛ این توصیف به نوع، طعم یا تاریخ تولید پنیر اشاره نمیکند.
Butter, die wegen der niedrigen Temperatur fest ist
سردی و سفتی ناشی از دما مطرح است؛ با یخزدگی یا فاسدشدن یکسان نیست.
gekochter Reis, der abgekühlt ist
دمای برنج پس از پخت مطرح است، نه اینکه غذا حتماً کهنه یا نامناسب باشد.
gekochte Nudeln, die kalt serviert oder abgekühlt sind
پاستا پس از پخت خنک شده یا در سالاد پاستا سرد سرو میشود؛ این دما با نپخته بودن فرق دارد.
ein Dessert, das vor dem Servieren gekühlt wird
دمای دسر منظور است، نه شیرینی، طعم یا یخزدهبودن قطعی آن.
ein Trinkglas, dessen Oberfläche kalt ist
بدنهٔ لیوان سرد است، نه صرفاً نوشیدنی درون آن. با لیوان خالی یا خیس یکی نیست.
eine Flasche, deren Außenseite kalt geworden ist
دمای بدنهٔ بطری توصیف میشود؛ لزوماً محتویات آن یخزده یا حتی قابلنوشیدن نیست.
ein Fenster mit kalter Scheibe oder kaltem Rahmen
سطح شیشه یا قاب پنجره سرد است؛ این معنا دربارهٔ باز یا بسته بودن پنجره نیست.
eine Türklinke, die sich kalt anfühlt
فلز یا سطح دستگیره سرد شده است؛ سردی دما را نباید با برخورد سرد انسان اشتباه گرفت.
eine Bank im Freien mit kalter Sitzfläche
دمای نشیمن نیمکت پایین است؛ این صفت به خالی یا اشغالشده بودن نیمکت ربطی ندارد.
آب سرد را در لیوان ریختم.
آب سردآب سرد از چشمه جاری بود.
آب سرداو بعد از دویدن آب سرد نوشید.
آب سردچای سرد روی میز مانده بود.
چای سرداو چای سرد را در یخچال گذاشت.
چای سردچای سرد را با برش لیمو سرو کردیم.
چای سردقهوهٔ سرد را با یخ سفارش داد.
قهوهٔ سردقهوهٔ سرد در فنجان مانده بود.
قهوهٔ سرداو کمی شیر به قهوهٔ سرد افزود.
قهوهٔ سردسوپ سرد را برای تابستان آماده کردند.
سوپ سرداو سوپ سرد را در کاسه ریخت.
سوپ سردسوپ سردِ روی میز را دوباره گرم کردیم.
سوپ سردشیر سرد را از یخچال برداشت.
شیر سردکودک شیر سرد نمیخواست.
شیر سردشیر سرد را داخل پارچ ریختم.
شیر سرددر سفر غذای سرد خوردیم.
غذای سرداو برای ناهار غذای سرد آماده کرد.
غذای سردغذای سرد را در ظرف دربسته گذاشتند.
غذای سرددستهای سردش را در جیب گذاشت.
دستهای سرددستهای سردم را با حوله گرم کردم.
دستهای سرددستهای سرد کودک را گرفت.
دستهای سردپاهای سردش را با پتو پوشاند.
پاهای سردبعد از باران پاهای سردم را خشک کردم.
پاهای سردپاهای سرد کودک کمکم گرم شد.
پاهای سردبینی سرد سگ را لمس کردم.
بینی سردکودک با بینی سرد وارد خانه شد.
بینی سردبینی سردم را با شال پوشاندم.
بینی سرداتاق سرد را با بخاری گرم کردیم.
اتاق سرددر اتاق سرد پنجره را بست.
اتاق سرداتاق سرد هنوز برای خواب مناسب نبود.
اتاق سردباد سرد از کوه میوزید.
باد سردباد سرد صورتم را سوزاند.
باد سردبرای جلوگیری از باد سرد پنجره را بستیم.
باد سردهوای سرد ما را به خانه برگرداند.
هوای سرددر هوای سرد لباس گرم پوشیدیم.
هوای سردهوای سرد تا آخر هفته ادامه داشت.
هوای سردصبح سرد با مه آغاز شد.
صبح سرددر آن صبح سرد زود از خانه بیرون رفتیم.
صبح سردصبح سرد کمکم آفتابی شد.
صبح سردشب سردی را در کوه گذراندیم.
شب سرددر شب سرد آتش کوچکی روشن کردند.
شب سردآن شب سرد ستارهها واضح بودند.
شب سردفلز سرد را با دست لمس کرد.
فلز سردسطح فلز سرد زیر انگشتم بود.
فلز سردفلز سرد بهآرامی در اتاق گرم شد.
فلز سردپاهایم روی کف سرد قرار گرفت.
کف سردکف سرد آشپزخانه را با قالی پوشاندیم.
کف سردکودک روی کف سرد ننشست.
کف سردباران سرد روی صورتم ریخت.
باران سرددر باران سرد تا ایستگاه دویدیم.
باران سردباران سرد لباسهایمان را خیس کرد.
باران سردپیش از رفتن نگاه سردی به من انداخت.
نگاه سرد و بیاحساسنگاه سرد او همه را غافلگیر کرد.
نگاه سرد و بیاحساسبا نگاهی سرد پاسخ داد و رفت.
نگاه سرد و بیاحساسآبمیوهٔ سرد را در لیوان ریختم.
آبمیوهٔ سرد یا خنکشدهاو آبمیوهٔ سرد را از یخچال بیرون آورد.
آبمیوهٔ سرد یا خنکشدهآبمیوهٔ سرد روی میز کمکم گرم شد.
آبمیوهٔ سرد یا خنکشدهسالاد سرد را کنار غذا گذاشتیم.
سالاد سرد که خنک سرو میشوداو ظرف سالاد سرد را از یخچال آورد.
سالاد سرد که خنک سرو میشودسالاد سرد در روز گرم دلچسب بود.
سالاد سرد که خنک سرو میشودمیوهٔ سرد را برای عصرانه آماده کردیم.
میوهٔ سردی که در یخچال خنک شده استاو چند تکه میوهٔ سرد در بشقاب گذاشت.
میوهٔ سردی که در یخچال خنک شده استمیوهٔ سرد پس از مدتی بیرون از یخچال گرم شد.
میوهٔ سردی که در یخچال خنک شده استپنیر سرد را از یخچال بیرون آوردم.
پنیر سردِ تازه از یخچالاو پنیر سرد را روی نان گذاشت.
پنیر سردِ تازه از یخچالپنیر سرد چند دقیقه روی میز ماند.
پنیر سردِ تازه از یخچالکرهٔ سرد بهسختی روی نان پخش میشد.
کرهٔ سرد و سفتشده در یخچالاو کرهٔ سرد را تکهتکه کرد.
کرهٔ سرد و سفتشده در یخچالکرهٔ سرد را برای شیرینیپزی وزن کردیم.
کرهٔ سرد و سفتشده در یخچالبرنج سرد را در ظرف جداگانه گذاشت.
برنج سردشده پس از پختمن برنج سرد را کنار سالاد دیدم.
برنج سردشده پس از پختبرنج سرد را پیش از سرو دوباره گرم کردند.
برنج سردشده پس از پختپاستای سرد را با سبزیها مخلوط کردیم.
ماکارونی یا پاستای سرداو کمی پاستای سرد در بشقاب ریخت.
ماکارونی یا پاستای سردپاستای سرد برای سالاد آماده بود.
ماکارونی یا پاستای سرددسر سرد را بعد از شام آوردند.
دسر سرد که خنک سرو میشوددسر سرد را در کاسههای کوچک سرو کردیم.
دسر سرد که خنک سرو میشودروی دسر سرد چند تکه میوه گذاشت.
دسر سرد که خنک سرو میشودلیوان سرد را از یخچال بیرون آورد.
لیوان سرد از نظر دمای خود ظرفروی سطح لیوان سرد قطرههای آب نشست.
لیوان سرد از نظر دمای خود ظرفلیوان سرد را روی زیرلیوانی گذاشتم.
لیوان سرد از نظر دمای خود ظرفبطری سرد را در کیف گذاشتم.
بطری سردشده در یخچالسطح بطری سرد از رطوبت خیس شده بود.
بطری سردشده در یخچالاو بطری سرد را به دوستش داد.
بطری سردشده در یخچالشیشهٔ پنجرهٔ سرد را لمس کردم.
پنجرهٔ سرد در هوای زمستانکنار پنجرهٔ سرد نشستیم و چای نوشیدیم.
پنجرهٔ سرد در هوای زمستانبخار نفس روی پنجرهٔ سرد نشست.
پنجرهٔ سرد در هوای زمستاندستگیرهٔ سرد در را گرفتم.
دستگیرهٔ سرد در یا کمدصبح زمستان دستگیرهٔ سرد را لمس کرد.
دستگیرهٔ سرد در یا کمددستگیرهٔ سرد پس از روشنشدن بخاری کمی گرم شد.
دستگیرهٔ سرد در یا کمدروی نیمکت سرد پارک نشستیم.
نیمکت سرد در فضای بازنیمکت سرد هنوز از باران شب قبل خیس بود.
نیمکت سرد در فضای بازپس از طلوع آفتاب، نیمکت سرد کمی گرم شد.
نیمکت سرد در فضای بازصبح دوش آب سرد گرفتم.
دوش با آب سردآب دوش ناگهان سرد شد.
دوش با آب سرداو پیش از دوش سرد دمای آب را آزمایش کرد.
دوش با آب سردMir ist kalt, deshalb ziehe ich eine Jacke an.
سردم است، برای همین ژاکت میپوشم.
Vor dem Auftritt bekam er kalte Füße.
پیش از اجرا دچار تردید شد.
Sie warf ihm einen kalten Blick zu.
او نگاه سردی به او انداخت.
Die Kritik ließ ihn kalt.
انتقاد روی او اثر نگذاشت.
Stell den Saft bitte kalt.
لطفاً آبمیوه را سرد نگه دار.